در روزهای اخیر، سه آبراهی استراتژیک حیاتی برای تجارت جهانی انرژی بهطور همزمان در کانون تنشهای ژئوپلیتیکی قرار گرفتهاند. انسداد بابالمندب بر روی نفتکشهای سعودی توسط انصارالله یمن در واکنش به تحریمهای اقتصادی، تشدید تنشها در تنگهی هرمز متعاقب حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، و همچنین حملات پهپادی اوکراین به زیرساختهای کنسرسیوم خط لولهی خزر در دریای سیاه، سه جبههی متفاوت اما همگرا را برای اختلال در عرضهی انرژی جهانی ایجاد کرده است. بر اساس دادههای ادارهی اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت از تنگهی هرمز عبور میکند که معادل یکپنجم مصرف جهانی و یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان است. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در این مسیرها میتواند به افزایش بیسابقهی قیمت نفت و تحمیل هزینههای سنگین بر اقتصاد جهانی منجر شود.
با وجود خطوط لولهی جایگزین در عربستان و امارات، کارشناسان تأکید دارند که بیش از ۷۰ درصد از نفت صادراتی از تنگهی هرمز هیچ جایگزین عملی ندارد. خط لولهی شرقـغرب عربستان و خط لولهی ابوظبی مجموعاً ظرفیتی معادل ۴.۷ میلیون بشکه در روز برای دور زدن تنگه فراهم میکنند، اما این میزان در برابر حجم عظیم عبوری از تنگه ناچیز است. علاوه بر این، اختلال همزمان در بابالمندب که سالانه بیش از یک تریلیون دلار کالا از آن عبور میکند و دریای سیاه که حدود ۸۰ درصد از صادرات نفت قزاقستان از آن گذر دارد، تصویری هشداردهنده از یک بحران سهبعدی در زنجیرهی تأمین انرژی جهانی ترسیم کرده است.
چند مورد در رابطه با ابعاد اقتصادی اختلال در سه آبراهی استراتژیک
اختلال همزمان در این سه گلوگاه، ابعاد مختلفی از جمله افزایش هزینههای حملونقل، تغییر مسیر کشتیها، کاهش عرضه و افزایش قیمت جهانی نفت را دربرمیگیرد که در ادامه به پنج نکتهی کلیدی اشاره خواهد شد.
۱. تنگهی هرمز؛ قلب تپندهی تجارت نفت جهان: بر اساس دادههای ادارهی اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمهی نخست سال ۲۰۲۵، بهطور میانگین ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز نفت از تنگهی هرمز عبور کرده است که معادل حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی مایعات نفتی و یکچهارم کل نفت تجارتشدهی دریایی جهان است. کاهش ۱.۵ میلیون بشکهای حجم عبور نفت خام از این تنگه نسبت به سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، تنها ۰.۵ میلیون بشکه توسط فرآوردههای نفتی جبران شده است. الجزیره اخیراً گزارش داده که بیش از ۷۰ درصد نفت صادراتی از تنگهی هرمز غیرقابلجایگزینی است. خطوط لولهی موجود نظیر شرقـغرب عربستان با ظرفیت ۴.۷ میلیون بشکه در روز، تنها بخش کوچکی از این نیاز را پوشش میدهند.
۲. بابالمندب؛ اهرم فشار بر صادرات عربستان: تنگهی بابالمندب با عرض ۳۲ کیلومتر، تنها ورودی دریای سرخ از اقیانوس هند و محل عبور ۱۲ تا ۱۵ درصد از تجارت دریایی جهانی و ۳۰ درصد ترافیک کانتینری جهان است. بر اساس گزارش شرکت کپلر، صادرات نفت عربستان از طریق بابالمندب از ۲۴۰ هزار بشکه در روز در ژوئن به ۳.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافته و اکنون حدود ۷۵ درصد از صادرات نفت ریاض از این مسیر عبور میکند. با انسداد اخیر، عربستان عملاً خروجی جایگزینی برای صادرات نفت خود ندارد. بهعلاوه، صادرات LNG از طریق این تنگه در سال ۲۰۲۴ و نیمهی نخست ۲۰۲۵ به دلیل نگرانیهای امنیتی و نرخ بالای بیمه به نزدیک صفر رسیده است.
۳. دریای سیاه؛ جبههی سوم اختلال در عرضه: کنسرسیوم خط لولهی خزر (CPC) که روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت خام و حدود ۸۰ درصد از صادرات نفت قزاقستان را منتقل میکند، به دلیل حملات پهپادی اوکراین با توقف موقت روبهرو شد. این خط لوله که نفت میادین عظیم تنگیز، کاشاگان و کاراچاگاناک را به پایانهی صادراتی نووروسیسک در دریای سیاه منتقل میکند، حدود یک درصد از کل نفت جهان را حمل مینماید. توقف یکهفتهای این خط لوله، بیش از یک میلیون بشکه در روز نفت قزاقستان را از بازارهای جهانی حذف کرد.
۴. هزینهی سرسامآور تغییر مسیر کشتیها: با انسداد بابالمندب، کشتیها ناچار به دور زدن دماغهی امید نیک در جنوب آفریقا میشوند که ۷ هزار کیلومتر و ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان سفر میافزاید. این تغییر مسیر، هزینهی حملونقل و حق بیمه را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. خط لولهی سومد که از دریای سرخ به مدیترانه امتداد دارد، به تانکرهای غولپیکر اجازه میدهد با بار سبکتر از کانال سوئز عبور کنند، اما این گزینه نیز بهدلیل باریکی کانال سوئز برای بزرگترین نفتکشها ممکن نیست.
۵. تغییرات ساختاری در الگوی تجارت جهانی انرژی: اختلال همزمان در سه آبراه، عملاً قدرت را در دست چند کشور نفتخیز متمرکز کرده است که میتوانند از مسیرهای جایگزین یا دریای آزاد صادرات خود را ادامه دهند. این امر میتواند به تغییرات بلندمدت در الگوی تجارت جهانی انرژی، افزایش وابستگی به مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتر، و تشدید نابرابری در دسترسی به منابع انرژی دامن بزند.
آیا جهان در آستانهی یک شوک نفتی مشابه بحران ۱۹۷۳ قرار دارد؟
تحلیلگران بینالمللی معتقدند شباهت وضعیت کنونی با بحران نفتی ۱۹۷۳ که در پی جنگ اعراب و اسرائیل و تحریم نفتی اوپک رخ داد، بیش از هر زمان دیگری مشهود است. در آن سال، قیمت نفت در مدت چند ماه چهار برابر شد و اقتصاد کشورهای صنعتی را با رکود تورمی بیسابقهای مواجه ساخت. امروز اما شرایط پیچیدهتر است؛ تنش نه در یک منطقه، بلکه همزمان در سه نقطهی کلیدی رخ داده و زنجیرهی تأمین انرژی را از خلیجفارس تا دریای سرخ و دریای سیاه تحت تأثیر قرار داده است.
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، در صورت تداوم اختلال در هر یک از این مسیرها به مدت یک ماه، قیمت نفت میتواند به محدودهی ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه صعود کند که این امر تورم جهانی را حداقل ۲ تا ۳ درصد افزایش خواهد داد. نکتهی قابل تأمل این است که برخلاف گذشته، امروز ظرفیت مازاد تولید اوپک به کمترین میزان طی یک دههی اخیر رسیده و ذخایر استراتژیک کشورهای مصرفکننده نیز به دلیل برداشتهای گذشته، در پایینترین سطح خود قرار دارد. این یعنی در صورت بروز یک شوک واقعی، فضای مانور چندانی برای جبران کاهش عرضه وجود ندارد و بازار جهانی نفت با یکی از حساسترین دورانهای خود در قرن اخیر روبهرو خواهد شد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟