ناترازی سرمایه انسانی را میتوان یکی از کمصداترین اما بلندمدتترین ناترازیهای اقتصاد ایران دانست: کشور برای تربیت پزشک، مهندس، پژوهشگر و نیروی فناوری سرمایهگذاری میکند، اما بخشی از این ظرفیت در نقطه ورود به بازار کار مهاجرت میکند یا پس از خروج به کشور بازنمیگردد. تازهترین اظهارات معاون علمی رئیسجمهور در شهریور ۱۴۰۵ نشان میدهد نرخ بازگشت نخبگان ایرانی حدود ۱ تا ۲ درصد است؛ در حالی که او این نرخ را برای چین و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس حدود ۷ تا ۱۰ درصد اعلام کرده است. مسئله بنابراین فقط «چند نفر میروند» نیست؛ شکاف میان تولید، نگهداشت و بازگشت سرمایه انسانی است.
ناترازی سرمایه انسانی چیست و چرا برای اقتصاد ایران مهم است؟
«ناترازی» در سالهای اخیر بیشتر برای توصیف شکاف میان عرضه و تقاضای برق و گاز، منابع و مصارف بانکها، دخل و خرج صندوقهای بازنشستگی یا درآمد و هزینه دولت به کار رفته است. اما همین منطق را میتوان درباره سرمایه انسانی نیز به کار برد.
اقتصاد برای تولید نیروی متخصص هزینه میکند: مدرسه، دانشگاه، آموزش پزشکی، پژوهش، یارانه آموزشی و زیرساخت علمی. در مقابل انتظار میرود این نیروی انسانی با افزایش بهرهوری، نوآوری، تولید و درآمد مالیاتی بخشی از این سرمایهگذاری را به اقتصاد بازگرداند.
وقتی بخشی از نیروهای ماهر مهاجرت کنند و نرخ بازگشت پایین بماند، میان «تولید تخصص» و «بهرهبرداری اقتصاد از تخصص» شکاف ایجاد میشود. این همان چیزی است که در این گزارش از آن با عنوان ناترازی سرمایه انسانی یاد میکنیم.
| مرحله | سرمایهگذاری اقتصاد | ریسک ناترازی |
|---|---|---|
| آموزش | مدرسه، دانشگاه و آموزش تخصصی | هزینه تربیت نیروی انسانی |
| ورود به بازار کار | اشتغال و انتقال دانش به بنگاه | نبود شغل متناسب با تخصص |
| نگهداشت | دستمزد، ثبات و امکان پیشرفت | تورم، نااطمینانی و افت قدرت خرید |
| مهاجرت | انتقال تجربه به خارج | از دست رفتن بخشی از ظرفیت داخلی |
| بازگشت | انتقال دانش و شبکه جهانی به داخل | پایین بودن نرخ بازگشت |
تازهترین آمار ۱۴۰۵ چه میگوید؛ ۸۳ درصد رتبههای برتر ماندهاند اما بازگشت پایین است
یکی از مهمترین اصلاحاتی که باید در روایت مهاجرت نخبگان انجام داد، تفکیک «خروج»، «ماندگاری» و «بازگشت» است.
حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، در ۹ شهریور ۱۴۰۵ اعلام کرد بررسی ۱۰ سال اخیر نشان میدهد حدود ۸۳ درصد رتبههای برتر کنکور در کشور ماندگار شدهاند. او همچنین گفت ۸۴ درصد مدالآوران دختر المپیادهای دانشآموزی در کشور ماندهاند.
اما در همان اظهارات، مسئله اصلی را نرخ پایین بازگشت معرفی کرد: به گفته افشین، نرخ بازگشت در ایران اکنون حدود ۱ تا ۲ درصد است؛ در حالی که در چین و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس این رقم حدود ۷ تا ۱۰ درصد است.
این داده تصویر پیچیدهتری از مسئله ارائه میکند. نمیتوان گفت اکثریت همه نخبگان ایران مهاجرت کردهاند؛ اما میتوان گفت اقتصاد ایران در بازگرداندن بخشی از نیروهای متخصصی که خارج شدهاند با یک شکاف جدی روبهروست.
منبع: تسنیم؛ اظهارات معاون علمی رئیسجمهور درباره ماندگاری و بازگشت نخبگان.
نرخ بازگشت نخبگان چرا از خود مهاجرت مهمتر شده است؟
مهاجرت نیروی متخصص الزاماً به معنای زیان دائمی برای کشور مبدأ نیست. متخصص میتواند تحصیل کند، تجربه کسب کند، شبکه حرفهای بسازد و بعد به کشور بازگردد یا حتی بدون بازگشت فیزیکی، سرمایه و دانش منتقل کند.
مسئله زمانی جدیتر میشود که مسیر بازگشت ضعیف باشد.
افشین پیشتر نیز در آذر ۱۴۰۴ نرخ بازگشت نخبگان ایرانی را حدود یک درصد در برابر متوسط حدود ۷ درصدی مورد اشاره خود برای سایر کشورها اعلام کرده و نبود بازار کار متناسب با تجربه و تخصص افراد بازگشته را یکی از دلایل این وضعیت دانسته بود.
بنابراین یکی از متریکهای دقیقتر برای سنجش ناترازی سرمایه انسانی، فقط تعداد مهاجران نیست؛ باید سه شاخص همزمان رصد شود:
نرخ خروج نیروهای تخصصی
چه سهمی از نیروی ماهر برای تحصیل یا اشتغال از کشور خارج میشود؟
نرخ ماندگاری داخل
چه سهمی از نیروهای آموزشدیده در اقتصاد ایران باقی میمانند و وارد فعالیت تخصصی میشوند؟
نرخ بازگشت
چه سهمی از متخصصان خارجشده بعد از کسب دانش و تجربه دوباره به اقتصاد ایران متصل میشوند؟
آمار ۶۷ درصد شرکتهای دانشبنیان مربوط به ۱۴۰۲ است، نه ۱۴۰۵
یکی از اعداد پرتکرار درباره مهاجرت متخصصان ایران این است که نیروهای کلیدی و متخصص ۶۷ درصد شرکتهای دانشبنیان وارد فرآیند مهاجرت شدهاند.
اصل این عدد وجود دارد، اما مربوط به سال ۱۴۰۲ است.
بهرام صلواتی، مدیر وقت رصدخانه مهاجرت ایران، در مرداد ۱۴۰۲ اعلام کرد بر اساس پیمایش این مجموعه، نیروهای کلیدی و متخصص در ۶۷ درصد شرکتهای دانشبنیان مورد بررسی وارد فرآیند مهاجرت شده بودند.
این عدد از نظر تاریخی برای نشان دادن شدت فشار مهاجرت در اکوسیستم فناوری مهم است، اما بدون پیمایش جدید نمیتوان آن را به وضعیت شهریور ۱۴۰۵ تعمیم داد.
بنابراین این گزارش آن را بهعنوان شاخص هشدار تاریخی نگه میدارد، نه آمار جاری.
منبع: آناتولی؛ اظهارات مدیر وقت رصدخانه مهاجرت ایران در مرداد ۱۴۰۲.
تورم چگونه فاصله دستمزد متخصص ایرانی با بازار جهانی را بیشتر میکند؟
مهاجرت متخصصان فقط تابع دستمزد اسمی نیست. آنچه برای نیروی ماهر اهمیت دارد قدرت خرید، امکان پسانداز، ثبات درآمد و چشمانداز حرفهای است.
طبق گزارش مرکز آمار ایران، در مرداد ۱۴۰۵ تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور به ۸۹ درصد و تورم سالانه به ۶۹.۹ درصد رسید. تورم ماهانه نیز ۳.۴ درصد ثبت شد.
| شاخص تورم مرداد ۱۴۰۵ | رقم |
|---|---|
| تورم ماهانه | ۳.۴ درصد |
| تورم نقطهبهنقطه | ۸۹ درصد |
| تورم سالانه | ۶۹.۹ درصد |
| شاخص قیمت مصرفکننده | ۷۰۰.۱ |
در چنین محیطی، حتی افزایش حقوق ریالی میتواند از رشد هزینه زندگی عقب بماند. برای متخصصی که امکان اشتغال بینالمللی یا دورکاری دارد، مقایسه درآمد دیگر فقط میان دو شرکت ایرانی نیست؛ میان درآمد ریالی و فرصت درآمد ارزی انجام میشود.
این مسئله بهویژه در فناوری، مهندسی، پزشکی، پژوهش و مشاغلی که مهارت آنها در بازار بینالمللی قابل انتقال است اهمیت بیشتری پیدا میکند.
منبع: گزارش تورم مرداد ۱۴۰۵ بر اساس دادههای مرکز آمار ایران.
ناترازی انرژی چگونه به مسئله سرمایه انسانی وصل میشود؟
رابطه میان انرژی و مهاجرت مستقیم و مکانیکی نیست؛ نمیتوان گفت قطع گاز بهتنهایی باعث مهاجرت مهندس میشود. اما ناترازی انرژی میتواند کیفیت محیط تولید و چشمانداز شغلی نیروی متخصص را تضعیف کند.
معاون مهندسی وزیر نفت در آذر ۱۴۰۴ اعلام کرد ناترازی گاز ایران در پیک سرما بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز است. در چنین شرایطی، اولویت تأمین گاز بخش خانگی میتواند به محدودیت مصرف صنایع، پتروشیمیها، فولاد و نیروگاهها منجر شود.
برای یک نیروی متخصص، مسئله فقط خاموشی یا قطع گاز نیست. وقتی بنگاه نتواند ظرفیت تولید خود را پیشبینی کند، سرمایهگذاری، استخدام، افزایش حقوق، تحقیق و توسعه و مسیر ارتقای حرفهای نیز با عدم قطعیت بیشتری روبهرو میشود.
بنابراین ناترازی انرژی را میتوان یکی از متغیرهای محیط کسبوکار دانست که در کنار تورم، دستمزد، سرمایهگذاری و کیفیت فرصتهای شغلی بر تصمیم ماندن یا رفتن اثر میگذارد؛ نه اینکه آن را علت یگانه مهاجرت معرفی کنیم.
منبع: تسنیم؛ ناترازی بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعبی گاز در پیک زمستان.
مهاجرت پزشکان؛ داده جدید از کاهش درخواستها خبر میدهد
بخش سلامت نمونه مهمی از ضرورت تفکیک «بحران نیروی انسانی» از «روند مهاجرت» است.
روایت عمومی سالهای گذشته عمدتاً بر افزایش مهاجرت پزشکان و پرستاران متمرکز بود؛ اما تازهترین گزارش منتشرشده بر پایه آمار وزارت بهداشت تصویر متفاوتی ارائه میکند.
بر اساس گزارشی که در شهریور ۱۴۰۵ منتشر شده، تعداد پزشکانی که در سال ۱۴۰۳ برای دریافت گواهی Good Standing اقدام کردهاند نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود ۱۸ درصد کاهش یافته است. گزارشهای رسمی همچنین از کاهش درخواستهای مهاجرت در برخی گروههای کادر درمان خبر دادهاند.
این تحول به معنی پایان مسئله نیروی انسانی سلامت نیست. کمبود پزشک متخصص و کادر درمان در برخی مناطق، توزیع نامتوازن نیرو، شرایط کاری و انگیزه مهاجرت همچنان مسائل مستقلی هستند.
اما از نظر تحلیلی، دیگر نمیتوان بدون قید زمانی نوشت «مهاجرت پزشکان هر سال در حال افزایش است».
منبع: گزارش شهریور ۱۴۰۵ درباره آخرین آمار مهاجرت پزشکان و پرستاران.
چرا کمبود نیروی متخصص با کاهش مهاجرت تناقض ندارد؟
ممکن است نرخ درخواست مهاجرت یک گروه در یک سال کاهش پیدا کند، اما کمبود نیروی متخصص همچنان پابرجا باشد. دلیل ساده است: موجودی سرمایه انسانی نتیجه چندین جریان همزمان است.
| جریان | اثر بر سرمایه انسانی |
|---|---|
| تربیت نیروی جدید | افزایش عرضه متخصص |
| مهاجرت | کاهش بخشی از موجودی داخلی |
| بازگشت مهاجران | افزایش تخصص و تجربه داخلی |
| خروج از حرفه | کاهش نیروی فعال بدون مهاجرت |
| بازنشستگی | کاهش موجودی نیروی باتجربه |
| توزیع جغرافیایی نامتوازن | کمبود محلی حتی با تعداد کل مناسب |
به همین دلیل سیاست سرمایه انسانی نباید صرفاً به «جلوگیری از مهاجرت» تقلیل پیدا کند.
هزینه واقعی مهاجرت متخصص فقط هزینه دانشگاه نیست
در نسخه قبلی این تحلیل، مهاجرت متخصص به «رایگان در اختیار گذاشتن سرمایه آموزشی ایران به اقتصادهای توسعهیافته» تعبیر شده بود. جهت کلی این استدلال قابل فهم است، اما محاسبه اقتصادی دقیقتر از این عبارت است.
هزینه خروج یک متخصص حداقل چهار لایه دارد:
سرمایه آموزشی
منابع عمومی و خصوصی صرفشده برای آموزش و تربیت تخصصی فرد.
تولید از دسترفته
ارزش افزودهای که فرد میتوانست در دوره فعالیت حرفهای در اقتصاد داخلی ایجاد کند.
اثر شبکهای
نیروی متخصص فقط خودش تولید نمیکند؛ میتواند تیم بسازد، آموزش دهد و بهرهوری دیگران را افزایش دهد.
نوآوری از دسترفته
در حوزههایی مانند فناوری، پزشکی و مهندسی، خروج نیروی ماهر میتواند ظرفیت تحقیق و توسعه و ایجاد کسبوکار جدید را کاهش دهد.
از این منظر، سرمایه انسانی با سرمایه فیزیکی تفاوت دارد. خروج یک مهندس ارشد فقط خروج یک نفر نیست؛ ممکن است بخشی از دانش ضمنی، شبکه ارتباطی و ظرفیت تربیت نیرو نیز همراه او خارج شود.
اقتصاد دیجیتال چرا بیش از سایر بخشها به حفظ متخصصان حساس است؟
اقتصاد دیجیتال یکی از حوزههایی است که سرمایه انسانی سهم بسیار بزرگی از ارزش بنگاه را تشکیل میدهد. یک شرکت نرمافزاری برخلاف کارخانه فولاد الزاماً به میلیاردها دلار ماشینآلات نیاز ندارد؛ بخش مهم دارایی آن توسعهدهنده، مهندس داده، متخصص امنیت، مدیر محصول و نیروی تحقیق و توسعه است.
همین ویژگی یک مزیت و یک تهدید همزمان ایجاد میکند.
مزیت این است که اقتصاد دیجیتال میتواند با سرمایه فیزیکی کمتر صادرات خدمات و درآمد ارزی ایجاد کند. تهدید این است که نیروی آن نیز نسبت به صنایع فیزیکی قابلیت جابهجایی بینالمللی بسیار بیشتری دارد.
وقتی متخصص بتواند همان مهارت را در کشور دیگر یا برای شرکت خارجی بفروشد، کیفیت محیط کسبوکار، دسترسی به اینترنت و فناوری، ثبات مقررات، امکان سرمایهگذاری و قدرت خرید دستمزد به عوامل اصلی رقابت کشور برای حفظ نیروی انسانی تبدیل میشوند.
مهاجرت متخصصان چگونه بهرهوری اقتصاد ایران را کاهش میدهد؟
اثر مهاجرت متخصصان فقط با شمار افراد خارجشده سنجیده نمیشود. مهمتر این است که چه کسانی، از کدام رشتهها و در چه مرحلهای از حرفه خود خارج میشوند.
اگر خروج در میان نیروهای دارای مهارت کمیاب متمرکز باشد، حتی تعداد نسبتاً محدود مهاجران نیز میتواند اثر اقتصادی بزرگی ایجاد کند.
برای مثال، از دست دادن یک متخصص بسیار کمیاب در طراحی تراشه، هوش مصنوعی، جراحی فوقتخصصی یا مهندسی یک صنعت خاص را نمیتوان صرفاً با استخدام یک فارغالتحصیل جدید جبران کرد. تجربه انباشتهشده بخشی از سرمایه است.
در نتیجه مهمترین شاخص برای سیاستگذار فقط «تعداد مهاجر» نیست؛ باید ترکیب مهارتی مهاجران نیز اندازهگیری شود.
ناترازی سرمایه انسانی چگونه سایر ناترازیهای اقتصاد را تشدید میکند؟
خطر اصلی زمانی ظاهر میشود که ناترازیهای اقتصاد یکدیگر را تقویت کنند.
ناترازی انرژی
تولید را غیرقابل پیشبینیتر میکند و سرمایهگذاری صنعتی را کاهش میدهد.
تورم و بیثباتی پولی
قدرت خرید دستمزد نیروی متخصص را کاهش میدهد.
کاهش سرمایهگذاری
تعداد فرصتهای شغلی با کیفیت و پروژههای بزرگ را محدود میکند.
خروج سرمایه انسانی
بهرهوری و ظرفیت نوآوری را تضعیف میکند.
افت بهرهوری
رشد اقتصادی و توان افزایش دستمزد واقعی را محدودتر میکند.
این چرخه همان چیزی است که ناترازی سرمایه انسانی را از یک مسئله صرفاً اجتماعی به یک مسئله اقتصاد کلان تبدیل میکند.
آیا افزایش مهاجرت همیشه برای اقتصاد ایران زیان است؟
خیر. تحلیل اقتصادی مهاجرت نباید به این نتیجه ساده برسد که هر خروجی زیان است.
مهاجرت میتواند شبکه علمی و تجاری بینالمللی ایجاد کند، انتقال فناوری را تسهیل کند، سرمایه وارد کشور کند و در صورت بازگشت متخصص، دانش و تجربه جدید به اقتصاد اضافه کند.
مشکل زمانی شکل میگیرد که رابطه کشور با نیروی مهاجر تقریباً یکطرفه شود: نیروی متخصص خارج شود، ارتباط حرفهای ضعیف شود و نرخ بازگشت نیز پایین بماند.
به همین دلیل سیاست موفق، الزاماً «متوقف کردن مهاجرت» نیست؛ بلکه تبدیل فرار مغزها به گردش مغزها است.
برای کاهش ناترازی سرمایه انسانی چه باید کرد؟
نسخه قبلی این مقاله راهحل را عمدتاً به سپردن کارها به جوانان و اصلاح برخی سیاستهای اقتصادی محدود میکرد. مسئله پیچیدهتر است و سیاست نگهداشت سرمایه انسانی باید چندلایه باشد.
اقتصاد را پیشبینیپذیرتر کرد
تورم مزمن و تغییر مداوم قواعد، برنامهریزی شغلی و سرمایهگذاری بلندمدت را دشوار میکند.
بازار کار متناسب با تخصص ایجاد کرد
همان نکتهای که معاون علمی رئیسجمهور نیز درباره بازگشت نخبگان مطرح کرده است: متخصص زمانی برمیگردد که بتواند از تجربه خود استفاده کند.
دستمزد واقعی و مسیر پیشرفت را جدی گرفت
رقابت برای متخصص فقط با افزایش حقوق اسمی ممکن نیست؛ قدرت خرید و مسیر حرفهای اهمیت بیشتری دارند.
ارتباط با ایرانیان متخصص خارج از کشور حفظ شود
همکاری پژوهشی، پروژه مشترک، سرمایهگذاری و انتقال دانش میتواند حتی پیش از بازگشت فیزیکی بخشی از ظرفیت مهاجران را به اقتصاد متصل کند.
موانع بازگشت کاهش یابد
فرآیند استخدام، تأیید مدارک، ایجاد شرکت، فعالیت پژوهشی و دسترسی به فرصتهای حرفهای باید برای نیروهای بازگشته قابل پیشبینی باشد.
داده مهاجرت شفاف و دورهای منتشر شود
بدون آمار منظم درباره رشته، سن، مقصد، بازگشت و وضعیت اشتغال مهاجران، سیاستگذاری بر اساس روایت و عددهای قدیمی انجام میشود.
پنج متریک برای سنجش ناترازی سرمایه انسانی ایران
اگر قرار باشد این موضوع مثل ناترازی برق یا گاز واقعاً اندازهگیری شود، چارسو اقتصاد پیشنهاد میکند حداقل پنج متریک بهصورت دورهای رصد شوند:
| متریک | چه چیزی را نشان میدهد؟ |
|---|---|
| نرخ ماندگاری متخصصان | توان اقتصاد برای حفظ نیروی آموزشدیده |
| نرخ بازگشت نخبگان | توان جذب دوباره نیروی خارجشده |
| مهاجرت به تفکیک تخصص | شناسایی رشتههای دارای کمبود بحرانی |
| شکاف دستمزد واقعی | قدرت رقابت بازار کار ایران با مقصدهای مهاجرت |
| نرخ جایگزینی نیروی متخصص | توان دانشگاه و بازار کار برای جبران خروج یا بازنشستگی |
جمعبندی؛ مسئله فقط خروج مغزها نیست، شکاف میان تربیت و نگهداشت است
ناترازی سرمایه انسانی ایران را نمیتوان با یک عدد یا روایت ساده توضیح داد. دادههای تازه حتی نشان میدهند در برخی شاخصها، مانند درخواست مهاجرت پزشکان، کاهش رخ داده و بخش بزرگی از رتبههای برتر کنکور نیز در کشور ماندهاند.
اما همزمان نرخ بازگشت متخصصان ایرانی پایین است، تورم قدرت خرید نیروی ماهر را فرسوده کرده و ناترازی انرژی و نااطمینانی اقتصادی کیفیت محیط تولید و سرمایهگذاری را کاهش داده است.
بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که «چند نخبه از ایران رفتهاند؟» سؤال مهمتر این است که اقتصاد ایران از هر ۱۰۰ نیروی متخصصی که تربیت میکند، چند نفر را در یک مسیر حرفهای مولد نگه میدارد، چند نفر را از دست میدهد و چند نفر از کسانی را که تجربه جهانی کسب کردهاند دوباره به چرخه تولید و نوآوری متصل میکند.
تا زمانی که این سه جریان همزمان اندازهگیری نشوند، بحث مهاجرت متخصصان بیشتر مجموعهای از عددهای پراکنده خواهد بود تا یک سیاست سرمایه انسانی. ناترازی واقعی دقیقاً همینجاست: اقتصاد نیروی متخصص تولید میکند، اما هنوز سازوکار کافی برای حفظ، استفاده و بازگرداندن آن ندارد.
پرسشهای پرتکرار درباره مهاجرت متخصصان و نخبگان ایران
ناترازی سرمایه انسانی چیست؟
شکاف میان ظرفیت کشور برای تربیت نیروی متخصص و توان اقتصاد برای حفظ، بهکارگیری و بازگرداندن همان نیروی انسانی است.
نرخ بازگشت نخبگان ایرانی چقدر است؟
طبق اظهارات معاون علمی رئیسجمهور در شهریور ۱۴۰۵، نرخ بازگشت حدود ۱ تا ۲ درصد است؛ او نرخ برخی کشورهای مقایسهای مانند چین و کشورهای حوزه خلیج فارس را حدود ۷ تا ۱۰ درصد اعلام کرده است.
آیا بیشتر رتبههای برتر کنکور از ایران مهاجرت کردهاند؟
بر اساس اعلام معاون علمی رئیسجمهور، در بررسی ۱۰ سال اخیر حدود ۸۳ درصد رتبههای برتر کنکور در کشور ماندگار شدهاند. بنابراین چنین ادعای کلی با داده اعلامشده سازگار نیست.
آیا مهاجرت پزشکان همچنان در حال افزایش است؟
نه در همه شاخصها. آخرین گزارش منتشرشده بر پایه دادههای وزارت بهداشت نشان میدهد درخواست Good Standing پزشکان در سال ۱۴۰۳ نسبت به ۱۴۰۲ حدود ۱۸ درصد کاهش داشته است.
آیا ۶۷ درصد شرکتهای دانشبنیان با مهاجرت نیروهای متخصص مواجهاند؟
این عدد از پیمایش و اظهارات مدیر وقت رصدخانه مهاجرت ایران در مرداد ۱۴۰۲ آمده است. بدون داده جدید نباید آن را آمار جاری سال ۱۴۰۵ دانست.
تورم چه ارتباطی با مهاجرت متخصصان دارد؟
تورم بالا قدرت خرید دستمزد ریالی، امکان پسانداز و پیشبینی آینده اقتصادی را کاهش میدهد و میتواند جذابیت فرصتهای شغلی خارجی را برای نیروی دارای مهارت قابل انتقال افزایش دهد.
مهمترین راه کاهش مهاجرت نخبگان چیست؟
یک راه منفرد وجود ندارد. ثبات اقتصادی، بازار کار متناسب با تخصص، دستمزد واقعی رقابتی، امکان رشد حرفهای، ارتباط با ایرانیان خارج و کاهش موانع بازگشت باید همزمان دنبال شوند.
منابع گزارش
معاونت علمی؛ تازهترین وضعیت ماندگاری و بازگشت نخبگان
تسنیم؛ ۸۳ درصد رتبههای برتر کنکور در بررسی ۱۰ ساله در کشور ماندهاند
نرخ بازگشت نخبگان
مهاجرت نیروهای شرکتهای دانشبنیان
تورم مرداد ۱۴۰۵
دادههای مرکز آمار ایران؛ تورم نقطهای ۸۹ درصد و سالانه ۶۹.۹ درصد
ناترازی گاز
اظهارات معاون وزیر نفت درباره ناترازی بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعبی گاز
مهاجرت کادر درمان
آخرین گزارش منتشرشده درباره تغییر روند مهاجرت پزشکان و پرستاران




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟