چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

ایران کدام نقاط آمریکا را زیر ضرب برد؟

ایران کدام نقاط آمریکا را زیر ضرب برد؟

در پی نقض مکرر تفاهم‌نامه، ایران در راستای حفظ حکمرانی خود بر آبراهه مجددا تنگه هرمز را بست. در پاسخ به این اقدام، مجموع آتش متقابلی میان ایران و آمریکا صورت گرفت. اما ایران کدام نقاط آمریکا را زیر ضرب برد و چه اهمیتی داشت؟

- اندازه متن +

از دیشب تا صبح در منطقه چه گذشت؟

تحولات اخیر از جایی آغاز شد که پس از تلاش تعدادی از شناورها برای عبور از مسیر غیرمجاز و بی‌اعتنایی به هشدارهای ایران در تنگه هرمز، آمریکا بار دیگر به مواضع ساحلی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تعرض کرد.

طبق اطلاعیه‌های منتشرشده، ایران این اقدام را ادامه همان الگوی مداخله آمریکا در تنگه دانست؛ الگویی که می‌خواهد مسیر عبور شناورها را خارج از ترتیبات امنیتی ایران عادی‌سازی کند و عملاً حق حکمرانی تهران بر گلوگاه هرمز را نادیده بگیرد.

پاسخ ایران در چند مرحله انجام شد. در مرحله نخست، مخازن سوخت و زاغه‌های مهمات پایگاه هوایی پرنس حسن در اردن هدف قرار گرفت. پیام این حمله روشن بود. اگر پایگاه‌های منطقه‌ای در پشتیبانی از اقدام آمریکا علیه ایران نقش داشته باشند، جغرافیای پاسخ ایران محدود به محل درگیری مستقیم نخواهد ماند.

در مرحله دوم، مراکز تعمیرات و نگهداری بالگردی، آشیانه هواپیمای جنگ الکترونیک پی‌۸ و مرکز فرماندهی و کنترل پهپادی ارتش آمریکا در پایگاه شیخ عیسی بحرین هدف قرار گرفت. این مرحله، بیشتر ناظر به اختلال در شبکه فرماندهی، شناسایی و پشتیبانی هوایی آمریکا بود؛ یعنی همان لایه‌ای که عملیات دریایی و هوایی آمریکا در خلیج فارس را تغذیه می‌کند.

در مرحله سوم، مخازن سوخت و سامانه پدافند هوایی پاتریوت در پایگاه علی‌السالم کویت و همچنین رادار راهبردی FPS در پایگاه احمد الجابر هدف قرار گرفت. این حمله، ترکیبی از ضربه به سوخت، پدافند و کشف هوایی بود؛ سه مؤلفه‌ای که برای حفظ توان عملیاتی آمریکا در منطقه حیاتی‌اند.

در مرحله چهارم، پایگاه موشک‌های زمین‌به‌زمین آمریکا در کویت مورد حمله قرار گرفت و طبق اطلاعیه سپاه، دو سکوی موشکی هایمارس و زاغه‌های مملو از موشک منهدم شد. این مرحله مستقیماً ظرفیت آتش زمینی و موشکی آمریکا را هدف گرفت؛ ظرفیتی که در سناریوهای درگیری منطقه‌ای می‌تواند برای فشار بر ایران یا پشتیبانی از عملیات‌های محدود استفاده شود.

در مرحله پنجم، دامنه پاسخ به زیرساخت‌های آمریکا در بحرین و سامانه‌های راداری در عمان رسید. در این مرحله، تأسیسات و زیرساخت‌های ارتش آمریکا در جفیر بحرین، رادار دوربرد هوایی FPS و رادار کشف شناوری در عمان هدف قرار گرفتند. هم‌زمان، پیام اصلی اطلاعیه‌ها این بود که تنها مسیر بازگشایی تنگه هرمز، پایان مداخله آمریکا در این آبراه و احترام به حاکمیت کشورها بر آب‌های ساحلی خودشان است.

به این ترتیب، پاسخ ایران از یک نقطه آغاز نشد و در یک نقطه هم متوقف نماند. ایران زنجیره‌ای از اهداف را انتخاب کرد که هر کدام بخشی از شبکه حضور آمریکا در منطقه را پوشش می‌دادند: سوخت، مهمات، پدافند، رادار، فرماندهی پهپادی، تعمیرات هوایی، زیرساخت‌های پایگاهی و سامانه‌های آتش. این نشان می‌دهد پاسخ ایران، صرفاً نمادین نبود؛ بر اجزای پشتیبان عملیات آمریکا متمرکز شد.

چرا این اهداف اهمیت اقتصادی و زیرساختی دارند؟

اهمیت این اهداف فقط نظامی نیست. آمریکا در منطقه با یک شبکه پرهزینه و گسترده عمل می‌کند؛ شبکه‌ای که شامل پایگاه‌ها، انبارهای سوخت، زاغه‌های مهمات، سامانه‌های پدافندی، مراکز فرماندهی، رادارهای دوربرد، آشیانه‌های هواپیما، مراکز تعمیرات و لجستیک چندلایه است.

این شبکه به آمریکا امکان می‌دهد در فاصله‌ای دور از خاک خود، عملیات مستمر انجام دهد. هر ضربه به این شبکه، هزینه حضور آمریکا را بالا می‌برد و سرعت واکنش آن را کاهش می‌دهد.

نخستین نقطه، سوخت و مهمات است. مخازن سوخت و زاغه‌های مهمات، شریان عملیات نظامی‌اند. هواپیما، پهپاد، بالگرد، سامانه موشکی و حتی ناوگان پشتیبانی بدون سوخت و مهمات، فقط دارایی‌های گران‌قیمت و کم‌اثرند. حمله به مخازن سوخت در اردن و کویت، یعنی فشار بر توان تداوم عملیات. حمله به زاغه‌های مهمات نیز یعنی افزایش هزینه جایگزینی، کاهش ذخیره آماده و ایجاد وقفه در چرخه پشتیبانی.

دومین نقطه، پدافند هوایی است. هدف قرار گرفتن سامانه‌های پاتریوت، از منظر اقتصادی و زیرساختی، فقط حذف یک سامانه نظامی نیست. پاتریوت بخشی از پوشش حفاظتی پایگاه‌هاست و جایگزینی آن هزینه‌بر، زمان‌بر و نیازمند انتقال تجهیزات، نیروی انسانی و مهمات جدید است. وقتی پدافند پایگاه آسیب ببیند، ریسک عملیاتی برای حضور نیروها، هواپیماها و زیرساخت‌های آمریکایی در آن منطقه بالا می‌رود. در چنین وضعی، آمریکا ناچار است یا هزینه بیشتری برای حفاظت پرداخت کند یا بخشی از دارایی‌ها را جابه‌جا کند.

سومین نقطه، رادار و کشف است. رادارهای FPS و سامانه‌های کشف شناوری برای آمریکا نقش چشم عملیاتی دارند. این سامانه‌ها حرکت هواپیما، پهپاد، موشک، شناور و تهدیدهای دریایی را رصد می‌کنند. ضربه به این لایه، یعنی کاهش کیفیت تصویر عملیاتی آمریکا از منطقه. وقتی تصویر عملیاتی ناقص شود، تصمیم‌گیری کندتر و پرهزینه‌تر می‌شود. آمریکا برای جبران، باید از هواپیماهای گشت، ماهواره، ناوها یا سامانه‌های جایگزین استفاده کند؛ همه این‌ها هزینه حضور را بالا می‌برد.

چهارمین نقطه، فرماندهی و کنترل پهپادی است. در جنگ‌های جدید، پهپاد فقط ابزار شناسایی یا حمله نیست؛ بخشی از شبکه فرماندهی و اطلاعات است. هدف قرار گرفتن مرکز فرماندهی و کنترل پهپادی در بحرین به معنای ضربه به توان آمریکا در رصد، رهگیری، مراقبت دریایی و اجرای عملیات کم‌هزینه در منطقه است. اگر این شبکه مختل شود، آمریکا باید به ابزارهای گران‌تر و آشکارتر تکیه کند؛ یعنی هزینه هر ساعت حضور عملیاتی بالاتر می‌رود.

پنجمین نقطه، سامانه‌های هایمارس و موشک‌های زمین‌به‌زمین است. این سامانه‌ها برای ایجاد فشار سریع، دقیق و نقطه‌ای به کار می‌روند. ضربه به سکوها و زاغه‌های موشکی، ظرفیت آتش آمریکا در منطقه را کاهش می‌دهد و طرف مقابل را مجبور می‌کند برای حفظ همان سطح تهدید، تجهیزات تازه وارد منطقه کند. این جابه‌جایی نیز خود نیازمند مسیر امن، حمل‌ونقل، بیمه، بندر، نیروی انسانی و حفاظت بیشتر است.

به همین دلیل، اثر پاسخ ایران را باید در سطح شبکه دید، نه فقط در سطح هر پایگاه. ایران نقاطی را زده که به هم متصل‌اند. سوخت، مهمات، رادار، پدافند و فرماندهی اگر جداگانه آسیب ببینند، بخشی از عملیات مختل می‌شود؛ اما اگر هم‌زمان و در چند کشور هدف قرار گیرند، کل شبکه حضور آمریکا در منطقه با هزینه تازه روبه‌رو می‌شود. این همان پیام اقتصادی عملیات است: حضور آمریکا در منطقه دیگر کم‌هزینه و بی‌ریسک نیست.

این ضربات برای کشورهای میزبان نیز پیام دارد. وقتی خاک یک کشور در اختیار زیرساخت‌های عملیاتی آمریکا قرار می‌گیرد، آن کشور از نظر اقتصادی و امنیتی وارد محدوده ریسک می‌شود. پایگاه خارجی فقط یک قرارداد امنیتی نیست؛ می‌تواند بیمه، سرمایه‌گذاری، حمل‌ونقل، انرژی، فرودگاه‌ها، بنادر و اعتبار ریسک کشور میزبان را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین پاسخ ایران، هزینه میزبانی از زیرساخت‌های متجاوز را نیز بالا می‌برد.

پاسخ ایران حمله به شبکه پشتیبانی حضور آمریکا در منطقه بود؛ شبکه‌ای که با سوخت، رادار، پدافند، مهمات، فرماندهی و پایگاه‌های چندکشوری کار می‌کند. ایران با هدف گرفتن این نقاط، نشان داد هر مداخله در تنگه هرمز می‌تواند هزینه زیرساختی، لجستیکی، اقتصادی و بیمه‌ای سنگینی برای آمریکا و میزبانان منطقه‌ای آن داشته باشد.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما