چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چگونه می‌توان از رکود عبور کرد؟ نقشه راه پیشرفت اقتصادی ایران در یک نگاه

چگونه می‌توان از رکود عبور کرد؟ نقشه راه پیشرفت اقتصادی ایران در یک نگاه

خروج از رکود فقط با افزایش تولید ممکن نیست؛ پیشرفت اقتصادی زمانی ماندگار می‌شود که کیفیت تولید، سرمایه‌گذاری هدفمند، صادرات رقابتی، اصلاح فضای کسب‌وکار و تقویت نیروی انسانی به‌صورت هم‌زمان در دستور کار قرار گیرد.

- اندازه متن +

عبور از رکودهای تکرارشونده و رهایی از چرخه فرساینده رکود تورمی، فقط با بالا بردن عدد تولید ممکن نیست. اقتصاد ایران زمانی می‌تواند وارد مسیر پیشرفت اقتصادی شود که هم ظرفیت تولید خود را گسترش دهد و هم کیفیت کالاها و خدمات داخلی را ارتقا بدهد. در واقع، رشد ماندگار از جایی شروع می‌شود که تولید داخلی فقط بیشتر نشود، بلکه رقابتی‌تر، متنوع‌تر و کارآمدتر هم بشود.

اگر این نگاه مبنا قرار گیرد، روشن می‌شود که کشور برای رسیدن به پیشرفت بادوام، به سرمایه‌گذاری‌های گسترده اما هدفمند نیاز دارد؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که هم تنوع محصولات داخلی را بیشتر کند، هم تولید را تخصصی‌تر پیش ببرد و هم سهم کالاهای ایرانی را در بازار داخل و بازارهای صادراتی بالا ببرد. بدون این تغییر جهت، خروج از رکود بیشتر شبیه یک وقفه کوتاه خواهد بود تا آغاز یک مسیر پایدار.

چرا فقط افزایش تولید برای نجات اقتصاد کافی نیست؟

نقطه آغاز اصلاح، تغییر نگاه به مفهوم تولید است. وقتی از پیشرفت اقتصادی حرف می‌زنیم، منظور فقط افزایش حجم تولید نیست؛ مسئله اصلی این است که چه چیزی، با چه کیفیتی، با چه بهره‌وری و برای چه بازاری تولید می‌شود. تولیدی که نتواند در بازار داخلی جای واردات را بگیرد یا در بازار خارجی رقابت کند، حتی اگر از نظر عددی رشد کند، الزاماً اقتصاد را از رکود بیرون نمی‌آورد.

به همین دلیل، دو محور باید هم‌زمان تقویت شود. محور اول، تنوع‌بخشی به محصولات داخلی است تا اقتصاد در چند رشته محدود متوقف نماند. محور دوم، تخصصی‌سازی تولید و افزایش بهره‌وری است تا کیفیت محصولات داخلی به سطحی برسد که هم در بازار داخل خریدار داشته باشد و هم در بازارهای بیرونی قابل عرضه باشد.

آمارهای دهه اخیر چه هشداری به سیاست‌گذار می‌دهند؟

نگاهی به عملکرد اقتصاد در سال‌های گذشته نشان می‌دهد فاصله قابل‌توجهی میان هدف‌گذاری‌ها و واقعیت‌ها شکل گرفته است. میانگین رشد تولید ناخالص داخلی در دهه اخیر حدود ۲.۲ درصد بوده؛ عددی که با نیازهای یک اقتصاد در حال تحول فاصله زیادی دارد. این میزان رشد، نه برای جبران عقب‌ماندگی‌ها کافی است و نه برای ساختن یک مسیر مطمئن به سمت پیشرفت بادوام.

از طرف دیگر، روند ضعیف تشکیل سرمایه ثابت ناخالص هم پیام مهمی دارد. وقتی سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات، زیرساخت، تجهیزات و ظرفیت‌های جدید کاهش پیدا می‌کند، در عمل توان اقتصاد برای ساختن آینده محدود می‌شود. این یعنی مشکل فقط در رشد امروز نیست؛ بلکه در ضعیف شدن توان رشد فرداست.

چرا بدون سرمایه‌گذاری هدفمند، پیشرفت اقتصادی به تعویق می‌افتد؟

سرمایه‌گذاری، قلب تپنده خروج از رکود است. اما هر سرمایه‌گذاری‌ای هم الزاماً به پیشرفت منجر نمی‌شود. آنچه اهمیت دارد، هدفمند بودن سرمایه‌گذاری‌هاست. اقتصاد کشور به سرمایه‌گذاری‌هایی نیاز دارد که هم تولید داخلی را متنوع‌تر کند و هم کارایی را بالا ببرد.

اگر سرمایه به سمت بخش‌هایی برود که صرفاً ظرفیت‌های تکراری ایجاد می‌کنند، یا اگر سرمایه‌گذاری فقط در حلقه‌های ابتدایی تولید باقی بماند، نتیجه آن رشد محدود و ناپایدار خواهد بود. در مقابل، وقتی سرمایه‌گذاری با نگاه تکمیل زنجیره، ارتقای کیفیت، فناوری و بازار انجام شود، مسیر برای پیشرفت اقتصادی بازتر می‌شود.

چرا صادرات ایران هنوز با ظرفیت واقعی کشور فاصله دارد؟

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های ضعف ساختاری اقتصاد، سهم بسیار محدود ایران در تجارت جهانی است. سهم ۰.۳ درصدی از صادرات جهانی نشان می‌دهد که اقتصاد ایران هنوز نتوانسته حضور متناسبی در بازارهای بین‌المللی پیدا کند. تمرکز بالای صادرات روی چند بازار محدود نیز این آسیب‌پذیری را بیشتر کرده است.

از سوی دیگر، ترکیب صادرات هم پیام مهمی دارد. وقتی فقط ۳۲.۵ درصد صادرات در سطح فناوری متوسط و تنها ۰.۵ درصد در سطح فناوری پیشرفته قرار می‌گیرد، یعنی اقتصاد هنوز در عبور از خام‌فروشی و تولید کم‌عمق با چالش مواجه است. در چنین شرایطی، پیشرفت اقتصادی بدون بازآرایی استراتژی صادراتی و بدون دیپلماسی اقتصادی فعال، به‌سختی به دست می‌آید.

دیپلماسی اقتصادی چرا باید از حاشیه به متن بیاید؟

در شرایطی که منابع ارزی محدود است و رقابت در بازارهای جهانی شدیدتر شده، دیپلماسی اقتصادی دیگر یک ابزار فرعی نیست؛ بخشی از موتور پیشرفت اقتصادی است. کشور برای افزایش سهم خود در بازارهای جهانی، نیاز دارد از ابزارهای سیاسی، تجاری، منطقه‌ای و مالی خود به‌صورت هوشمندانه‌تری استفاده کند.

گسترش بازارهای صادراتی، کاهش وابستگی به چند مقصد محدود، طراحی پیمان‌های منطقه‌ای و باز کردن مسیرهای تازه برای حضور کالاهای ایرانی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در تقویت صادرات و نزدیک شدن به پیشرفت بادوام داشته باشد.

چه اصلاحاتی در فضای کسب‌وکار می‌تواند موتور تولید را روشن کند؟

هیچ برنامه‌ای برای رشد تولید بدون اصلاح محیط کسب‌وکار به نتیجه نمی‌رسد. تولیدکننده زمانی می‌تواند برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشد که با نوسان‌های شدید نرخ ارز، بی‌ثباتی مقررات و کمبود مزمن منابع مالی مواجه نباشد. تثبیت نسبی ارزش پول ملی، کاهش بی‌ثباتی‌های ارزی و فراهم کردن امکان برنامه‌ریزی برای بنگاه‌ها، یکی از پایه‌های بازگشت اقتصاد به مسیر پیشرفت است.

در کنار آن، نظام بانکی هم باید از نقش صرفاً پرداخت‌کننده سرمایه در گردش عبور کند و به تأمین‌کننده نوسازی و ارتقای تولید تبدیل شود. اگر تسهیلات فقط برای زنده نگه داشتن بنگاه‌ها پرداخت شود، اما به روزآمدسازی فناوری و تجهیزات کمکی نکند، تولید در همان سطح کم‌بازده باقی می‌ماند. تنوع‌بخشی به روش‌های تأمین مالی و ارتقای حکمرانی اقتصادی هم از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند.

کدام صنایع باید در اولویت قرار بگیرند؟

در اقتصاد ایران نمی‌توان همه بخش‌ها را هم‌زمان و با یک شدت حمایت کرد. سیاست صنعتی زمانی اثربخش می‌شود که اولویت‌ها روشن باشد. صنایعی مانند خودروسازی، پوشاک، نساجی و لوازم خانگی، به دلیل ظرفیت اشتغال، پیوندهای پسین و پیشین و امکان توسعه بازار، می‌توانند نقش پیشران را بازی کنند.

اما حمایت از این بخش‌ها فقط با تزریق منابع مالی کافی نیست. این صنایع برای تبدیل شدن به موتور پیشرفت اقتصادی، به انرژی پایدار، فناوری به‌روز، نیروی انسانی آموزش‌دیده و ساختار صنعتی منسجم نیاز دارند. بدون این چهار ضلع، حمایت‌ها معمولاً یا کم‌اثر می‌شوند یا به اتلاف منابع می‌انجامند.

چرا انرژی به یکی از گلوگاه‌های اصلی پیشرفت تبدیل شده است؟

بخش انرژی امروز فقط یک مسئله خدماتی نیست؛ یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های پیشرفت اقتصادی است. رشد متوسط ۵.۳ درصدی مصرف گاز در سال‌های اخیر، در حالی که تولید نتوانسته هم‌پای آن بالا برود، نشانه‌ای روشن از ناپایداری وضعیت موجود است. در بخش برق هم اگرچه ظرفیت تولید بیشتر شده، اما مصرف با سرعت بالاتری رشد کرده و همین مسئله ناترازی را تشدید کرده است.

وقتی صنعت از نظر انرژی مطمئن نباشد، هیچ برنامه‌ای برای رشد بلندمدت قابلیت اتکا ندارد. به همین دلیل، هم بهینه‌سازی مصرف انرژی و هم سرمایه‌گذاری برای افزایش ظرفیت تولید انرژی باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار بگیرد، نه در حاشیه آن.

چرا بدون نیروی انسانی متخصص، تولید رقابتی شکل نمی‌گیرد؟

یکی از حلقه‌های ضعیف در مسیر پیشرفت بادوام، شکاف میان آموزش و نیاز واقعی صنعت است. وقتی سیاست‌های آموزشی بیشتر بر منطق‌های غیرصنعتی استوار باشند، خروجی نظام آموزشی لزوماً به کار تولید نمی‌آید. نتیجه این شکاف، کمبود نیروی ماهر، افت بهره‌وری و ناتوانی در جذب فناوری‌های نوین است.

 

برای اصلاح این وضعیت، باید ارتباط دانشگاه و صنعت جدی‌تر شود، آموزش‌های مهارتی گسترش یابد و نظام تربیت نیروی انسانی از نو با نیازهای واقعی تولید تنظیم شود. نیروی انسانی متخصص فقط یک عامل مکمل نیست؛ یکی از پایه‌های اصلی پیشرفت اقتصادی است.

مسیر واقعی خروج از رکود از کجا می‌گذرد؟

اگر بخواهیم جمع‌بندی روشنی از مسیر خروج از رکود ارائه دهیم، باید گفت این مسیر از چند محور هم‌زمان عبور می‌کند:

  • تقویت دیپلماسی اقتصادی
  • بهبود فضای کسب‌وکار
  • تسهیل تأمین مالی تولید
  • تمرکز بر صنایع اولویت‌دار
  • رفع گلوگاه‌های انرژی
  • تربیت نیروی انسانی متناسب با نیازهای صنعتی

هیچ‌کدام از این مؤلفه‌ها به‌تنهایی کافی نیست. پیشرفت بادوام زمانی شکل می‌گیرد که این اجزا به‌جای حرکت‌های پراکنده، در قالب یک نقشه منسجم کنار هم قرار بگیرند. در چنین صورتی، اقتصاد کشور نه‌فقط از رکود عبور می‌کند، بلکه می‌تواند به سمت یک الگوی باثبات‌تر، رقابتی‌تر و متکی‌تر به ظرفیت داخلی حرکت کند.

پیشرفت بادوام با چه فرمولی ممکن می‌شود؟

پیشرفت اقتصادی در ایران زمانی جدی و ماندگار خواهد شد که نگاه سیاست‌گذار از رشد عددی و کوتاه‌مدت، به سمت تقویت بنیان‌های تولید رقابتی تغییر کند. تمرکز روی کیفیت تولید، تقویت صادرات، کاهش نااطمینانی برای تولیدکننده، هدفمند کردن سیاست صنعتی، حل مسئله انرژی و بازسازی رابطه آموزش با صنعت، مهم‌ترین اجزای این فرمول هستند.

عبور از رکود با تصمیم‌های مقطعی و نسخه‌های کوتاه‌عمر ممکن نیست. اقتصاد ایران برای رسیدن به پیشرفت بادوام، به اصلاحات پیوسته، سرمایه‌گذاری هوشمند و سیاست‌گذاری منسجم نیاز دارد؛ مسیری که هرچند دشوار است، اما تنها مسیر قابل اتکا برای ساختن آینده‌ای باثبات‌تر خواهد بود.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما