Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چرا بازگشایی هفت‌روزه هرمز می‌تواند به زیان ایران تمام شود؟

چرا بازگشایی هفت‌روزه هرمز می‌تواند به زیان ایران تمام شود؟

در طرح اعلام‌شده عراقچی، تنگه هرمز روز ششم باز می‌شود و گفت‌وگو برای توافق نهایی روز هفتم آغاز خواهد شد. پرسش این است که تا آن زمان، ایران کدام دستاورد اقتصادی و امنیتی خود را تثبیت کرده است؛ آن هم در آستانه انتخاباتی که بازگشت جریان انرژی برای آمریکا ارزش…

- اندازه متن +

بازگشایی هفت‌روزه هرمز زمانی می‌تواند به زیان ایران تمام شود که بازگشایی کامل تنگه پیش از اجرای قطعی و قابل‌راستی‌آزمایی تعهدات آمریکا انجام شود. در زمان‌بندی تشریح‌شده از سوی عباس عراقچی، اقدامات طرف آمریکایی باید طی چهار یا پنج روز انجام شود، تنگه در روز ششم باز شود و مذاکرات توافق نهایی در روز هفتم آغاز گردد. مسئله اصلی اصل بازگشایی نیست؛ ترتیب اجرای تعهدات است. اگر رفع محاصره، آزادی پایدار صادرات نفت، دسترسی به درآمدها و جایگاه ایران در سازوکار امنیتی هرمز تثبیت نشده باشد، تهران ممکن است مهم‌ترین اهرم عملی خود را پیش از پایان مذاکره واگذار کند.

بازگشایی هفت‌روزه هرمز دقیقاً چه ترتیبی داشت؟

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفته است شمارش هفت‌روزه از لحظه پذیرش طرح توسط آمریکا آغاز می‌شود. به گفته او، اقداماتی که واشنگتن باید انجام دهد از قبل به طرف آمریکایی ابلاغ شده و در چارچوب یادداشت تفاهم قرار دارد.

عراقچی توضیح داده است که اگر اقدامات لازم طی چهار یا پنج روز انجام شود، تنگه هرمز در روز ششم باز خواهد شد و گفت‌وگو با آمریکا برای دستیابی به توافق نهایی در روز هفتم آغاز می‌شود. بنابراین بازگشایی تنگه پایان توافق نیست؛ مقدمه ورود به مرحله بعدی مذاکره است.

مرحلهاقدام اعلام‌شدهپرسش اصلی برای ایران
شروع روز اولپذیرش طرح از سوی آمریکاپذیرش سیاسی است یا تعهد اجرایی و مکتوب؟
روزهای اول تا پنجمانجام اقدامات مورد مطالبه ایرانکدام اقدام‌ها کامل و قابل‌راستی‌آزمایی خواهند بود؟
روز ششمبازگشایی تنگه هرمزبازگشایی کامل است یا مرحله‌ای و قابل بازگشت؟
روز هفتمآغاز مذاکرات توافق نهاییاگر مذاکره شکست بخورد، سازوکار بازگشت تعهدات چیست؟

این ترتیب زمانی به‌خودی‌خود زیان‌بار نیست. خطر زمانی شکل می‌گیرد که تعهدات آمریکا در پنج روز نخست موقت، قابل بازگشت یا صرفاً اعلامی باشند، اما بازگشایی ایران در روز ششم کامل و دارای اثر فوری بر بازار انرژی و موقعیت واشنگتن باشد.

چرا ترتیب اجرای تعهدات محل اختلاف است؟

در توضیح عراقچی، روز ششم زمان بازگشایی هرمز و روز هفتم زمان آغاز گفت‌وگو برای توافق نهایی است. آغاز مذاکره به معنای تضمین نتیجه آن نیست. ممکن است پس از بازگشایی همچنان درباره محاصره بنادر، نحوه عبور کشتی‌ها، حضور نیروهای خارجی، صادرات نفت ایران یا سازوکار اداره امنیتی تنگه اختلاف باقی بماند.

در چنین حالتی، ایران پس از بازگشایی کامل باید بر سر همان موضوعات مذاکره کند، اما وضعیت بازار و نیاز فوری آمریکا تغییر کرده است. بازگشت نفتکش‌ها می‌تواند هزینه انرژی، کرایه حمل و فشار سیاسی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را کاهش دهد؛ درحالی‌که دستاوردهای ایران ممکن است هنوز به مذاکرات بعدی وابسته باشند.

برای جلوگیری از این عدم تقارن، هر مرحله از بازگشایی باید با یک اقدام قابل‌اندازه‌گیری از سوی مقابل پیوند بخورد؛ برای مثال، خروج یک محموله مشخص نفت ایران، رفع عملی محدودیت یک بندر، آزادشدن بخشی از منابع مالی یا برقرارشدن یک مسیر بانکی قابل استفاده.

تجربه تفاهم قبلی چه هشداری برای ایران دارد؟

در متن ۱۴بندی تفاهم پیشین ایران و آمریکا که رویترز منتشر کرد، مذاکره با عمان درباره اداره آینده هرمز پیش‌بینی شده بود. فاصله‌گرفتن نیروهای آمریکا از نزدیکی ایران نیز به مراحل بعدی توافق وابسته می‌شد، درحالی‌که بازگشت عبور کشتی‌ها زودتر آغاز می‌شد.

آن تفاهم در ادامه پایدار نماند و اختلاف بر سر تفسیر تعهدات، مسیر عبور کشتی‌ها و اجرای بندهای مربوط به هرمز دوباره به درگیری منتهی شد. این سابقه ثابت نمی‌کند که هر توافق تازه‌ای شکست خواهد خورد؛ اما نشان می‌دهد عبارت‌های کلی مانند «رفع محاصره» یا «بازگشایی تنگه» بدون تعریف دقیق، زمان‌بندی و سازوکار حل اختلاف کافی نیستند.

  • تعهدها باید قابل‌سنجش باشند

    رفع محاصره باید با شاخص‌هایی مانند امکان خروج نفتکش، دسترسی به بندر، رفع تهدید توقیف و بازگشت پوشش بیمه‌ای سنجیده شود.

  • بازگشایی باید مرحله‌ای باشد

    عبور محدود و کنترل‌شده می‌تواند هم‌زمان با اجرای تعهدات گسترش یابد؛ نه اینکه یک‌باره همه امتیاز عملی ایران واگذار شود.

  • سازوکار بازگشت لازم است

    اگر یکی از طرف‌ها تعهد خود را اجرا نکرد، وضعیت مرحله قبل باید بدون آغاز دور تازه‌ای از ابهام حقوقی قابل بازیابی باشد.

محاصره دریایی چه چیزی را از اقتصاد ایران گرفته است؟

داده‌های ردیابی نفتکش‌ها نشان می‌دهند محاصره دریایی، صادرات نفت ایران را بسیار بیشتر از تحریم‌های متعارف محدود کرده است. بر اساس گزارش رویترز، بارگیری نفت خام و میعانات ایران از حدود ۲ میلیون بشکه در روز در ماه مارس به محدوده تقریبی ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در اوت کاهش یافت.

رویترز همچنین گزارش داده است که پس از بازگشت محاصره در میانه ژوئیه، جریان محموله‌های تازه ایران به چین به‌شدت محدود شد. این افت نشان می‌دهد فشار فقط روی درآمد ارزی نیست؛ توان بارگیری، گردش نفتکش، دسترسی به خریدار و جایگاه ایران در زنجیره تأمین نیز هم‌زمان آسیب دیده‌اند.

صادرات نفت خام و میعانات ایرا
نمایش داده‌های نمودار
بازهCrude & condensate exports
۴۶۰۸۰۲۱۵۰
۴۶۰۸۱۲۱۵۰
۴۶۰۹۱۲۰۳۰
۴۶۱۰۱۱۹۲۰
۴۶۱۱۲۱۸۰۰
۴۶۱۲۲۱۶۷۰
۴۶۱۳۲۱۵۳۰
۴۶۱۴۲۱۴۰۰
۴۶۱۵۲۱۰۴۰
۴۶۱۶۲۶۷۰
۴۶۱۷۳۳۰۰
۴۶۱۸۳۴۵۰
۴۶۱۹۳۶۰۰
۴۶۲۰۳۷۵۰
۴۶۲۱۳۸۲۰
۴۶۲۱۶۸۵۰
۴۶۲۱۷۸۳۰
۴۶۲۲۳۷۱۰
۴۶۲۳۴۷۴۰
۴۶۲۴۴۵۷۰
۴۶۲۵۴۴۰۰
۴۶۲۶۵۲۴۰

توضیح نمودار: ارقام، برآورد تقریبی صادرات نفت خام و میعانات ایران بر حسب هزار بشکه در روز است که از داده‌های شرکت ردیابی محموله Kpler و گزارش اول سپتامبر ۲۰۲۶ رویترز استخراج و بازسازی شده است. این داده‌ها آمار رسمی صادرات ایران نیستند و ممکن است با بازنگری اطلاعات ردیابی کشتی‌ها تغییر کنند.

شدت فشار اقتصادی یک استدلال مهم به نفع مذاکره و کاهش اختلال است؛ اما هم‌زمان نشان می‌دهد رفع محاصره باید در عمل آزمایش شود. اعلام توافق به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که نفتکش ایرانی بتواند بارگیری کند، از مسیر عبور کند، بیمه بگیرد و درآمد حاصل از فروش را به کشور بازگرداند.

تغییر ذخایر شناور ایران چه هشداری می‌دهد؟

ذخایر شناور دو وضعیت متفاوت را ثبت می‌کنند: نفتی که روی نفتکش‌ها و نزدیک ایران گرفتار شده و نفتی که در خارج از محدوده محاصره، هنوز امکان تحویل به بازارهای آسیایی را دارد.

طبق داده‌های ورتکسا و کپلر که رویترز و وال‌استریت ژورنال نقل کرده‌اند، ذخایر قابل‌دسترسی ایران در خارج از محدوده محاصره از حدود ۹۰ میلیون بشکه به نزدیک ۲۹ میلیون بشکه کاهش یافته است. کاهش این بخش به معنای آن است که ایران از ذخایر قبلی برای حفظ تحویل به مشتریان استفاده کرده، اما نفت تازه با همان سرعت جایگزین نشده است.

ذخایر نفت ایران روی نفتکش‌ها در خارج از محدوده محاصره
نمایش داده‌های نمودار
بازهMillion barrels
۴۶۰۸۰۱۶۶
۴۶۱۰۲۱۵۴
۴۶۱۲۵۱۲۷
۴۶۱۷۴۸۰
۴۶۲۱۷۹۸
۴۶۲۵۴۸۰
۴۶۲۷۲۲۹

توضیح نمودار: ارقام نشان‌دهنده برآورد ذخایر نفت ایران روی نفتکش‌ها در خارج از محدوده محاصره و عمدتاً قابل‌دسترسی برای تحویل به مشتریان آسیایی است. برای میانه ژوئیه برآوردهای متفاوتی میان ۹۰ تا ۱۰۵ میلیون بشکه منتشر شده و رقم نزدیک ۲۹ میلیون بشکه، آخرین برآورد عمومی کپلر در اوایل سپتامبر است.

ذخیره شناور زمانی یک دارایی تجاری پایدار است که ایران بتواند آن را دوباره تأمین کند. اگر نفت موجود تحویل داده شود اما نفتکش‌های تازه نتوانند از بنادر ایران خارج شوند، ذخیره شناور به‌تدریج تخلیه می‌شود و خریدار به منابع جایگزین روی می‌آورد.

افت دریافت نفت ایران در چین چه اثری دارد؟

کاهش دریافت نفت ایران در چین، حلقه بعدی فشار را نشان می‌دهد. رویترز به نقل از کپلر گزارش کرده است که با افت عرضه ایران، پالایشگران مستقل چینی به بررسی محموله‌های جایگزین از روسیه و دیگر تولیدکنندگان روی آورده‌اند.

برآورد مقدماتی کپلر، واردات نفت ایران توسط چین را از حدود ۸۲۳ هزار بشکه در روز در ژوئیه به نزدیک ۵۳۴ هزار بشکه در روز در اوت کاهش داده است. این ارقام با آمار رسمی گمرک چین تفاوت دارند؛ زیرا بخش مهمی از نفت ایران با مبدأ اعلامی کشورهای دیگر یا از طریق انتقال کشتی‌به‌کشتی وارد چین می‌شود.

دریافت نفت ایران در چین
نمایش داده‌های نمودار
بازهدریافت نفت ایران در چین
۲۰۲۶-۰۱۱۲۵۳
۲۰۲۶-۰۲۱۱۳۸
۲۰۲۶-۰۳۱۷۱۰
۲۰۲۶-۰۴۱۱۶۰
۲۰۲۶-۰۵۱۱۰۰
۲۰۲۶-۰۶۷۸۵
۲۰۲۶-۰۷۸۲۳
۲۰۲۶-۰۸۵۳۴

توضیح نمودار: ارقام، برآورد شرکت Kpler از ورود نفت خام ایران به چین است. کپلر برای شناسایی این جریان، انتقال‌های کشتی‌به‌کشتی و محموله‌های دارای مبدأ ثانویه را نیز بررسی می‌کند. رقم اوت مقدماتی است و برای سپتامبر تا زمان تنظیم این گزارش، برآورد ماهانه نهایی و عمومی منتشر نشده است.

خریدار برای نتیجه یک منازعه سیاسی نامحدود منتظر نمی‌ماند. اگر عرضه ایران برای مدتی طولانی غیرقابل پیش‌بینی شود، پالایشگاه‌ها قرارداد، ترکیب خوراک و شبکه حمل خود را با منابع دیگر تنظیم می‌کنند. حتی پس از رفع محاصره نیز بازگرداندن آن سهم بازار بدون تخفیف، تضمین تحویل و قرارداد پایدار آسان نخواهد بود.

آیا فشار بر صادرات، دلیل پذیرش سریع طرح است؟

افت صادرات هم استدلال موافق توافق است و هم هشداری درباره کیفیت توافق. از یک سو، ادامه محاصره درآمد ارزی، بودجه و رابطه با خریداران را فرسوده می‌کند. از سوی دیگر، همین فشار ممکن است ایران را به پذیرش ترتیبی سوق دهد که رفع محدودیت‌ها در آن موقت باشد، اما امتیاز بازگشایی هرمز فوراً در اختیار طرف مقابل قرار گیرد.

راه‌حل حرفه‌ای، رد مذاکره یا طولانی‌کردن اختلال نیست. راه‌حل، تبدیل مدل هفت‌روزه به یک برنامه مرحله‌ای و متقابل است که در آن هر گام ایران پس از مشاهده نتیجه عملی گام طرف مقابل اجرا شود.

مدل بازگشایی کاملمدل مرحله‌ای و متقابل
بازشدن کامل تنگه در روز ششمافزایش تدریجی عبور متناسب با اجرای تعهدات
مذاکره درباره اختلاف‌های اصلی در روز هفتمتعیین قواعد اصلی پیش از گسترش عبور
ریسک بازگشت یک‌جانبه محاصرهوجود سازوکار توقف یا بازگشت در صورت نقض
کاهش فوری فشار بازار بر آمریکاتقسیم متوازن منافع در طول اجرا
ابهام درباره صادرات نفت ایرانآزمایش خروج واقعی نفتکش و دریافت درآمد

ایران چگونه می‌تواند نقش خود را در امنیت هرمز تثبیت کند؟

مدیریت هرمز الزاماً به معنای متوقف‌کردن یا تفتیش همه کشتی‌ها نیست. مسئله اصلی این است که ایران در تعیین روال‌های ایمنی و امنیتی این آبراه حضور مؤثر داشته باشد؛ از هماهنگی مسیر و زمان عبور در شرایط پرخطر تا اعلام حادثه، امداد دریایی و ایجاد ارتباط اضطراری برای جلوگیری از گسترش برخوردهای محدود.

قواعد اعلامی و سابقه اختلاف بر سر مسیر عبور در گزارش قوانین اعلامی ایران برای عبور از تنگه هرمز بررسی شده است.

ایران همچنین می‌تواند درباره فاصله عملیات نظامی از بنادر و کشتی‌های تجاری، اطلاع‌رسانی اقدامات پرخطر و رسیدگی فوری به حوادث، تعهدات مشخص و قابل‌سنجش مطالبه کند. اگر این مسائل به بعد از بازگشایی کامل موکول شوند، تهران باید در شرایطی درباره محدودکردن رفتارهای پرخطر مذاکره کند که فشار فوری بازار انرژی بر طرف مقابل کاهش یافته است.

آیا الگوی تنگه مالاکا برای هرمز قابل استفاده است؟

سازوکار مالاکا بر همکاری دولت‌های ساحلی، مشارکت استفاده‌کنندگان و تأمین هزینه خدمات ایمنی استوار است. این تجربه می‌تواند برای امداد دریایی، تبادل اطلاعات و تأمین مالی خدمات مفید باشد؛ اما نسخه آماده‌ای برای هرمز نیست.

هرمز از نظر حضور نظامی خارجی، سطح درگیری، تحریم و اختلاف بر سر حاکمیت عملیاتی با مالاکا تفاوت دارد. ایران و عمان دو دولت ساحلی اصلی تنگه‌اند و هر سازوکار پایدار باید نقش هر دو کشور را در کنار حقوق عبور بین‌المللی تعریف کند.

ایده تبدیل هرمز از یک ابزار مقطعی به دارایی پایدار پیش‌تر در گزارش آیا تنگه هرمز فقط یک کارت مذاکره است؟ بررسی شده است. ارزش پایدار زمانی ایجاد می‌شود که توان رصد، خدمات دریایی، مدیریت حادثه و هماهنگی با عمان در یک ساختار اجرایی مشخص قرار گیرد.

چرا بیمه و خدمات دریایی بخشی از منافع ایران‌اند؟

بازگشت کشتی‌ها به معنای بازگشت خودکار منافع اقتصادی به ایران نیست. شرکت‌های بیمه، دولت‌های منطقه و بنادر رقیب در حال ساخت سازوکارهای خود برای مدیریت ریسک هرمز هستند.

اس‌اندپی گلوبال به نقل از یک مقام اتحادیه بین‌المللی بیمه دریایی، زیان بیمه‌گران از بحران را حدود ۲ میلیارد دلار برآورد کرده و از ایجاد تسهیلات ۴۰ میلیارد دلاری پوشش مجدد ریسک در آمریکا خبر داده است. اگر طراحی بیمه، تضمین حمل و رسیدگی به خسارت کاملاً خارج از ایران تثبیت شود، بازگشایی تنگه لزوماً درآمد خدماتی یا نقش نهادی برای ایران ایجاد نمی‌کند.

بندر، یدک‌کش، امداد و نجات، تعمیر، سوخت‌رسانی، تبادل اطلاعات و رسیدگی به خسارت اجزای اقتصادی مدیریت آبراه‌اند. ایران برای برخورداری از این منافع به ظرفیت عملیاتی، قرارداد و اعتماد صاحبان کالا نیاز دارد؛ صرف اعلام نقش مدیریتی کافی نیست.

آیا مخالفت با مدل هفت‌روزه به معنای ادامه انسداد هرمز است؟

خیر. ادامه طولانی اختلال به صادرات ایران، خریداران آسیایی، کارکنان کشتی‌ها و جایگاه بلندمدت هرمز آسیب می‌زند. مسیرهای جایگزین نیز هرچند ظرفیت جایگزینی کامل تنگه را ندارند، با طولانی‌شدن بحران سرمایه بیشتری جذب می‌کنند. این خطر در گزارش کریدور جایگزین تنگه هرمز چیست؟ بررسی شده است.

گزینه جایگزین، آغاز فوری اقدامات ایمنی و بازگشایی مرحله‌ای است. ایران می‌تواند ابتدا خروج محموله‌های خود، امکان دریافت پول، کاهش حضور عملیاتی نزدیک بنادر و آغاز سازوکار مشترک مدیریت حادثه را بیازماید؛ سپس متناسب با اجرای تعهدات، دامنه عبور را گسترش دهد.

یک مدل کم‌ریسک‌تر برای بازگشایی هرمز چیست؟

  • مرحله اول؛ پذیرش مکتوب و توقف اقدامات تشدیدکننده

    طرفین باید متن، زمان‌بندی، تعریف رفع محاصره و سازوکار رسیدگی به نقض را به‌صورت مکتوب تثبیت کنند.

  • مرحله دوم؛ آزمایش عملی صادرات ایران

    چند نفتکش ایرانی باید بتوانند بدون تهدید توقیف، حمله یا انسداد بارگیری کرده و از مسیر تعیین‌شده عبور کنند.

  • مرحله سوم؛ دسترسی مالی و بیمه‌ای

    صرف خروج نفتکش کافی نیست؛ دریافت پول، بیمه محموله و خدمات بندری باید عملاً قابل استفاده باشد.

  • مرحله چهارم؛ افزایش تدریجی عبور عمومی

    با تأیید اجرای مراحل قبلی، محدودیت‌های عبور برای سایر کشتی‌ها به‌صورت مرحله‌ای کاهش یابد.

  • مرحله پنجم؛ تثبیت سازوکار ایران و عمان

    هماهنگی مسیر، ایمنی، ارتباط اضطراری و مدیریت حادثه باید پیش از بازگشایی کامل تثبیت شود.

پرسش‌های پرتکرار درباره بازگشایی هفت‌روزه هرمز

  • چرا بازگشایی هرمز در روز ششم محل انتقاد است؟

    زیرا مذاکره برای توافق نهایی در روز هفتم آغاز می‌شود. اگر تعهدات آمریکا پیش از روز ششم کامل و قابل‌راستی‌آزمایی نباشند، ایران ممکن است بازگشایی را زودتر از تثبیت دستاوردهای خود اجرا کند.

  • آیا آمریکا طرح هفت‌روزه ایران را پذیرفته است؟

    خیر. وال‌استریت ژورنال از رد طرح توسط ترامپ خبر داده، اما ایران بر اساس گزارش رویترز همچنان منتظر پاسخ رسمی واشنگتن است.

  • آیا افت صادرات نفت، مذاکره فوری را ضروری می‌کند؟

    افت صادرات هزینه ادامه محاصره را بالا برده و مذاکره را ضروری‌تر می‌کند؛ اما هم‌زمان ضرورت اجرای مرحله‌ای، تضمین صادرات و راستی‌آزمایی تعهدات را نیز افزایش می‌دهد.

  • سه نمودار نفتی چه چیزی را نشان می‌دهند؟

    نمودارها به‌ترتیب تغییر بارگیری نفت ایران، ذخایر نفت قابل‌دسترسی روی آب و دریافت نفت ایران در چین را نشان می‌دهند. این سه شاخص بخش‌های متفاوت زنجیره صادرات‌اند.

  • گزینه جایگزین بازگشایی کامل چیست؟

    بازگشایی مرحله‌ای و متقابل؛ به‌گونه‌ای که هر افزایش در عبور کشتی‌ها پس از اجرای عملی یک تعهد آمریکا انجام شود.

جمع‌بندی؛ مسئله بازگشایی هرمز نیست، تقدم و تضمین تعهدات است

بازگشایی هفت‌روزه هرمز لزوماً به زیان ایران نیست؛ اما ترتیب اعلام‌شده می‌تواند نامتوازن باشد. اگر تنگه در روز ششم به‌طور کامل باز شود و مسائل اصلی به مذاکره روز هفتم موکول شوند، آمریکا زودتر از ایران به منفعت فوری خود، یعنی کاهش فشار بر بازار انرژی و کشتیرانی، دست پیدا می‌کند.

داده‌های صادرات نیز دو پیام هم‌زمان دارند. افت بارگیری نفت، کاهش ذخایر قابل‌دسترسی و کاهش دریافت چین نشان می‌دهند ادامه محاصره برای ایران پرهزینه است؛ اما همین آسیب‌پذیری ایجاب می‌کند که رفع محاصره فقط روی کاغذ نباشد و با خروج واقعی نفتکش، دسترسی به پول و بازگشت پوشش بیمه‌ای سنجیده شود.

مدل کم‌ریسک‌تر، بازگشایی مرحله‌ای و متقابل است. ابتدا باید تعهدات اجرایی، صادرات آزمایشی، دسترسی مالی و سازوکار ایران و عمان تثبیت شود؛ سپس دامنه عبور عمومی افزایش یابد. در این صورت، هرمز از یک امتیاز یک‌باره به بخشی از یک توافق قابل‌سنجش و پایدار تبدیل خواهد شد.

منابع گزارش

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما