چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

آیا جنگ ایران و آمریکا تمام شد؟ آغاز فاز اقتصادی نبرد با فشار بر نفت، تجارت و بازار ارز

آیا جنگ ایران و آمریکا تمام شد؟ آغاز فاز اقتصادی نبرد با فشار بر نفت، تجارت و بازار ارز

توقف نسبی درگیری نظامی به معنای پایان جنگ نیست؛ وقتی صادرات، کشتیرانی، درآمد ارزی و شبکه بانکی هدف قرار می‌گیرد، جنگ وارد مرحله اقتصادی می‌شود. ایران برای عبور از این وضعیت، فقط به پاسخ نظامی نیاز ندارد؛ باید ترکیبی از پاسخ اقتصادی، امنیتی و آفندی طراحی کند که محاسبات طرف…

- اندازه متن +

کاهش شدت درگیری‌های نظامی الزاماً به معنای پایان جنگ نیست. در شرایط فعلی، میدان اصلی تقابل می‌تواند از موشک و پهپاد به سمت نفت، کشتیرانی، تجارت خارجی، بانک و بازار ارز منتقل شده باشد؛ جایی که اثرات آن مستقیماً در اقتصاد داخلی دیده می‌شود.

از حمله به ضاحیه تا پاسخ ایران

حمله اسرائیل به ضاحیه، در منطقه‌ای انجام شد که از نظر سیاسی و امنیتی، بخشی از عمق راهبردی محور مقاومت محسوب می‌شود و طبیعی بود که بدون پاسخ نماند.

پس از آن، ایران وارد مرحله پاسخ شد؛ پاسخی که با حملات موشکی و پهپادی، بخشی از توان بازدارندگی خود را به نمایش گذاشت و نشان داد که حمله به نقاط حساس منطقه‌ای، بدون هزینه نخواهد بود.

زد و خوردهای بعدی نیز نشان داد که دو طرف در حال آزمون سطح تحمل، توان پاسخ و میزان آمادگی طرف مقابل و تغییر معادله‌سازی‌ها هستند. اسرائیل تلاش کرد حملات خود را در سطحی تنظیم کند که هم پیام سیاسی بدهد و هم از ورود به یک جنگ فرسایشی بزرگ جلوگیری کند. ایران نیز در پاسخ، به دنبال آن بود که نشان دهد هزینه حمله به منافع مستقیم و غیرمستقیمش قابل مدیریت برای طرف مقابل نیست.

اما آیا با کاهش شدت تبادل آتش، جنگ تمام شده است؟ پاسخ دقیق‌تر این است که جنگ نظامی ممکن است وارد فاز کنترل‌شده‌تری شده باشد، اما جنگ به معنای واقعی پایان نیافته است.

فقط میدان اصلی آن از آسمان و پایگاه‌های نظامی، به سمت تجارت، کشتیرانی، انرژی، بانک و بازار ارز منتقل شده است.

 

 

تحلیل ابعاد مختلف جنگ آمریکا علیه ایران

 

در بسیاری از تحلیل‌ها، جنگ فقط با شلیک موشک، حمله هوایی و تخریب زیرساخت نظامی سنجیده می‌شود. این نگاه ناقص است. در منازعات جدید، جنگ نظامی معمولاً یکی از ابزارهاست؛ ابزار دیگر، فشار اقتصادی هدفمند است.

اگر کشوری نتواند نفت بفروشد، پول صادرات خود را جابه‌جا کند، کالا وارد کند، بیمه و حمل‌ونقل تأمین کند یا شبکه مالی‌اش را فعال نگه دارد، حتی بدون ادامه درگیری مستقیم نظامی هم درگیر جنگ است.

از همین زاویه باید به اقدامات اخیر آمریکا نگاه کرد. وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال‌های گذشته نشان داده که تحریم را فقط یک ابزار حقوقی نمی‌بیند و آن را مثل یک عملیات میدانی اجرا می‌کند.

شناسایی شبکه‌های فروش نفت، فشار بر شرکت‌های کشتیرانی، تهدید خریداران، محدودسازی بانک‌های واسطه، مسدودسازی مسیرهای پرداخت و ایجاد ریسک برای بیمه و حمل‌ونقل، همه اجزای یک عملیات اقتصادی هستند.

در این چارچوب، بحث محاصره دریایی را باید جدی گرفت. معنای اقتصادی محاصره دریایی، کاهش درآمد ارزی، افزایش هزینه صادرات، رشد ریسک تجارت خارجی، کند شدن واردات کالاهای حساس و فشار بر بازار داخلی است.

اگر صادرات نفت کاهش پیدا کند، دولت با محدودیت ارزی روبه‌رو می‌شود. اگر مسیرهای حمل‌ونقل ناامن شود، واردکننده هزینه بیشتری می‌پردازد. اگر پرداخت‌های خارجی دشوارتر شود، کالا دیرتر و گران‌تر به دست مصرف‌کننده می‌رسد. این‌ها اثرات مستقیم جنگ اقتصادی است.

عملیات اقتصادی آمریکا چه هدفی را دنبال می‌کند؟

هدف اصلی آمریکا از فشار اقتصادی، تغییر رفتار ایران از مسیر افزایش هزینه‌های داخلی است. وقتی درآمد نفتی پایین می‌آید، دولت برای مدیریت بازار ارز، واردات کالاهای اساسی، تأمین مالی بودجه و کنترل تورم تحت فشار قرار می‌گیرد. این فشار به جامعه منتقل می‌شود و دشمن تلاش می‌کند نارضایتی اقتصادی را به ابزار سیاسی تبدیل کند.

به همین دلیل، جنگ اقتصادی از جنگ نظامی کم‌اهمیت‌تر نیست. در جنگ نظامی، هدف می‌تواند یک پایگاه یا یک سامانه دفاعی باشد؛ اما در جنگ اقتصادی، هدف می‌تواند اعتماد عمومی، ثبات بازار، سرمایه‌گذاری، تولید و قدرت تصمیم‌گیری دولت باشد.

اینجاست که پاسخ صرفاً دفاعی کافی نیست. اگر ایران فقط تلاش کند اثر تحریم و محاصره را کاهش دهد، همیشه یک قدم عقب‌تر خواهد بود. پاسخ مؤثر باید محاسبه طرف مقابل را تغییر دهد؛ یعنی دشمن به این جمع‌بندی برسد که فشار اقتصادی علیه ایران، هزینه‌ای فراتر از سود آن ایجاد می‌کند.

 

 

پاسخ اقتصادی ایران به محاصره دریایی

 

اولین سطح پاسخ، اقتصادی است. ایران باید مسیرهای فروش نفت و محصولات پتروشیمی را متنوع‌تر کند و تسویه‌های تجاری را از حالت آسیب‌پذیر فعلی خارج کند. بخشی از راه‌حل، استفاده از ظرفیت ترانزیتی ویژه خود و حل و فصل مشکلات مربوطه در ایستگاه‌ها و بهره‌گیری از نظام پرداخت رسمی است.

در کنار آن، باید برای کالاهای راهبردی ذخیره‌سازی هوشمند انجام شود. اگر کشور می‌داند درگیر جنگ اقتصادی است، نباید تأمین کالاهای اساسی، نهاده‌های تولید، قطعات صنعتی و مواد اولیه حساس را با منطق عادی بازار مدیریت کند. در وضعیت جنگ اقتصادی، ذخیره‌سازی، اولویت‌بندی ارزی و حمایت از زنجیره‌های تولید، بخشی از امنیت ملی است.

 

 

پاسخ امنیتی و آفندی ایران به معادله اقتصادی دشمن

 

در کنار پاسخ اقتصادی، پاسخ امنیتی و آفندی نیز لازم است. طرف مقابل باید بداند که محاصره، تحریم و حمله به مسیرهای اقتصادی ایران، یک اقدام کم‌هزینه نیست.

در این سطح، ایران باید از ظرفیت منطقه‌ای خود استفاده کند. اگر قرار است تجارت انرژی و امنیت آبراهه‌ها علیه ایران به کار گرفته شود، تهران باید بتواند منافع بازیگران بزرگ‌تر را نیز وارد معادله کند. همکاری با چین و روسیه، تقویت پیوندهای اقتصادی با همسایگان و تعریف پروژه‌های مشترک در حمل‌ونقل، انرژی و امنیت مسیرهای تجاری می‌تواند محاسبه آمریکا را دشوارتر کند.

ایران اگر بخواهد از این مرحله عبور کند، باید جنگ اقتصادی را به اندازه جنگ نظامی جدی بگیرد. پاسخ مؤثر، ترکیبی است. پایان جنگ زمانی معنا دارد که فشار بر تجارت، انرژی و درآمد ارزی ایران هم مهار شود؛ نه فقط زمانی که صدای انفجار کمتر شنیده می‌شود.

درباره نویسنده

محمود زارعی

محمود زارعی مدیر مسئول چارسو اقتصاد، دانش‌آموخته مدیریت رسانه است. از جمله علاقه‌مندی‌های پژوهشی ایشان، مطالعات تولید و مردمی‌سازی اقتصاد است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما