نقش ایلان ماسک بهعنوان رئیس وزارت بهرهوری دولت، که با نام DOGE هم شناخته میشود، در ظاهر تلاشی نمایشی برای اصلاح ناکارآمدیهای بروکراسی فدرال است. اما زیرِ لایه شعارهای کاهش هزینه و سادهسازی مقررات، سناریویی نگرانکنندهتر قرار دارد.
ماسک بهعنوان فردی با عنوان کارمند ویژه دولت منصوب شده و مسئول دفتر کاخ سفید است که پیشتر با نام سرویس دیجیتال آمریکا شناخته میشد و در روز اول دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ به سرویس DOGE آمریکا تغییر نام داد. هدف ادعایی تیم ماسک این است که کارایی را به حداکثر برساند و اتلاف و موازیکاری را حذف کند.
این ممکن است شبیه اقدامی جسورانه برای آوردن نوآوری سبک سیلیکونولی به حکمرانی باشد. با این حال، انگیزههای عمیقترِ محرکِ مشارکت ماسک بعید است صرفا نوعدوستانه باشد.
ماسک یک امپراتوری شرکتی عظیم دارد، جاهطلبیهایی در هوش مصنوعی، میل به قدرت مالی، و بیاعتمادی دیرینه نسبت به نظارت دولتی. دسترسی او به سامانههای حساس دولت و تواناییاش برای بازآرایی نهادها، همراه با تصمیمگیریهای غیرشفافی که تا امروز DOGE را هدایت کرده، ماسک را در موقعیتی قرار داده تا منافع مالی و راهبردی بیسابقهای برای خودش و شرکتهایش استخراج کند؛ شرکتهایی از جمله تسلا در حوزه خودروهای برقی و اسپیسایکس در حوزه حملونقل فضایی.
یک قیاس تاریخی بهویژه چشمگیر است. در سال ۱۶۰۰، شرکت هند شرقی بریتانیا که یک شرکت بازرگانی و کشتیرانی بود، با حقوق انحصاری تجارت در منطقه اقیانوس هند آغاز کرد و سپس بهتدریج قدرتهایی شبهحکومتی به دست آورد و در نهایت با مشت آهنین بر مستعمرات بریتانیا در آسیا، از جمله بیشترِ آنچه امروز هند است، حکمرانی کرد. در سال ۱۶۷۷، این شرکت حق ضرب سکه به نمایندگی از تاج بریتانیا را هم به دست آورد.
همانطور که در کتاب در دست انتشارم با عنوان چه کسی به بیگتک رأی داد توضیح میدهم، ایالات متحده اکنون شاهد الگویی مشابه است: الگویی که در آن یک شرکت خصوصی، عملیات دولت را در دست میگیرد.
آنچه در دوران استعمار قرنها طول کشید، اکنون با سرعتی برقآسا و در چند روز، از مسیر ابزارهای دیجیتال در حال رخ دادن است. در قرن بیستویکم، دسترسی به داده و سامانههای مالی دیجیتال جای پایگاههای تجاری فیزیکی و ارتشهای خصوصی را گرفته است. امروز ارتباطات کلید قدرت است، نه زور عریان.
خط لوله داده و تعارض منافع در نظارت بر تسلا و اسپیسایکس
وقتی امپراتوری شرکتی ماسک را بررسی کنیم، نگاه کردن به اقدامات او بهعنوان یک قبضه قدرت روشنتر میشود. او چندین شرکت را کنترل میکند که قراردادهای فدرال دارند و همزمان زیر چتر مقررات دولتی قرار میگیرند. اسپیسایکس و تسلا، و نیز شرکت حفاری The Boring Company، شرکت علوم مغز Neuralink و شرکت هوش مصنوعی xAI همگی در بازارهایی فعالیت میکنند که نظارت دولت میتواند سرنوشتها و ثروتهای بزرگ را بسازد یا نابود کند.
در نقش جدیدش، ماسک میتواند بر نهادهای دولتی نظارت داشته باشد و بالقوه آنها را از هم باز کند؛ همان نهادهایی که بهطور سنتی کسبوکارهای او را محدود کردهاند. اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراهها بارها سامانه اتوپایلوت تسلا را بررسی کرده است؛ کمیسیون بورس و اوراق بهادار، ماسک را بابت پیامهایی که بازار را جابهجا میکرد جریمه کرده است؛ مقررات محیطزیستی نیز فعالیتهای اسپیسایکس را محدود کردهاند. از مسیر DOGE، همه این سازوکارهای نظارتی میتوانند زیر پوشش کارایی، تضعیف یا حذف شوند.
اما فاجعهبارترین بخشِ رهبری ماسک در DOGE، دسترسی بیسابقه آن به دادههای دولتی است. گفته میشود کارکنان DOGE مجوز دیجیتال دارند که دادههای سامانه پرداخت دولت آمریکا را ببینند؛ سامانهای که اطلاعات حسابهای بانکی، شمارههای تامین اجتماعی و اسناد مالیات بر درآمد را در بر میگیرد. همچنین گزارش شده که آنها توانایی تغییر نرمافزار سامانه، دادهها، تراکنشها و سوابق را هم به دست گرفتهاند.
چندین گزارش رسانهای میگویند کارکنان ماسک از همین حالا تغییراتی در برنامههایی ایجاد کردهاند که پرداختها برای دریافتکنندگان تامین اجتماعی و پیمانکاران دولتی را پردازش میکنند؛ تغییراتی برای آسانتر کردن مسدودسازی پرداختها و پنهان کردن سوابق پرداختهایی که مسدود، انجام یا تغییر داده شدهاند.
حتی اگر کارکنان DOGE فقط بتوانند دادهها را بخوانند، همین برای کپیبرداری از حساسترین اطلاعات شخصی آمریکاییها کافی است.
یک دادگاه فدرال دستور داده که فعلا چنین اتفاقی نیفتد. با این حال، اگر این دادهها به Grok، سامانه هوش مصنوعی ساختهشده توسط xAI ماسک، سرازیر شود و با توجه به اینکه Grok از قبل به شبکه اجتماعی X متعلق به ماسک که پیشتر توییتر نام داشت متصل است، توانایی بیهمتایی برای پیشبینی تغییرات اقتصادی، شناسایی آسیبپذیریهای دولت و مدلسازی رفتار رأیدهندگان ایجاد خواهد شد. این حجم از اطلاعات و قدرت برای آنکه در اختیار یک نفر قرار گیرد، بسیار بزرگ و نگرانکننده است.
کودتای رمزارزی و ایده دولت شبکهای در اقتصاد و سیاست آمریکا
ماسک مانند خود ترامپ و بسیاری از نزدیکترین مشاوران او، عمیقا در رمزارز درگیر است. ظهور همزمان رمزارزِ متعلق به ترامپ و همسویی ظاهری DOGE با رمزارزی به نام دوجکوین، از نظر من چیزی بیش از یک تصادف را نشان میدهد. به نظر میرسد این نشانه راهبردی هماهنگ برای کنترل پول و سیاست اقتصادی آمریکا باشد؛ راهبردی که عملا ایالات متحده را تماما به دست بخش خصوصی میسپارد.
نبوغ و خطر این راهبرد در این است که هر گام، بهتنهایی میتواند توجیهپذیر به نظر برسد: نوسازی سامانههای دولتی، افزایش کارایی، بهروزرسانی زیرساخت پرداخت. اما کنار هم، داربستی میسازند برای انتقال قدرت مالی بیشتر به ثروتمندانی که از قبل هم ثروتمندند.
گرایشهای اقتدارگرایانه ماسک که در مدیریت سختگیرانهاش بر X دیده میشود و نیز ادعایش مبنی بر اینکه انتشار نام افرادی که برای او کار میکنند غیرقانونی است، نشان میدهد او چگونه ممکن است قدرتهای جدیدش را به کار بگیرد. شرکتهایی که از ماسک انتقاد کنند میتوانند با حسابرسیهای غیرمنتظره مواجه شوند؛ نهادهای نظارتی که کسبوکارهای او را زیر ذرهبین میبرند ممکن است بودجهشان کاهش یابد؛ متحدان او ممکن است دسترسی ویژه به قراردادهای دولتی پیدا کنند.
این صرفا حدس و گمان نیست؛ امتداد منطقی اختیارات DOGE در کنار رفتارهایی است که ماسک پیشتر نشان داده است.
منتقدان، اقدامات ماسک در DOGE را یک کودتای بزرگ شرکتی میخوانند. برخی دیگر صرفا آن را کودتا مینامند. جنبش اعتراضی در واشنگتن دیسی و در سراسر کشور در حال جان گرفتن است، اما بعید است اعتراض خیابانی بهتنهایی بتواند جلوی کاری را که ماسک انجام میدهد بگیرد.
چه کسی میتواند بهطور موثر گروهی را بررسی کند که برای از بین بردن خودِ نظارت طراحی شده است؟ اخراج غیرقانونی دستکم یک دوجین بازرس کل توسط دولت، پیش از آغاز عملیات ماسک، نشان میدهد راهبردی عمدی برای حذف پاسخگویی دولت در جریان بوده است. کنگره تحت رهبری جمهوریخواهان که با ترامپ همراستاست ممکن است نخواهد وارد عمل شود؛ اما حتی اگر هم بخواهد، ماسک بسیار سریعتر از آن حرکت میکند که کنگره معمولا حرکت میکند.
در مجموع، اقدامات ماسک و ترامپ زیربنای چیزی را میسازد که سرمایهگذار و کارآفرین حوزه رمزارز، بالاجی سرینیواسان، آن را دولت شبکهای مینامد.
ایده این است که یک ملت مجازی میتواند ابتدا آنلاین شکل بگیرد و سپس حضور فیزیکی پیدا کند. دولت شبکهای را میتوان مثل یک استارتاپ فناوری با رمزارز اختصاصی تصور کرد؛ به جای اعلام استقلال و جنگیدن برای حاکمیت، ابتدا جامعه و سامانههای دیجیتال خود را میسازد. تا زمانی که یک رمزارز همسو با ماسک وضعیت رسمی پیدا کند، ساختار و روابط زیرین از قبل شکل گرفتهاند و گزینههای جایگزین عملا غیرعملی میشوند.
خصوصیسازی بیشترِ نظام مالی جهان از مسیر رمزارزهای تحت کنترل بخش خصوصی، قدرت را از دولتهای ملی میگیرد؛ دولتهایی که باید به مردم خود پاسخگو باشند. ماسک همین مسیر را آغاز کرده و با ثروت و برد رسانهایاش وارد سیاست شده است؛ نه فقط در آمریکا بلکه در چند کشور اروپایی از جمله آلمان.
کشوری که با سامانهای مبتنی بر رمزارز اداره شود، دیگر توسط مردمی که در قلمرو آن زندگی میکنند اداره نمیشود، بلکه توسط کسانی اداره میشود که توان خرید آن رمزارز را دارند. در چنین سناریویی، نگرانم که ماسک یا حزب کمونیست چین، یا رئیسجمهور روسیه ولادیمیر پوتین، یا مجموعه نظارتمحور پالانتیر بتوانند قدرت کنگره بر هزینهکرد و اقدام دولت را بیاثر کنند. در این مسیر، ممکن است توان پاسخگو کردن رئیسجمهور هم از دست کنگره، دستگاه قضایی و شهروندان آمریکایی خارج شود.
تمام اینها آشکارا انبوهی از مسائل تعارض منافع ایجاد میکند که از نظر دامنه و مقیاس، کاملا بیسابقه است.
بنابراین پرسش پیش روی آمریکاییها این نیست که آیا دولت به نوسازی نیاز دارد یا نه؛ پرسش این است که آیا حاضرند برای رسیدن به نسخه کاراییِ ماسک، دموکراسی را قربانی کنند. وقتی رهبران فناوری را در جایگاهی قرار میدهیم که کنترل مستقیم کارکردهای دولت را در دست بگیرند، ما فقط بروکراسی را سبکتر نمیکنیم؛ ما اساسا رابطه میان قدرت خصوصی و حکمرانی عمومی را تغییر میدهیم. من معتقدم این کار امنیت ملی آمریکا و همچنین قدرت ما مردم را تضعیف میکند.
خطرناکترین ناکارآمدی شاید همین باشد که واکنش آمریکاییها به این بحران با تاخیر رخ میدهد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟