اگر کوین وارش تأیید شود، یکی از سنگینترین صندلیهای اقتصادی جهان را تحویل میگیرد، اما نه در یک زمان عادی. او در شرایطی وارد فدرال رزرو میشود که شوک انرژی ناشی از جنگ ایران، هم تورم آمریکا را بالا کشیده و هم همزمان به رشد و اشتغال ضربه زده است. همین مسئله، بانک مرکزی آمریکا را در موقعیتی قرار داده که تقریباً هر تصمیمش هزینهزاست. اگر نرخها را بالا نگه دارد، رشد آسیب میبیند؛ اگر پایین بیاورد، خطر تورم بالاتر میرود. این دقیقاً همان بنبستی است که از دل یک شوک عرضه بیرون میآید و کار را برای سیاستگذار پولی بهشدت پیچیده میکند.
کوین وارش دقیقاً چه فدرالی را تحویل میگیرد؟
وارش در جلسه تأیید صلاحیت خود که رویترز امروز گزارشش را منتشر کرد، از کوچکتر کردن ترازنامه فدرال رزرو دفاع کرد و گفت اندازه فعلی داراییهای بانک مرکزی بازارها را دچار اعوجاج کرده و به والاستریت بیشتر از اقتصاد واقعی نفع رسانده است. اما مسئله اصلی او نه ترازنامه، بلکه اقتصادی است که دیگر با ابزارهای معمول بهسادگی مدیریت نمیشود. او فدرالی را تحویل میگیرد که هنوز نرخ بهره را در بازه ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد نگه داشته، اما همین سطح هم نه تورم را کاملاً مهار کرده و نه خیال بازار را از آینده راحت کرده است.
چرا شوک انرژی، فدرال رزرو را مستأصل کرده است؟
شوک فعلی از جنس افت تقاضا نیست که بتوان با نسخههای کلاسیک پولی راحتتر مدیریت کرد. مسئله، افزایش هزینه انرژی و اختلال در عرضه است. رویترز گزارش داده که جنگ با ایران باعث شد تورم آمریکا در مارس با بزرگترین جهش ماهانه در نزدیک به چهار سال روبهرو شود و بنزین و گازوئیل نقش اصلی را در این صعود بازی کنند. در چنین شرایطی، انرژی گرانتر از یک طرف تورم سرفصل را بالا میبرد و از طرف دیگر مثل یک مالیات پنهان روی خانوار و بنگاه عمل میکند؛ یعنی هم قیمتها را بالا میبرد و هم توان هزینهکرد را پایین میآورد. برای فدرال رزرو، این دقیقاً بدترین ترکیب ممکن است.
فدرال رزرو چرا راهحل دیگری روی میز ندارد؟
مأموریت دوگانه فدرال رزرو بر ثبات قیمتها و حداکثر اشتغال بنا شده، اما شوک انرژی هر دو پایه را همزمان میزند. اگر بانک مرکزی فقط روی مهار تورم تمرکز کند و سیاست را انقباضیتر نگه دارد، فشار روی رشد و بازار کار بیشتر میشود. اگر هم برای کمک به رشد عقبنشینی کند، ریسک آن را میپذیرد که تورم از کنترل خارج شود. رویترز به نقل از اقتصاددان ارشد آمریکا در BNP Paribas نوشت که دامنه نتایج اقتصادی ناشی از این جنگ بسیار گسترده است و این شوک میتواند هم تورم را بالا ببرد و هم ریسکهای نزولی برای رشد و اشتغال ایجاد کند. به زبان ساده، فدرال رزرو در وضعیتی قرار گرفته که تقریباً هیچ انتخاب بیهزینهای ندارد.
آمارهای تورمی چه میگویند؟ چرا برای فدرال رزرو خطرناکاند؟
طبق گزارش رویترز، شاخص قیمت مصرفکننده آمریکا در مارس ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۳.۳ درصد و در مقیاس ماهانه ۰.۹ درصد بالا رفت؛ جهشی که سریعتر از فوریه بود و نخستین اثر مستقیم جنگ را در دادههای تورمی ثبت کرد. رویترز همچنین گزارش داده که قیمت بنزین در مارس ۲۴.۱ درصد بالا رفت و جهش فروش در پمپبنزینها یکی از مهمترین دلایل رشد خردهفروشی بود. این یعنی بخشی از آنچه در ظاهر بهعنوان «قدرت مصرف» دیده میشود، در واقع فقط بازتاب گرانتر شدن انرژی است، نه سالمتر شدن اقتصاد. برای بانک مرکزی، چنین دادهای آرامشبخش نیست؛ چون تورم بالا مانده، اما کیفیت رشد هم محل تردید است.
آیا اقتصاد آمریکا دارد مقاومت میکند؟
آخرین دادههای فروش خردهفروشی آمریکا بهتر از انتظار بود. رویترز امروز گزارش داد خردهفروشی در مارس ۱.۷ درصد رشد کرد که بزرگترین افزایش در یک سال بود، اما همان گزارش تأکید میکند این جهش عمدتاً ناشی از افزایش شدید هزینه بنزین و استفاده خانوارها از بازپرداختهای مالیاتی و پساندازها بوده است. اقتصاددانان هشدار دادهاند این ضربهگیرها پایدار نیستند و با ادامه فشار قیمت سوخت، ضعف در بخشهای اختیاری و مصرفی عمیقتر میشود. پس حتی جایی که دادهها ظاهراً مثبتاند، برای فدرال رزرو بیشتر بوی نااطمینانی میدهند تا اطمینان.
جهان چه تصویری از ادامه این بحران دارد؟
صندوق بینالمللی پول رشد جهانی ۲۰۲۶ را از ۳.۳ درصد به ۳.۱ درصد کاهش داده و رویترز به نقل از پیر اولیویه گورینشاس نوشته که اگر جنگ طولانی شود، سناریوی بدتر میتواند رشد جهان را تا ۲.۵ درصد یا حتی ۲ درصد پایین بیاورد؛ محدودهای که عملاً به لبه رکود جهانی نزدیک میشود. همین مقام صندوق هشدار داده که اگر نفت بالای ۱۱۰ دلار بماند، مهار تورم برای بانکهای مرکزی سختتر خواهد شد و شاید ناچار شوند به سمت انقباض دردناکتر بروند. این یعنی فدرال رزرو فقط با یک بحران داخلی روبهرو نیست؛ در دل یک محیط جهانی ضعیفتر و شکنندهتر باید تصمیم بگیرد.
چرا دست وارش برای کاهش نرخ بسته است؟
رویترز گزارش داده وارش در مقایسه با برخی چهرههای اقتصادی دولت ترامپ، موضعی نسبتاً انقباضیتر دارد، هرچند در گذشته به کاهش تدریجی نرخها هم تمایل نشان داده است. اما مشکل او این است که زمینه اقتصادی موجود، آن کاهش نرخ دلخواه را توجیه نمیکند. وقتی تورم ناشی از جنگ هنوز در دادهها جاری است، صندوق بینالمللی پول از ریسکهای صعودی تورم میگوید و بازار هم انتظار دارد نرخها تا پایان ۲۰۲۶ عمدتاً در همین محدوده فعلی بمانند، رئیس جدید فدرال رزرو با این واقعیت روبهرو میشود که تمایل شخصیاش لزوماً با واقعیت اقتصاد همجهت نیست. رویترز از قول تحلیلگران دویچهبانک همین مسئله را «ظرافت دشوار» کار وارش توصیف کرده است.
چرا این وضعیت برای آمریکا حس استیصال ایجاد میکند؟
چون مشکل فقط نفت نیست. همانطور که در گزارش رویترز آمده، علاوه بر جنگ ایران، فشار تعرفهها هم همچنان روی قیمتها سنگینی میکند و این یعنی ریسکهای صعودی تورم فقط از یک کانال نمیآیند. فدرال رزرو با اقتصادی روبهروست که از یکسو با انرژی گرانتر، اختلال در زنجیره تأمین و تورم وارداتی مواجه است و از سوی دیگر نمیتواند با قاطعیت بگوید رشد و اشتغال آنقدر قویاند که سیاست سختگیرانهتر را تحمل میکنند. این همان نقطهای است که از دل آن، حس درماندگی بیرون میآید: بانک مرکزی میداند که بحران وجود دارد، اما هیچ ابزار تمیزی برای خنثی کردن آن در اختیار ندارد.
آیا فدرال رزرو در بنبست است؟
اگر کوین وارش تأیید شود، میراث او یک اقتصاد باثبات یا تورم مهارشده نیست؛ بلکه فدرال رزروی است که در میانه یک شوک انرژی، میان تورم بالاتر و رشد ضعیفتر گیر افتاده است. دادههای تورمی بدتر شدهاند، صندوق بینالمللی پول هشدار میدهد، بازارها به تداوم نرخهای بالا باور دارند و حتی دادههای ظاهراً مثبت مصرف هم بیشتر بوی فرسودگی میدهند تا قدرت. در چنین وضعیتی، ریاست بر فدرال رزرو بیشتر از آنکه شبیه در دست گرفتن یک اهرم قدرتمند باشد، شبیه نشستن پشت فرمان ماشینی است که هم ترمزش مشکل دارد و هم جادهاش لغزنده شده است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟