تحریم، تنها یکی از ابزارهای جنگ اقتصادی است. در وضعیت کنونی، فشار مالی با محاصره دریایی و تهدید شرکتهایی همراه شده که نفت ایران را حمل میکنند، پول آن را جابهجا میکنند یا در صنایع ایران خدمات میدهند. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، جنگ اقتصادی را بهکارگیری ابزارهای مالی، تجاری، صنعتی و مقرراتی برای اثر گذاشتن بر توان کشور مقابل توضیح میدهد.
وزارت خزانهداری آمریکا در ۲۴ اوت ۲۰۲۶ دامنه خطر تحریم را در پنج حوزه داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی گسترش داد. این تصمیم به معنای توقف فوری همه فعالیتها در این حوزهها نبود؛ به واشنگتن اختیار بیشتری داد تا شرکتها و افراد فعال در آنها، از جمله طرفهای خارجی ایران، را هدف بگیرد.
بهروزرسانی ۲۲ مهر ۱۴۰۵: برآورد شرکت ردیابی محموله «ورتکسا» که رویترز در ۱۳ اکتبر منتشر کرد، نشان میدهد صادرات دریایی نفت خام ایران از هفته دوم سپتامبر تا ۵ اکتبر به صفر رسیده است. این برآورد درباره نفت خامی است که در این دوره از راه دریا صادر شده؛ از آن نمیتوان توقف همه تجارت ایران یا صفر شدن تمام درآمدهای نفتی را برداشت کرد.
جنگ اقتصادی علیه ایران چگونه مرحلهبهمرحله پیش میرود؟
در اطلاعیههای آمریکا طرحی با عنوان رسمی «چهار مرحله» وجود ندارد. چهار ترفند زیر، دستهبندی تحلیلی اقداماتی است که در اسناد واشنگتن و گزارشهای اندیشکدهها دیده میشود. از جلوگیری از خروج کالا، افزایش هزینه حمل، دشوار کردن دریافت پول تا ترساندن طرف معامله.
| اقدام ثبتشده | ابزار فشار | اثری که باید بررسی شود |
|---|---|---|
| گسترش مبنای تحریم پنج حوزه در ۲۴ اوت | تهدید فعالان حوزههای مالی، فناوری و حملونقل | کاهش شمار طرفهای مایل به همکاری |
| تحریم ۳۶ هدف مرتبط با هوانوردی در ۸ سپتامبر | فشار بر شرکتها و واسطههای خدماتی | هزینه دسترسی به خدمات و تجهیزات |
| هدفگرفتن یک سکوی دارایی دیجیتال در ۱۷ سپتامبر و یک شبکه پرداخت در ۱ اکتبر | محدود کردن مسیرهای انتقال پول | زمان و هزینه دریافت عواید تجارت |
| تحریم ۱۷ کشتی در ۸ اکتبر | فشار بر ناوگان حمل نفت و فرآورده | شمار محمولههای قابل حمل و هزینه جابهجایی |
ترفند اول: جلوگیری از خروج نفت
در تحریم معمول، ممکن است فروشنده و خریدار با هزینه بیشتر راهی برای معامله پیدا کنند. محاصره دریایی گلوگاه دیگری را هدف میگیرد و آن، حرکت فیزیکی محموله از بندر است. به همین دلیل، اثر آن را باید در نفت بارگیریشده، نفت مانده روی کشتیها و محمولههای رسیده به مقصد دید.
طبق برآورد ورتکسا، میانگین ۱۴روزه صادرات دریایی نفت خام ایران در ابتدای سپتامبر حدود ۲۳۰ هزار بشکه در روز بود و از هفته دوم همان ماه تا ۵ اکتبر به صفر رسید. این شرکت همچنین حجم نفت خام ایران روی کشتیها را ۸۳ میلیون بشکه برآورد کرده که ۴۳ میلیون بشکه آن در غرب تنگه هرمز قرار داشت. در همان گزارش، جریان نفت سایر تولیدکنندگان خلیج فارس در سپتامبر به بیش از ۸۱ درصد سطح پیش از جنگ رسیده بود. دوره و نوع محمولهها در این دو شاخص متفاوت است، اما کنار هم نشان میدهند فشار دریایی بر ایران با بازگشت تدریجی صادرات دیگر تولیدکنندگان همراه شده است.
پاسخ ایران چیست؟ در کوتاهمدت، مسیرهای زمینی و دریای خزر میتوانند بخشی از واردات ضروری و تجارت منطقهای را حفظ کنند. مؤسسه خاورمیانه نیز یادآور میشود که این مسیرها زیر پوشش محاصره دریایی بنادر نیستند؛ ظرفیت آنها، با این حال، جای صادرات گسترده نفت خام از خلیج فارس را نمیگیرد. راه تعیینکننده برای نفت، پیوند دادن کاهش محاصره با ترتیبات روشن و قابل راستیآزمایی برای رفتوآمد تجاری در هرمز است.
ترفند دوم: گران کردن ترانزیت
کشتی به مالک، خدمات بندری، پوشش ریسک، تأمین مالی و امکان تخلیه در مقصد نیاز دارد. فشار بر هر یک از این حلقهها میتواند معامله را کند کند یا سهم بیشتری از قیمت فروش را به هزینه حمل اختصاص دهد.
وزارت خزانهداری آمریکا در ۸ اکتبر ۱۷ کشتی مرتبط با حمل نفت، فرآورده و محصولات پتروشیمی ایران را تحریم کرد. ثبت نام یک کشتی در فهرست تحریم به معنای توقیف فیزیکی آن نیست. اثر اقتصادی این اقدام وقتی مشخص میشود که تعداد سفرها، کرایه حمل، امکان دریافت خدمات و بهای خالص دریافتی ایران تغییر کند.
پاسخ ایران چیست؟ قراردادهای حمل باثباتتر با شرکای تجاری، پوشش ریسک قابل اتکا و کاهش وابستگی به چند شرکت محدود میتواند هزینه اختلال را پایین بیاورد. این کار به همکاری واقعی طرفهای خارجی نیاز دارد. تکیه بر کشتیهای پرریسک نیز راهحل بیهزینهای نیست. چتمهاوس در بررسی بازار نفتکشها هشدار داده که گسترش ناوگان خارج از شبکه متعارف، مسئله بیمه، ایمنی و بازگشت احتمالی کشتیها به تجارت عادی را پیچیدهتر میکند.
ترفند سوم: دشوار کردن بازگشت پول پس از فروش
فروش کالا زمانی به اقتصاد داخلی کمک میکند که عواید آن قابل دریافت و استفاده باشد. فشار بر بانک، صرافی، واسطه پرداخت یا سکوی دارایی دیجیتال میتواند فاصله میان فروش و دسترسی به درآمد را زیاد کند. این فاصله بر تأمین ارز واردات و برنامهریزی بنگاهها اثر میگذارد.
آمریکا در سپتامبر یک سکوی دارایی دیجیتال مرتبط با ایران را تحریم کرد و در اول اکتبر نیز شبکهای را که به ادعای وزارت خزانهداری در جابهجایی وجوه مرتبط با ایران نقش داشت، هدف گرفت. اقدام اول اکتبر شامل پیشنهاد یک قاعده محدودکننده نیز بود؛ پیشنهاد قاعده را نباید با اجرای نهایی آن یکسان دانست.
پاسخ ایران چیست؟ توافقهای پرداخت روشن با شرکای مایل به تجارت، کوتاه کردن زمان بازگشت عواید صادراتی و مشخص کردن محل مصرف ارز، تابآوری بیشتری از وابستگی به یک مسیر مبهم ایجاد میکند. ابزار پرداخت بهتنهایی مشکل را حل نمیکند؛ اگر شریک تجاری از معامله منصرف شود یا پول دریافتشده برای خرید کالای موردنیاز قابل استفاده نباشد، تغییر شکل پرداخت دستاورد محدودی دارد.
ترفند چهارم: بالا بردن هزینه همکاری برای طرفهای خارجی
جنگ اقتصادی فقط به داراییهای داخل ایران فشار نمیآورد. شرکت خارجی نیز باید حساب کند که فروش خدمات، حمل کالا یا همکاری فناورانه با ایران چه اثری بر دسترسیاش به بازار و شبکه مالی آمریکا خواهد داشت. گسترش خطر تحریم به اشخاص خارج از آمریکا برای تغییر همین محاسبه طراحی شده است. وزارت خزانهداری این هدف را در اعلام برنامه اوت و اقدامات بعدی خود بهصراحت بیان کرده است.
نمونه آن هوانوردی است. واشنگتن در ۸ سپتامبر ۳۶ هدف مرتبط با شرکتهای هواپیمایی و واسطههای خدماتی را تحریم کرد.
پاسخ ایران چیست؟ همکاری اقتصادی با چین و دیگر شرکا وقتی پایدارتر میشود که برای آنها نیز منفعت مشخص داشته باشد. چین برای اقتصاد ایران مهم است، اما تصمیم آن تابع نیاز انرژی و هزینههای خودش هم هست. مؤسسه خاورمیانه ادامه خرید نفت از سوی چین را متغیری مهم در اثرگذاری محاصره میداند؛ بررسی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز نشان میدهد جنگ برای اقتصاد چین هزینه انرژی و زنجیره تأمین داشته است.
کدام اقدام میتواند بازی را به سود ایران تغییر دهد؟
توان پاسخ ایران به معنای بیاثر بودن فشارها نیست. مؤسسه خاورمیانه درباره پیشبینی فروپاشی سریع اقتصاد ایران بر اثر محاصره احتیاط میکند و به ظرفیت سازگاری اقتصاد و تجارت از مرزهای زمینی اشاره دارد. از سوی دیگر، داده تازه صادرات دریایی نشان میدهد همین سازگاری بهتنهایی برای گشودن مسیر نفت کافی نیست.
سه اقدام، اگر همزمان دنبال شوند، میتوانند محاسبه طرف مقابل را تغییر دهند:
توافق دریایی مرحلهای و متقابل
ایران میتواند کاهش تنش در رفتوآمد کشتیهای تجاری را در برابر کاهش قابل مشاهده محاصره و محدودیتهای مرتبط مطالبه کند. چتمهاوس بر تعیین دقیق مسیر عبور، شیوه نظارت و اجرای متقابل تعهدات تأکید دارد. امتیاز چنین ترتیبی در این است که انجام تعهد هر طرف قابل سنجش باشد.
ساختن منفعت اقتصادی برای شرکا
قرارداد بلندمدت زمانی ارزش دارد که خریدار بتواند کالا را دریافت کند، پول آن را بپردازد و از ادامه همکاری نفع ببرد. ایران برای این کار به چند شریک، چند مسیر تجاری و تعهدات اجرایی معتبر نیاز دارد.
کاهش هزینه بحران در داخل
حفظ انرژی و حملونقل تولید، اولویت دادن ارز به نهادههای ضروری و سرمایهگذاری در زیرساختهای آسیبپذیر، مدت تحمل فشار را افزایش میدهد. دولت میتواند در طرحهایی که ریسک جنگ سرمایهگذار خصوصی را عقب مینشاند، با سرمایهگذاری مستقیم و تضمینهای مشخص وارد شود؛ موفقیت آن به انتخاب دقیق پروژه و امکان ارزیابی هزینهها وابسته است.
برای سنجش اثر جنگ اقتصادی چه عددهایی را باید دنبال کرد؟
صادرات واقعی
تولید ممکن است ادامه داشته باشد، در حالی که محمولهای از بندر خارج نشود. حجم بارگیری، نفت مانده روی کشتی و محموله رسیده به خریدار باید جداگانه دیده شوند.
درآمد قابل استفاده
رقم فروش بدون اطلاع از هزینه حمل، زمان تسویه و امکان خرج کردن عواید، تصویر کاملی از منابع در دسترس کشور نمیدهد.
رفتار شرکای تجاری
تعداد خریداران، شرکتهای حمل و تأمینکنندگان خدمات نشان میدهد تهدید تحریم تا چه اندازه به تصمیم عملی طرفهای خارجی تبدیل شده است.
اثر بر تولید داخل
دسترسی بنگاهها به انرژی، قطعات، مواد اولیه و سرمایه در گردش مشخص میکند فشار خارجی با چه سرعتی به اشتغال و قیمت کالا منتقل میشود.
پرسشهای پرتکرار درباره جنگ اقتصادی
آیا جنگ اقتصادی همان تحریم است؟
تحریم بخشی از آن است. در این پرونده، محاصره دریایی، فشار بر کشتیها، محدودیت مسیرهای پول و تهدید طرفهای تجاری نیز در کنار تحریم به کار رفتهاند.
آیا صادرات نفت ایران کاملاً صفر شده است؟
برآورد ورتکسا برای صادرات دریایی نفت خام از هفته دوم سپتامبر تا ۵ اکتبر صفر است. این عدد درباره همه فرآوردهها، تجارت زمینی یا فروش نفتی که پیشتر از منطقه خارج شده، حکم نمیدهد.
آیا چین میتواند بهتنهایی اثر محاصره را خنثی کند؟
چین یک شریک مهم است، اما خرید نفت به امکان حمل، پرداخت و نیاز خریدار وابسته است. ادامه همکاری چین یکی از متغیرهای اثرگذاری محاصره است، نه تضمین رفع آن.
جمعبندی؛ پاسخ از گلوگاههای اقتصاد میگذرد
چهار ترفند فشار علیه ایران به هم وصلاند. محاصره، خروج نفت را دشوار میکند؛ تحریم کشتی، هزینه حمل را بالا میبرد؛ فشار مالی، دریافت عواید را کند میکند؛ و تهدید طرفهای خارجی، شمار شریکهای مایل به معامله را کاهش میدهد. برآورد تازه صادرات دریایی نشان میدهد اثر حلقه نخست را باید جدی گرفت.
ایران نیز امکان تغییر این معادله را با حفظ تجارت ضروری از مسیرهای متنوع، ساختن همکاری اقتصادی دارای منفعت برای شرکا و مقاوم کردن تولید داخلی دارد.
منابع گزارش
- مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی؛ جنگ اقتصادی و قدرت نظامی
- مؤسسه خاورمیانه؛ واقعیتهای اقتصادی ایران در زمان جنگ
- چتمهاوس؛ راه خروج از بنبست هرمز
- مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی؛ اثر جنگ ایران بر اقتصاد چین
- وزارت خزانهداری آمریکا؛ اعلام گسترش برنامه تحریم و اقدام ۸ اکتبر علیه کشتیها
- رویترز؛ برآورد ورتکسا از صادرات نفت ایران، ۱۳ اکتبر




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟