چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

آشنایی با ظرفیت‌های اقتصادی بندر ماهشهر و جایگاه آن در جنگ

آشنایی با ظرفیت‌های اقتصادی بندر ماهشهر و جایگاه آن در جنگ

بندر ماهشهر، یکی از مهم‌ترین قطب‌های پتروشیمی ایران در جنوب غرب کشور است. این منطقه با ظرفیت اسمی بیش از ۲۵ میلیون تن محصول پتروشیمی در سال، چگونه می‌تواند در دوران جنگ به اقتصاد ایران کمک کند؟

- اندازه متن +

ظرفیت اقتصادی بندر ماهشهر چیست؟

ماهشهر قبل از آنکه یک بندر عمومی برای واردات و صادرات متنوع باشد، یک بندر-شهر صنعتی و پتروشیمی است. اهمیت آن نه در کانتینر عمومی، نه در ترانزیت گسترده، بلکه در زنجیره تولید، ذخیره، بارگیری و صادرات محصولات پتروشیمی، شیمیایی و مواد واسطه‌ای است.

منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی در محدوده ماهشهر و بندر امام خمینی، یکی از فشرده‌ترین خوشه‌های پتروشیمی ایران است. طبق گزارش‌های رسمی، این منطقه در محدوده‌ای حدود ۲۶۰۰ هکتار شکل گرفته و به خور موسی، بندر امام، محور ماهشهر ـ سربندر و مجتمع‌های بزرگ پتروشیمی متصل است. همین جغرافیا ماهشهر را به یکی از نقاطی تبدیل کرده که صنعت، بندر، خوراک، مخزن، اسکله، خط لوله و صادرات در آن روی هم افتاده‌اند.

عدد اصلی ماهشهر، ظرفیت تولید پتروشیمی آن است. داده‌های شرکت ملی صنایع پتروشیمی نشان می‌دهد ظرفیت اسمی سالانه مجتمع‌های پتروشیمی مستقر در ماهشهر حدود ۲۵.۶ میلیون تن و برنامه تولید سالانه آن‌ها حدود ۲۱ میلیون تن بوده است. در برخی گزارش‌های بعدی نیز از ظرفیت حدود ۲۶ میلیون تن برای منطقه ویژه پتروشیمی سخن گفته شده است. این یعنی ماهشهر به‌تنهایی یکی از ستون‌های تولید پتروشیمی ایران است و توقف یا اختلال در آن، فقط مسئله یک شهر یا یک بندر نیست؛ مسئله زنجیره تولید صنعتی کشور است.

مزیت ماهشهر، خوشه‌ای بودن آن است. در این منطقه، مجتمع‌هایی مثل بندر امام، مارون، امیرکبیر، فجر، رازی، تندگویان، اروند، فن‌آوران و دیگر شرکت‌های پتروشیمی در کنار هم قرار گرفته‌اند. بعضی از این واحدها تولیدکننده خوراک و مواد پایه‌اند، بعضی محصولات میانی تولید می‌کنند و بعضی به زنجیره پایین‌دستی وصل‌اند. این تراکم، در زمان عادی مزیت اقتصادی می‌سازد؛ چون هزینه انتقال، ذخیره‌سازی و ارتباط بین واحدها را کم می‌کند. اما در جنگ، همین تراکم اگر مدیریت نشود، ریسک زنجیره‌ای ایجاد می‌کند.

ظرفیت بندری ماهشهر نیز از همین جنس است. این منطقه برای تخلیه و بارگیری مواد شیمیایی، مایعات پتروشیمی، خوراک، فرآورده و محصولات صادراتی طراحی شده است. وجود پایانه‌های تخصصی مانند پایانه اکسیر شیمی، مخازن مایعات شیمیایی، خطوط لوله متصل به اسکله‌ها، امکان جابه‌جایی هم‌زمان چند کالا بین کشتی، مخزن، تانکر و مجتمع‌های نزدیک، نشان می‌دهد ماهشهر بندر کالای عمومی نیست؛ بندر تخصصی زنجیره پتروشیمی است.

این تفاوت مهم است. اگر چابهار برای واردات اضطراری و دسترسی به آب آزاد اهمیت دارد، ماهشهر برای حفظ صادرات غیرنفتی و خوراک صنایع پایین‌دستی اهمیت دارد. اگر امیرآباد برای غلات و کریدور شمالی مهم است، ماهشهر برای پلیمر، مواد شیمیایی، کود، خوراک واسطه‌ای، مایعات شیمیایی و ارزآوری پتروشیمی مهم است. بنابراین نقش ماهشهر در اقتصاد ایران، نقش «تولید و صادرات صنعتی» است؛ نه فقط حمل‌ونقل.

ماهشهر در جنگ چه کاری می‌تواند برای ایران بکند؟

در جنگ، اولین واقعیت درباره ماهشهر این است که بیرون از منطقه خطر نیست. این بندر در خلیج فارس و در نزدیکی یکی از حساس‌ترین خوشه‌های انرژی و پتروشیمی ایران قرار دارد. بنابراین نباید درباره آن مثل یک مسیر امن جایگزین حرف زد. ماهشهر راه فرار از جنگ نیست؛ خود یکی از دارایی‌های در معرض جنگ است. اما همین دارایی، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند بخشی از اقتصاد جنگی ایران را سرپا نگه دارد.

کار اول ماهشهر، حفظ جریان تولید صنایع پایین‌دستی است. پتروشیمی فقط صادرات نیست. بسیاری از محصولات ماهشهر، خوراک صنایع داخلی‌اند؛ از بسته‌بندی و پلاستیک تا کشاورزی، ساختمان، خودرو، لوازم خانگی، نساجی، شوینده، رنگ، رزین و مواد شیمیایی. اگر جریان تولید و توزیع ماهشهر قطع شود، مسئله فقط کاهش ارزآوری نیست؛ بخشی از صنایع پایین‌دستی داخل کشور هم با کمبود مواد اولیه روبه‌رو می‌شوند. در جنگ، این یعنی فشار بر تولید، اشتغال و قیمت کالاهای مصرفی.

کار دوم، حفظ ارزآوری غیرنفتی است. وقتی صادرات نفت خام تحت فشار قرار می‌گیرد، پتروشیمی یکی از مسیرهای اصلی تأمین ارز کشور است. گزارش‌ها نشان داده‌اند ایران سالانه ده‌ها میلیون تن محصول پتروشیمی صادر می‌کند و ارزش این صادرات چندین میلیارد دلار است. بنابراین ماهشهر در جنگ فقط محل تولید نیست؛ بخشی از سپر ارزی کشور است. اگر صادرات پتروشیمی متوقف شود، فشار از بازار انرژی به بازار ارز و سپس به قیمت کالاهای داخلی منتقل می‌شود.

کار سوم، مدیریت اولویت میان داخل و صادرات است. تجربه جنگ نشان داد که در زمان اختلال تولید، ممکن است کشور ناچار شود صادرات پتروشیمی را محدود کند تا مواد اولیه صنایع داخلی تأمین شود. این تصمیم اگر دیر، بی‌قاعده و ناگهانی گرفته شود، هم صادرکننده آسیب می‌بیند و هم صنعت داخلی دچار بی‌اطمینانی می‌شود. سیاست درست این است که از قبل مشخص شود کدام محصولات باید برای داخل نگه داشته شوند، کدام محصولات قابل صادرات‌اند، کدام صنایع پایین‌دستی اولویت دارند و قیمت‌گذاری چگونه باید مانع شوک در بازار شود.

کار چهارم، تبدیل ماهشهر به «قرارگاه زنجیره پتروشیمی» است. در جنگ، ماهشهر نباید فقط با منطق شرکت‌های جداگانه اداره شود. باید یک میز عملیاتی مشترک میان شرکت ملی صنایع پتروشیمی، گمرک، بنادر، شرکت‌های پتروشیمی، حمل‌ونقل، بیمه، صنایع پایین‌دستی و بانک‌ها شکل بگیرد. این میز باید روزانه چند چیز را ببیند: تولید هر مجتمع، موجودی مخازن، نیاز صنایع داخلی، ظرفیت اسکله، امکان بارگیری، وضعیت خطوط لوله، اولویت صادرات، ریسک بیمه، و مسیرهای جایگزین حمل.

کار پنجم، ساختن مسیر پشتیبان برای محصولات پتروشیمی است. ماهشهر نمی‌تواند از جغرافیای خلیج فارس جدا شود، اما می‌تواند بخشی از فشار را با توزیع مسیر کم کند. بخشی از محصولات باید امکان انتقال زمینی به بنادر دیگر، مصرف داخلی، ذخیره‌سازی در مراکز امن‌تر و ارسال تدریجی به بازارهای منطقه‌ای را داشته باشند. همه چیز نباید در لحظه بحران به اسکله و کشتی وابسته بماند. در اقتصاد جنگی، مخزن، واگن، تانکر، انبار، مسیر جاده‌ای و قرارداد فروش به اندازه اسکله مهم‌اند.

نوآوری سیاستی در ماهشهر این است که آن را فقط «هاب صادرات پتروشیمی» نبینیم؛ آن را «سامانه تنظیم تولید، مصرف و صادرات پتروشیمی» ببینیم. یعنی در زمان جنگ، هدف فقط این نباشد که هرچه تولید شد صادر شود. هدف باید این باشد که تولید حیاتی حفظ شود، صنایع داخلی مواد بگیرند، صادرات ارزآور ادامه پیدا کند، ذخیره‌سازی هوشمند انجام شود و اگر حمل دریایی مختل شد، زنجیره به‌سرعت به مسیرهای دیگر سوئیچ کند.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما