در ۶۰ روز نخستِ بسیاری از بحرانهای ژئوپلیتیکی قرن ۲۱، بازار نفت واکنش سریع و گاهی هیجانی نشان داده است؛ اما دادههای اخیر حاکی از آن است که شوک تازه، از نظر شدت افزایش قیمت، در رده بیسابقهتری قرار گرفته است. گفته میشود از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در اواخر فوریه ۲۰۲۶، برنت طی چند هفته تا محدوده حدود ۸۰ درصد رشد را تجربه کرده و عامل اصلی، ریسک و اختلال در تنگه هرمز بوده است.
این گزاره وقتی معنادارتر میشود که یادآوری کنیم تنگه هرمز طبق برآورد آژانس بینالمللی انرژی محل عبور حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز و نزدیک به ۲۵ درصد تجارت دریابرد نفت جهان است؛ یعنی شوکِ هرمز، شوکِ حاشیهای نیست، شوکِ هستهای بازار نفت است.

چرا شوک ۲۰۲۶ بزرگترین شوک قرن است؟
افزایش قیمت نفت در بحرانها، فقط تابع کمبود فیزیکی نیست؛ قیمت ریسک و هزینه معامله هم در آن نقش دارد. اتفاقی که در بحران اخیر پررنگتر دیده میشود، همزمانی چند عامل است:
هرمز بهعنوان گلوگاه غیرقابل جایگزین در کوتاهمدت
وقتی بخش بزرگی از نفت و فرآوردهها از یک گذرگاه محدود عبور میکند، حتی تهدید به اختلال، هزینه بیمه، کرایه کشتی، تاخیر حمل و نرخهای پوشش ریسک را بالا میبرد.
IEA میگوید حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز از هرمز میگذرد و بخش عمده آن راهی آسیاست. همین تمرکز باعث میشود شوک، هم جهانی باشد و هم در آسیا عمیقتر حس شود.
ضمن اینکه مسیرهای دورزننده هرمز محدودند؛ IEA ظرفیت خط لولههای قابل استفاده برای دور زدن تنگه را حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز برآورد میکند. این یعنی حتی در بهترین حالت، همه جریان را نمیتوان فوری جایگزین کرد.
نقش پررنگتر سازوکار قیمتگذاری برنت در انتقال شوک
برنت به تعبیری یک «زبان مشترک» برای قیمتگذاری در جهان است. پژوهشهای صورت گرفته اشاره میکند حدود ۷۰ درصد نفت خامِ معاملهشده در جهان نسبت به برنت قیمتگذاری میشود. در چنین شرایطی، هر شوک بزرگی که برنت را جابهجا کند، سریع به قراردادهای بلندمدت، بازار فرآوردهها و حتی انتظارات تورمی منتقل میشود.
تفاوت شوک ۲۰۲۶ با بسیاری از شوکهای قبلی
در بخشی از بحرانهای قبلی، شوک از سمت تقاضا بود، نه عرضه. مثلا در همهگیری کرونا، سقوط مصرف جهانی باعث افت سنگین قیمت نفت شد و منحنیها در ۶۰ روز نخست به محدودههای منفی عمیق رفتند. در بحران مالی ۲۰۰۸ هم شوک تقاضا و بحران اعتباری نقش زیادی در افت قیمت داشت. در مقابل، شوک ۲۰۲۶ اساسا عرضهمحور و لجستیکمحور است؛ یعنی به «توان جابهجایی فیزیکی نفت» و «امنیت مسیر» گره خورده است. همین تفاوت، توضیح میدهد چرا منحنی افزایش قیمت میتواند تندتر شود.
مقایسه با شوکهای دیگر قرن ۲۱ و پیامدهای اقتصادی
دادههای مقایسهای ۶۰ روز نخست نشان میدهد واکنش قیمت نفت به رخدادهای بزرگ یکدست نیست:
- در برخی بحرانها مثل بیداری اسلامی یا جنگ روسیه و اوکراین، افزایش قیمتها قابل توجه بود اما معمولاً شیب آن تدریجیتر شد و با خبرهای متناقض عرضه و تقاضا نوسان داشت.
- در رخدادهای تقاضامحور مثل کرونا و بحران مالی، حرکت غالب نزولی بود.
- در رخدادهای امنیتی-عرضهمحور، جهش سریعتر و پرنوسانتر رخ میدهد؛ چون بازار همزمان با «کمبود احتمالی» و «ریسک اختلال» قیمتگذاری میکند.
اما اهمیت این مقایسه فقط رتبهبندی شدت شوک نیست بلکه پیامد اقتصادی آن است.
شوکهای نفتی از سه کانال اصلی به اقتصاد جهانی منتقل میشوند:
تورم و هزینه زندگی
نفت، ورودی حملونقل، پتروشیمی، بخشی از تولید برق و قیمت بسیاری از کالاهای زنجیرهای است. وقتی برنت جهش میکند، هزینه واردات انرژی برای بسیاری از کشورها بالا میرود و فشار تورمی تشدید میشود. اگر این وضعیت تداوم داشته باشد، بانکهای مرکزی با انتخاب سختتری چون مهار تورم با نرخ بهره بالاتر یا حمایت از رشد با سیاست پولی نرمتر روبهرو میشوند.
رشد اقتصادی و سودآوری صنایع
صنایع انرژیبر مثل فلزات، سیمان، حملونقل و برخی زنجیرههای غذایی سریعتر ضربه میخورند، چون حاشیه سودشان به هزینه انرژی حساس است. در سمت مقابل، برخی تولیدکنندگان انرژی از قیمتهای بالاتر منتفع میشوند، اما اگر اختلال فیزیکی صادرات یا ریسک عملیاتی بالا باشد، حتی صادرکنندگان هم با عدم قطعیت روبهرو میشوند. در واقع قیمت بالا همیشه معادل درآمد مطمئن نیست.
بازآرایی تجارت و امنیت انرژی
شوکهای بزرگ معمولاً کشورها را به سمت سه راهبرد میبرد:
- ذخیرهسازی بیشتر
- متنوعسازی مسیرهای واردات
- سرمایهگذاری در جایگزینها
بحرانهای انرژی معمولا سیاستگذاری برای بهرهوری انرژی، تنوع سبد تولید و توسعه زیرساختهای جایگزین را سرعت میدهند، چون هزینه بیعملی را آشکار میکنند. نمونهاش تمرکز دوباره روی امنیت گذرگاههای دریایی و انعطافپذیری مسیرهای انتقال است که در تحلیلهای رسمی درباره هرمز هم دیده میشود.
جمعبندی
شوک ۶۰ روزه اخیر در قیمت برنت، از نظر شدت افزایش، بهعنوان یکی از بزرگترین واکنشهای نفتی قرن ۲۱ مطرح شده و در برخی جمعبندیها از رشد حدود ۸۰ درصدی در هفتههای نخست یاد میشود.
ریشه این جهش، بیش از هر چیز به ریسک و اختلال در تنگه هرمز گره خورده است؛ گلوگاهی که IEA عبور روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه و سهم نزدیک به ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت جهان را برای آن ذکر میکند، در حالی که ظرفیت دورزننده خط لولهای محدود است.
بازار نفت همچنان به شوک ژئوپلیتیک حساس است و در بحرانهای عرضهمحور، پرمیوم ریسک میتواند از کمبود فیزیکی جلو بزند. نگاه کمی مثبتتر این است که همین شوکها، معمولاً تصمیمگیری برای تابآوری را از بهینهسازی مصرف و ذخیرهسازی گرفته تا تنوع مسیرها و سرمایهگذاری در فناوریها و منابع جایگزین تسریع میکنند. اینکه کدام مسیر غالب شود، به طول بحران، پایداری اختلال در هرمز و سرعت سازگاری دولتها و شرکتها بستگی دارد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟