جهان در بحرانی گرفتار شده است که آتشبس آن را متوقف کرده اما حل نکرده است و بازارها هنوز خطرات تشدید آن را ارزیابی نکردهاند. آتشبس شکننده دو هفتهای بین ایران و ایالات متحده برای مدت کوتاهی تنشها را کاهش داد، اما مذاکرات اسلامآباد بین دو کشور بدون توافق شکست خورد و بلافاصله پس از آن محاصره دریایی بنادر ایران توسط ایالات متحده صورت گرفت. تنگه هرمز که 20 تا 30 درصد از نفت جهان در زمان صلح از طریق آن ترانزیت میشد، همچنان تا حد زیادی مختل است. این تهدید تشدید نیز شده است. اکنون شوک دوم و پیچیدهتری در باب المندب، گذرگاه 18 مایلی بین یمن تحت کنترل حوثیها و شاخ آفریقا، در راه است. آژانس بینالمللی انرژی پیش از این اختلال در هرمز را بزرگترین اختلال در عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت نامیده است. یک گلوگاه دوگانه قطعاً بدتر خواهد بود و عواقب آن فراتر از منطقه به اقتصاد جهانی گسترش مییابد. در این زمینه، ارزیابی تأثیر اقتصادی فرامنطقهای انسدادهای همزمان ضروری است.
بسته شدن دوگانه تهدید جدی رای ورود دنیا به رکود تورمی
آتشبس شکننده به صراحت مورد اعتراض قرار گرفته است. زیرا اسرائیل از توقف حملات علیه حزبالله خودداری کرده است که با خواستههای ایران در تضاد است. علیرغم آتشبس موقت اسرائیل و لبنان، اسرائیل متعهد به خلع سلاح حزبالله است. اقدامی که میتواند محور مقاومت را بیشتر به اتحاد و استفاده از تجارت جهانی به عنوان ابزاری برای جنگ ترغیب کند. نکته مهم این است که آتشبس صراحتاً هیچ تعهدی را بر حوثیها تحمیل نکرده و هیچ شرطی را برای یمن تعیین نکرده است. در عمل، حوثیها شروع به غربالگری کشتیهایی که از دریای سرخ عبور میکنند بر اساس هویت سیاسی کردهاند و همان فرمول فشاری را که ایران در تنگه هرمز استفاده میکرد، اعمال میکنند.
تأثیر اقتصادی بسته شدن دوگانه تنگه هرمز
بسته شدن تنگه هرمز، تهدید باب المندب را حتی فوریتر میکند. اختلال در هرمز و باب المندب، تخمین زده میشود که روزانه 10 میلیارد دلار از تجارت جهانی را در معرض خطر قرار میدهد و تقریباً 30 درصد از حمل و نقل کانتینری جهانی را از مسیر عادی مسدود میکند و تقریباً 22 درصد از عرضه نفت جهانی را تهدید میکند. هنگامی که تنگه هرمز بسته شد، ریاض خط لوله شرق به غرب خود را با ظرفیت کامل 7 میلیون بشکه در روز فعال کرد. این گذرگاه، دلیل اصلی عدم عبور قیمت نفت از مرز 200 دلار آمریکا که توسط ایران تهدید شده بود، بوده است.
این خط لوله مشکل گلوگاه را جابجا میکند. هر تانکری که بندر ینبع غربی عربستان سعودی را به مقصد آسیا ترک میکند، باید از باب المندب عبور کند و تخمین زده میشود که 70 تا 75 درصد از صادرات ینبع مستقیماً در معرض اختلال حوثیها قرار میگیرد. این خط لوله اکنون در منطقه تهدید بعدی قرار دارد و پیامدهای روشنی برای قیمت نفت دارد. اگر باب المندب و تنگه هرمز به طور همزمان بسته شوند، تقریباً ۲۵ درصد از عرضه نفت و گاز جهان مسدود خواهد شد.
تعریف یک بسته شدن دوگانه به عنوان یک بحران انرژی، اساساً مقیاس آن را دست کم میگیرد. باب المندب دروازه جنوبی کانال سوئز است. تقریباً ۱۰ تا ۱۲ درصد از کل تجارت دریایی جهانی و یک سوم واردات اروپا از این تنگه عبور میکند و آسیا، اروپا و شرق آفریقا را به هم متصل میکند. این شامل یک پنجم تجارت آلومینیوم جهان و ۱۳ درصد از خودروها یا محصولات مرتبط با خودرو میشود. کالاهای بادوام مصرفی از جمله ۴۰ درصد از تجارت جاروبرقی جهان، ۲۵ درصد از مایکروویوها و ۲۲ درصد از ماشینهای لباسشویی همگی از باب المندب عبور میکنند. مسیر جایگزین، از طریق دماغه امید نیک، ۱۰ تا ۱۴ روز و ۱.۲ تا ۱.۸ میلیون دلار هزینه سوخت اضافی در هر سفر رفت و برگشت اضافه میکند و قیمتهای مصرفکننده را در سراسر جهان افزایش میدهد. این آسیب از همین حالا قابل مشاهده است. در مارس ۲۰۲۶، شرکتهای مرسک، CMA CGM و هاپاگ-لوید شروع به تغییر مسیر کشتیها در اطراف دماغه امید نیک کردند. این در حالی است که سایه جنگ بر روی کلدنیا در حال حاضر وجود دارد.
اهمیت آماری تنگه
تنگه باب المندب ز نظر آماری یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی در جهان است. طبق مطالعه صورت گرفت توسط نیچر کامیونیکیشن در سال 2025، ارزش مورد انتظار تجارت مختل شده آن سالانه 58.3 میلیارد دلار میرسد. این عدد پیشی گرفتن این آبراه را نسبت به کانال سوئز و تنگه هرمز نشان میدهد که هر کدام به ترتیب 44.2 و 1.9 میلیارد دلار هستند. این گذرگاه 18 مایلی عدد خیره کننده 192 میلیارد دلار تجارت عبوری دارد. این عدد باعبور سالانه بیش از 20 هزار کشتی است. هنگامی که با بسته شدن همزمان با تنگه هرمز که در حال حاضر در معرض خطر است ترکیب شود، گلوگاه دوگانه را تشکیل میدهند که 25 تا 30 درصد از عرضه جهانی نفت را مختل میکنند. این امر موجب افزایش بسیار زیادی در قیمت نفت دارد. این واقعیت آماری، باب المندب را از یک نگرانی منطقهای به یک تهدید سیستماتیک برای ثبات اقتصادی جهانی تبدیل میکند.
از منظر علم اقتصاد، جهان در آستانه ورود به یک رکود تورمی قرار گرفته است. افزایش همزمان تورم ناشی از شوک هزینه حملونقل و انرژی، همراه با کاهش رشد اقتصادی ناشی از اختلال در عرضه. خط لوله شرق به غرب عربستان که مانع عبور نفت از مرز ۲۰۰ دلار شده است، اکنون خود در منطقه تهدید بابالمندب قرار دارد. آتشبسهای شکننده سیاسی بدون حل ریشهای بحران، نمیتواند ثبات بلندمدت بازارها را تأمین کند. اقتصاد جهانی برای اولین بار پس از دهه ۱۹۷۰ با یک گلوگاه دوگانه استراتژیک در قلب مسیرهای تجاری خود مواجه شده است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟