Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

مرزهای شرقی ایران در جنگ؛ دوغارون و ریمدان چه نقشی در تجارت دارند؟

مرزهای شرقی ایران در جنگ؛ دوغارون و ریمدان چه نقشی در تجارت دارند؟

در شرایطی که ایران در محاصره دریایی قرار دارد و نمی‌توان از صددرصد ظرفیت بنادر جنوبی استفاده تمام و کمال کرد، مرزهای شرقی ایران، روزنه‌ای برای کم کردن اثر محاصره دریایی است. اما چرا این مرزها مهم‌اند و چه ظرفیتی دارند؟

- اندازه متن +

مرزهای شرقی ایران نمی‌توانند جای بنادر جنوبی را در جابه‌جایی محموله‌های حجیم بگیرند، اما در شرایط جنگی می‌توانند به خط پشتیبان تجارت کشور تبدیل شوند. گذرگاه‌هایی مانند دوغارون، میلک، ماهیرود، میرجاوه، ریمدان و پیشین برای انتقال کالاهای حساس، قطعات صنعتی، دارو و حفظ صادرات منطقه‌ای اهمیت دارند؛ مشروط بر آنکه گمرک، حمل‌ونقل، پرداخت و امنیت مسیر به‌صورت هماهنگ مدیریت شوند.

اهمیت این مسیرها زمانی بیشتر می‌شود که تجارت دریایی با افزایش هزینه بیمه، اختلال کشتیرانی یا نااطمینانی امنیتی مواجه باشد. با این حال، سیاست‌گذار نباید از مرزهای زمینی انتظار جایگزینی کامل تجارت دریایی را داشته باشد. نقش واقعی شرق، توزیع ریسک، حفظ جریان کالاهای اولویت‌دار و جلوگیری از وابستگی کامل زنجیره تأمین به چند بندر محدود است.

مرزهای شرقی ایران روی نقشه تجارت چه جایگاهی دارند؟

ایران در شرق با افغانستان و پاکستان مرز مشترک دارد؛ دو کشوری که هم بازار صادراتی محسوب می‌شوند و هم امکان اتصال ایران به آسیای جنوبی و بنادر ثالث را فراهم می‌کنند. تجارت سالانه ایران و افغانستان از مرز سه میلیارد دلار عبور کرده و افغانستان به یکی از مهم‌ترین مقاصد کالاهای غیرنفتی ایران تبدیل شده است. بخش بزرگی از این مبادلات نیز از مسیر دوغارون انجام می‌شود.

در مرز پاکستان نیز تجارت دو کشور در محدوده چند میلیارد دلار قرار دارد و دو طرف هدف‌گذاری بلندپروازانه‌تری را دنبال می‌کنند. با وجود فاصله زیاد میان تجارت فعلی و اهداف اعلامی، فعال بودن چند گذرگاه رسمی می‌تواند وابستگی به یک مسیر واحد را کاهش دهد.

گذرگاهبازار یا مسیر مرتبطکارکرد اصلیمحدودیت مهم
دوغارون ـ اسلام‌قلعههرات و غرب افغانستانصادرات، ترانزیت و دسترسی به بازار افغانستانازدحام، توقف کامیون‌ها و تغییر مقررات
میلک ـ زرنجنیمروز و محور افغانستان ـ چابهارتجارت مرزی و اتصال افغانستان به چابهارظرفیت جاده و خدمات لجستیکی
ماهیرود ـ ابونصر فراهیفراه و مناطق غربی افغانستانصادرات کالا و کاهش تمرکز بر دوغارونفاصله از مراکز بزرگ مصرف
میرجاوه ـ تفتانکویته و شبکه حمل‌ونقل پاکستانتجارت جاده‌ای و ریلیسرعت پایین، امنیت و ظرفیت محدود ریلی
ریمدان ـ گبدجنوب پاکستان و محور گوادرتجارت مرزی و دسترسی بالقوه به بنادر پاکستاننیاز به توسعه انبار، گمرک و پایانه
پیشین ـ مندبازارهای مرزی بلوچستان پاکستانتجارت محلی و صادرات منطقه‌ایزیرساخت و مقیاس محدود مبادلات

اهمیت این شبکه در آن است که شکست یا توقف یک گذرگاه، الزاماً کل تجارت شرقی را متوقف نمی‌کند. همین منطق «سبد مسیرها» در تحلیل نقش کریدورهای زمینی ایران در کاهش فشار تحریم‌ها نیز اهمیت دارد.

مرزهای شرق در شرایط جنگی چه کمکی به اقتصاد می‌کنند؟

  • ایجاد مسیر اضطراری برای کالاهای حساس

    دارو، تجهیزات پزشکی، قطعات یدکی، افزودنی‌های صنعتی، مواد واسطه‌ای و ماشین‌آلات سبک، ارزش بالا اما حجم کمتری دارند. انتقال این کالاها از مسیر زمینی، حتی با هزینه بیشتر، می‌تواند از توقف یک خط تولید یا ایجاد کمبود در بازار جلوگیری کند.

  • حفظ صادرات و جریان ارز

    اقتصاد جنگی فقط به واردات نیاز ندارد. توقف صادرات، درآمد ارزی و فعالیت واحدهای تولیدی را نیز مختل می‌کند. افغانستان برای مواد غذایی، مصالح ساختمانی، سوخت، دارو و محصولات صنعتی سبک بازار مهمی است. پاکستان نیز برای انرژی، پتروشیمی، کشاورزی، دارو و مصالح ظرفیت توسعه تجارت دارد.

  • کاهش تمرکز زنجیره تأمین

    اگر واردات کشور به چند بندر جنوبی محدود بماند، هر شوک امنیتی می‌تواند بخش بزرگی از زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار دهد. فعال بودن هم‌زمان بنادر، ریل، جاده و گذرگاه‌های زمینی، ریسک توقف کامل تجارت را کاهش می‌دهد.

  • تقویت نقش چابهار

    چابهار بدون اتصال مؤثر به زاهدان، میلک، ریمدان و شبکه افغانستان، یک بندر با پس‌کرانه محدود باقی می‌ماند. توسعه مرزهای شرقی باید همراه با توسعه چابهار دیده شود؛ زیرا بندر زمانی ارزش ترانزیتی پیدا می‌کند که بار آن با سرعت و هزینه قابل قبول به بازار مقصد برسد.

  • افزایش قدرت چانه‌زنی منطقه‌ای

    وقتی افغانستان یا پاکستان بخشی از تجارت خود را از مسیر ایران انجام دهند، ایران علاوه بر فروشنده کالا، به مسیر تجارت منطقه‌ای تبدیل می‌شود. این جایگاه می‌تواند در مذاکرات گمرکی، حمل‌ونقل، امنیت مرزی و تسویه مالی برای کشور قدرت چانه‌زنی ایجاد کند.

دوغارون و ریمدان چه ظرفیتی دارند؟

دوغارون مهم‌ترین دروازه زمینی تجارت ایران و افغانستان است. در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۴ بیش از ۵۲۹ هزار تن کالا به ارزش حدود ۲۸۴ میلیون دلار از گمرک دوغارون به افغانستان صادر شد. این حجم مبادله نشان می‌دهد دوغارون یک بازارچه محلی نیست، بلکه گره‌ای اصلی در تجارت دو کشور است.

نقش هرات نیز به همین گذرگاه محدود نمی‌شود. این شهر می‌تواند مرکز توزیع کالاهای ایرانی در غرب افغانستان باشد؛ موضوعی که در گزارش نقش هاب هرات در عبور ایران از محدودیت‌های دریایی بررسی شده است.

در مرز پاکستان، ریمدان ـ گبد به‌تدریج جایگاه مهم‌تری پیدا کرده است. بر اساس آمار اعلام‌شده، از ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ تا ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ بیش از ۴۶۰ هزار تن کالا با ۱۸ هزار و ۶۸۰ دستگاه کامیون از این محور جابه‌جا شده است. این ارقام ظرفیت عملیاتی ریمدان را نشان می‌دهد، اما تبدیل آن به یک مسیر بزرگ ترانزیتی به انبار، پایانه مجهز، خدمات بانکی، حمل یکسره و ثبات مقررات نیاز دارد.

چه کالاهایی برای انتقال از مرز زمینی مناسب‌ترند؟

انتخاب کالا باید بر اساس وزن، ارزش، فوریت و هزینه توقف تولید انجام شود. در شرایط بحران، اولویت مسیر زمینی می‌تواند به این گروه‌ها داده شود:

  • دارو، مواد اولیه دارویی و تجهیزات پزشکی؛
  • قطعات ضروری خطوط تولید و لوازم یدکی؛
  • مواد واسطه‌ای سبک با ارزش افزوده بالا؛
  • تجهیزات مخابراتی و الکترونیکی ضروری؛
  • مواد بسته‌بندی و افزودنی‌های صنعتی؛
  • کالاهای صادراتی بازار افغانستان و پاکستان؛
  • محموله‌های فاسدشدنی دارای زنجیره سرد.

در مقابل، انتقال نفت، گندم، سنگ‌آهن، نهاده‌های حجیم و بار انبوه کانتینری از جاده یا ریل، با محدودیت جدی ظرفیت و هزینه روبه‌روست. به همین دلیل، تغییر مسیر به‌تنهایی برای خنثی‌کردن فشار دریایی کافی نیست؛ نکته‌ای که در گفت‌وگوی چارسو درباره اینکه چرا محاصره دریایی فقط با تغییر مسیر خنثی نمی‌شود نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

مرزهای شرقی چه محدودیت‌هایی دارند؟

ظرفیت یک کشتی کانتینری یا فله‌بر با صدها یا هزاران کامیون قابل مقایسه نیست. انتقال بار از مسیر زمینی همچنین با هزینه سوخت، استهلاک جاده، توقف در گمرک، تعویض ناوگان، کنترل امنیتی و محدودیت ساعات فعالیت مرز مواجه است.

استفاده از بنادر کراچی، قاسم یا گوادر برای ورود کالا به ایران نیز صرفاً با تخلیه محموله در پاکستان عملیاتی نمی‌شود. این مسیر به قراردادهای ترانزیتی، پوشش بیمه، حمل زمینی ایمن، هماهنگی گمرکی و سازوکار پرداخت نیاز دارد. بنابراین، معرفی این بنادر به‌عنوان جایگزین قطعی مسیر دریایی ایران دقیق نیست؛ آن‌ها در بهترین حالت می‌توانند بخشی از شبکه پشتیبان باشند.

تنوع مسیر همچنین به‌خودی‌خود تورم را کاهش نمی‌دهد. فقط اگر فعال اقتصادی مطمئن باشد کالای ضروری با زمان و هزینه قابل پیش‌بینی وارد می‌شود، شبکه جایگزین می‌تواند از شدت نگرانی بازار و تقاضای احتیاطی بکاهد.

پنج اقدام برای عملیاتی شدن کریدور شرق

  1. فعالیت شبانه‌روزی گمرک‌های منتخب

    دوغارون، میلک، میرجاوه و ریمدان باید در دوره بحران امکان فعالیت ۲۴ ساعته و ترخیص سریع کالاهای اولویت‌دار را داشته باشند.

  2. ایجاد مسیر سبز برای کالاهای حیاتی

    دارو، قطعات ضروری و نهاده‌های حساس نباید در صف عادی کامیون‌ها متوقف شوند. فهرست کالاهای مشمول نیز باید از پیش و با معیارهای شفاف تعیین شود.

  3. اتصال گمرک، استاندارد و حمل‌ونقل در پنجره واحد

    تعدد مجوزها و ثبت دوباره اطلاعات، زمان عبور کالا را افزایش می‌دهد. تبادل الکترونیکی داده میان دستگاه‌ها باید پیش از بروز بحران تکمیل شود.

  4. توسعه انبار، سردخانه و حمل ترکیبی

    پایانه مرزی بدون انبار، سردخانه، پارکینگ و اتصال مناسب به ریل و جاده نمی‌تواند بار پشتیبان تجارت کشور را بر دوش بکشد.

  5. ایجاد سازوکار مالی و بیمه منطقه‌ای

    مسیر فیزیکی بدون امکان تسویه پول و بیمه بار کارایی محدودی دارد. توافق‌های دوجانبه با افغانستان و پاکستان باید پرداخت، ضمانت و پوشش ریسک حمل‌ونقل را نیز در بر گیرد.

جمع‌بندی؛ شرق مسیر نجات کامل نیست، اما بیمه تجارت ایران است

مرزهای شرقی قرار نیست جای بندرعباس، بندر امام یا دیگر بنادر جنوبی را بگیرند. مزیت اصلی آن‌ها در ایجاد یک شبکه پشتیبان برای کالاهای حساس، صادرات منطقه‌ای و اتصال چابهار به افغانستان و پاکستان است.

تاب‌آوری اقتصادی زمانی افزایش می‌یابد که کشور به یک بندر، یک مرز یا یک شیوه حمل وابسته نباشد. دوغارون، میلک، ماهیرود، میرجاوه، ریمدان و پیشین در صورت برخورداری از گمرک سریع، زیرساخت لجستیکی، مقررات پایدار و سازوکار مالی قابل اتکا، می‌توانند بخشی از بیمه تجاری ایران در روزهای بحران باشند.

سؤالات متداول

چرا مرزهای شرقی برای اقتصاد جنگی ایران مهم‌اند؟

این مرزها مسیرهای جایگزین و پشتیبان برای ورود کالاهای حساس، تداوم صادرات و کاهش تمرکز تجارت بر بنادر جنوبی فراهم می‌کنند.

مهم‌ترین گذرگاه‌های شرقی ایران کدام‌اند؟

دوغارون، میلک و ماهیرود در مرز افغانستان و میرجاوه، ریمدان و پیشین در مرز پاکستان، مهم‌ترین گذرگاه‌های مورد بررسی هستند.

آیا مسیرهای زمینی می‌توانند جای تجارت دریایی را بگیرند؟

خیر. ظرفیت و هزینه حمل زمینی اجازه جایگزینی کامل تجارت دریایی را نمی‌دهد. این مسیرها بیشتر برای کالاهای حساس، سبک و زمان‌محور مناسب‌اند.

مرز دوغارون چه نقشی در تجارت ایران دارد؟

دوغارون مهم‌ترین دروازه تجارت ایران با غرب افغانستان و مسیر اصلی دسترسی به بازار هرات است.

مرز ریمدان چه اهمیتی دارد؟

ریمدان ایران را به جنوب پاکستان متصل می‌کند و می‌تواند در توسعه تجارت مرزی و دسترسی به محور گوادر نقش داشته باشد.

چه کالاهایی برای انتقال از مرزهای شرقی مناسب‌ترند؟

دارو، تجهیزات پزشکی، قطعات خطوط تولید، مواد واسطه‌ای سبک، کالاهای فاسدشدنی و محموله‌های صادراتی منطقه‌ای، اولویت بیشتری دارند.

Total Views: 2
درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما