چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

نکات کلیدی فشار اقتصادی جنگ بر جهان

نکات کلیدی فشار اقتصادی جنگ بر جهان

جنگ ایران برای اقتصاد آمریکا دردسرساز شده است. البته فشار اقتصادی تنها برای این کشور نبوده و بخشی از اقتصادهای آسیایی بیشتر از همه اثر پذیرفتند.

- اندازه متن +

جنگ ایران را اگر فقط از زاویه میدان نبرد ببینیم، بخش مهم‌تری از ماجرا را از دست می‌دهیم. مسئله اصلی این نیست که چه کسی در آسمان یا دریا دست بالا را دارد.

مسئله مهم‌تر این است که بسته‌شدن تنگه هرمز، مسیر انتقال حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد نفت و LNG جهان را مختل کرده و همین، یک شوک بزرگ انرژی را به اقتصاد جهانی تحمیل کرده است.

نتیجه مستقیم آن جهش قیمت نفت، صعود قیمت گاز در آسیا و رشد هزینه سوخت در بسیاری از کشورهاست.

فشار اقتصادی جنگ بر آمریکا

اقتصاد آمریکا از جنگ ایران بی‌هزینه عبور نمی‌کند. رشد قیمت نفت، تورم را بالا می‌برد و رشد اقتصادی را کند می‌کند.

در برآوردی که در متن آمده، اگر جهش ۵۰ درصدی قیمت نفت پایدار بماند، می‌تواند حدود ۱.۲۵ واحد درصد به تورم آمریکا اضافه کند و رشد GDP را حدود ۱.۵ واحد درصد پایین بیاورد.

یعنی تورم می‌تواند به حوالی ۴ درصد برسد و رشد اقتصادی تا محدوده ۱.۵ درصد پایین بیاید.

این خبر بدی برای اقتصاد آمریکاست، اما هنوز در حد یک فاجعه تمام‌عیار نیست.

با این حال، همین فشار محدود هم برای دولت ترامپ یک زخم سیاسی است. آمریکایی‌ها از قبل هم نسبت به اقتصاد بدبین بوده‌اند و حالا جنگ ایران این بدبینی را تشدید کرده است.

افت شدید رضایت از عملکرد اقتصادی ترامپ، حساسیت بالای افکار عمومی آمریکا به قیمت بنزین و بدتر شدن احساس مردم نسبت به بازار کار، نشان می‌دهد که این جنگ به یک خودزنی اقتصادی برای واشنگتن تبدیل شده است.

فشار روی آمریکا واقعی است، اما هنوز کنترل‌پذیرتر از فشار روی بسیاری از کشورهای دیگر است.

پیامدهای اقتصادی جنگ برای آسیا و جنوب جهانی

اگر قرار باشد برندگان و بازندگان اقتصادی این جنگ را بشماریم، آمریکا تنها در صف اول آسیب‌دیدگان نیست. بررسی‌ها گویای آن است که آسیا بیشترین ضربه را خورده، چون نزدیک به ۹۰ درصد نفت و گازی که از تنگه هرمز عبور می‌کند، راهی کشورهای آسیایی می‌شود.

به همین دلیل، دولت‌ها در برخی کشورها مجبور شده‌اند کارمندان را دورکار کنند، هفته کاری را کوتاه کنند، دانشگاه‌ها را زودتر تعطیل کنند و حتی به سمت جیره‌بندی سوخت بروند.

در هند صف‌های طولانی سوخت شکل گرفته، فیلیپین وضعیت اضطراری اعلام کرده و استرالیا به سهمیه‌بندی فکر می‌کند.

حتی چین هم با وجود ذخایر قابل‌توجه، ناچار به مداخله برای کنترل افزایش قیمت سوخت شده است.

مسئله فقط بنزین و گازوئیل نیست. انرژی نهاده تقریباً همه کالاهاست و وقتی شوک نفت و گاز وارد اقتصاد جهانی می‌شود، به‌تدریج خودش را در زنجیره غذا، حمل‌ونقل، تولید و تجارت هم نشان می‌دهد.

در کشورهای فقیرتر، اثر این شوک بسیار سنگین‌تر است، چون سهم غذا در سبد مصرفی خانوار بسیار بالاتر از اقتصادهای پیشرفته است.

همین‌جا است که یک بحران انرژی، خیلی سریع به بحران معیشت تبدیل می‌شود. در چنین کشورهایی، افزایش هزینه انرژی به معنای کاهش واردات، افت ارزش پول ملی، فشار بر ذخایر ارزی و تشدید ناامنی غذایی است.

هزینه ژئوپلیتیکی جنگ برای آمریکا و جهان

آمریکا به چشم بسیاری از کشورها، کشوری دیده می‌شود که بدون برنامه روشن و بدون افق باثبات، یک جنگ را شروع کرده و بعد بقیه جهان را با تبعات آن تنها گذاشته است.

همین تصویر، آمریکا را نه به‌عنوان لنگر ثبات، بلکه به‌عنوان منبع آشوب معرفی می‌کند. در این نگاه، واشنگتن وارد می‌شود، ضربه می‌زند، بازارها را به‌هم می‌ریزد و دیگران را با افزایش قیمت انرژی، کمبود سوخت و فشار تورمی تنها می‌گذارد.

این مسئله در بلندمدت فقط به ضرر اقتصاد نیست؛ به ضرر جایگاه سیاسی آمریکا هم هست.

این فشار جهانی قرار نیست به شکل عادلانه توزیع شود. اروپا و بریتانیا معمولاً از شوک نفتی بیشتر از آمریکا و ژاپن ضربه تورمی می‌خورند و در کشورهای فقیرتر نیز ارتباط میان قیمت انرژی و قیمت غذا شدیدتر است.

به همین دلیل، حتی اگر آمریکا با آسیب محدودتر از این بحران بیرون بیاید، متحدانش و بخش بزرگی از جنوب جهانی ممکن است با درد بسیار بیشتری روبه‌رو شوند.

یعنی این جنگ از نظر توزیع هزینه‌ها، یک بحران نامتقارن است. آمریکا آن را آغاز کرده، اما لزوماً خودش بزرگ‌ترین پرداخت‌کننده آن نیست.

جنگ ایران برای اقتصاد جهانی یک شوک فرسایشی و عمیق است. آمریکا ضربه می‌خورد، اما آسیا، اروپا و کشورهای فقیرتر، جایی هستند که افزایش قیمت انرژی به بحران واقعی زندگی روزمره تبدیل می‌شود. مهم‌تر از همه، این جنگ دستاورد ژئوپلیتیکی روشنی برای واشنگتن نساخته، اما هزینه اقتصادی و اعتباری فراوانی برایش تولید کرده است. همین تناقض، شاید مهم‌ترین خلاصه اقتصادی جنگی باشد که آمریکا آغاز کرد، اما جهان باید پولش را بپردازد.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما