Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

بورس آمریکا ۱۲ درصد بالا آمد؛ اعتماد مصرف‌کننده چرا ریخت؟

بورس آمریکا ۱۲ درصد بالا آمد؛ اعتماد مصرف‌کننده چرا ریخت؟

شاخص‌های مالی و نااطمینانی بازار از کندی رشد اقتصاد آمریکا می‌گویند. اما چگونه و به چه صورت؟

- اندازه متن +

داده تا ۲۴ آوریل است؛ رقم رشد فصل دوم در این خبر میتوانید مطالعه کنید.

جنگ ایران اقتصاد آمریکا را وارد رکود قطعی نکرد، اما از مسیر افزایش قیمت انرژی، افت اعتماد مصرف‌کنندگان، فشار بر زنجیره تأمین و تعویق سرمایه‌گذاری، سرعت رشد آن را تحت فشار قرار داد. رشد حدود ۱۲ درصدی شاخص S&P 500 در چهار هفته منتهی به ۲۴ آوریل ۲۰۲۶ نیز به‌تنهایی نشانه سلامت اقتصاد واقعی نیست؛ زیرا در همان دوره، شاخص احساس مصرف‌کننده دانشگاه میشیگان کاهش یافت و هزینه نفت و بنزین به‌شدت افزایش پیدا کرد.

در قسمت اول بررسی اثر جنگ ایران بر رشد اقتصاد آمریکا توضیح دادیم که شوک انرژی، تورم و محدودیت سیاست پولی چگونه می‌توانند رشد اقتصادی را فرسوده کنند. در قسمت دوم، فاصله میان عملکرد بازار سهام و وضعیت اقتصاد واقعی آمریکا را بررسی می‌کنیم.

آیا رشد بورس به معنای سلامت اقتصاد آمریکا است؟

ممکن است رشد بازار سهام آمریکا به‌عنوان نشانه‌ای از تاب‌آوری اقتصاد این کشور تفسیر شود؛ اما چنین نتیجه‌ای کامل نیست. قیمت سهام افزون بر وضعیت تولید و مصرف، از انتظارات سرمایه‌گذاران، سود شرکت‌های بزرگ، نرخ بهره، جریان نقدینگی و چشم‌انداز سیاست‌گذاری تأثیر می‌پذیرد. به همین دلیل، شاخص‌های بورسی می‌توانند در دوره‌ای افزایش یابند که خانوارها و بخش‌هایی از اقتصاد واقعی همچنان زیر فشار قرار دارند.

شاخص S&P 500 در چهار هفته منتهی به ۲۴ آوریل ۲۰۲۶ حدود ۱۲.۰۳ درصد رشد کرد؛ اما شاخص احساس مصرف‌کننده دانشگاه میشیگان از ۵۳.۳ واحد در مارس به ۴۹.۸ واحد در آوریل رسید. این تغییر معادل افت تقریبی ۶.۶ درصدی اعتماد مصرف‌کنندگان در یک ماه است.

در مقابل، بازار کار در مارس هنوز نشانه‌هایی از مقاومت نشان می‌داد. اشتغال غیرکشاورزی ۱۷۸ هزار نفر افزایش یافت و نرخ بیکاری در سطح ۴.۳ درصد باقی ماند. بنابراین، اقتصاد آمریکا در زمان انتشار این داده‌ها نه در وضعیت فروپاشی قرار داشت و نه می‌توان آن را کاملاً سالم و مصون از شوک جنگ ارزیابی کرد.

مقایسه شاخص‌های مالی و واقعی اقتصاد آمریکا
شاخصبازه یا تاریخمقدار
رشد چهار‌هفته‌ای S&P 500تا ۲۴ آوریل ۲۰۲۶۱۲.۰۳ درصد
احساس مصرف‌کننده دانشگاه میشیگانمارس ۲۰۲۶۵۳.۳ واحد
احساس مصرف‌کننده دانشگاه میشیگانآوریل ۲۰۲۶۴۹.۸ واحد
تغییر اشتغال غیرکشاورزیمارس ۲۰۲۶افزایش ۱۷۸ هزار شغل
نرخ بیکاریمارس ۲۰۲۶۴.۳ درصد

این داده‌ها تصویری دوگانه ارائه می‌کنند: بازار سهام بخشی از شوک اولیه را جبران کرده و بازار کار هنوز کاملاً تضعیف نشده بود، اما اعتماد خانوارها کاهش یافته بود. در نتیجه، رشد بورس را نباید با بهبود هم‌زمان معیشت، مصرف، سرمایه‌گذاری و زنجیره تأمین یکی دانست.

شوک نفت و بنزین چگونه وارد اقتصاد واقعی آمریکا شد؟

مهم‌ترین مسیر انتقال اثر جنگ به اقتصاد آمریکا، بازار انرژی بود. متوسط ماهانه نفت WTI از ۶۴.۵۱ دلار در فوریه ۲۰۲۶ به ۹۱.۳۸ دلار در مارس رسید؛ یعنی حدود ۴۱.۷ درصد افزایش در یک ماه.

متوسط قیمت بنزین معمولی آمریکا نیز از ۲.۹۰۸ دلار به ۳.۶۳۸ دلار برای هر گالن افزایش یافت. این تغییر معادل رشد تقریبی ۲۵.۱ درصدی است. افزایش قیمت بنزین مستقیماً بودجه خانوارها را تحت فشار قرار می‌دهد و از طریق هزینه حمل‌ونقل، لجستیک و توزیع، به قیمت سایر کالاها و خدمات نیز منتقل می‌شود.

هم‌زمان، شاخص فشار زنجیره تأمین جهانی بانک فدرال رزرو نیویورک در داده‌های در دسترس هنگام انتشار، از ۰.۵۴ واحد در فوریه به ۰.۶۸ واحد در مارس افزایش یافت. بالا رفتن این شاخص نشانه تشدید نسبی فشار بر حمل‌ونقل، زمان تحویل کالا، موجودی انبارها و جریان تجارت جهانی است.

تغییر قیمت انرژی و فشار زنجیره تأمین در فوریه و مارس ۲۰۲۶
شاخصفوریه ۲۰۲۶مارس ۲۰۲۶میزان تغییر
متوسط نفت WTI، دلار برای هر بشکه۶۴.۵۱۹۱.۳۸حدود ۴۱.۷ درصد افزایش
بنزین معمولی آمریکا، دلار برای هر گالن۲.۹۰۸۳.۶۳۸حدود ۲۵.۱ درصد افزایش
شاخص فشار زنجیره تأمین جهانی۰.۵۴۰.۶۸۰.۱۴ واحد افزایش

افزایش هم‌زمان قیمت انرژی و فشار زنجیره تأمین نشان می‌دهد اثر جنگ به وال‌استریت محدود نماند. این شوک از طریق افزایش هزینه تولید، حمل‌ونقل و خرید سوخت به ترازنامه شرکت‌ها و بودجه خانوارهای آمریکایی منتقل شد.

برای بررسی ابعاد گسترده‌تر این کانال انتقال می‌توان گزارش چارسو درباره پیامدهای اختلال تنگه هرمز برای اقتصاد آمریکا و جهان را نیز مطالعه کرد.

چرا نااطمینانی جنگ می‌تواند رشد اقتصادی را کاهش دهد؟

اثر اقتصادی جنگ فقط به میزان خسارت مستقیم یا تعداد روزهای درگیری وابسته نیست. ابهام درباره زمان پایان جنگ، امنیت مسیرهای انرژی، جهت قیمت نفت و واکنش سیاست‌گذاران می‌تواند به‌تنهایی رفتار بنگاه‌ها و خانوارها را تغییر دهد.

وقتی مدیران شرکت‌ها درباره هزینه انرژی، وضعیت تجارت یا تقاضای آینده اطمینان ندارند، ممکن است اجرای پروژه‌های توسعه‌ای، خرید تجهیزات و استخدام نیروی جدید را به تعویق بیندازند. خانوارها نیز در دوره‌های نااطمینانی معمولاً خرید کالاهای بادوام و هزینه‌های غیرضروری را محدود می‌کنند.

  • تعویق سرمایه‌گذاری

    شرکت‌ها تا روشن‌شدن هزینه انرژی، نرخ بهره و وضعیت تقاضا، بخشی از سرمایه‌گذاری‌های خود را متوقف می‌کنند.

  • کاهش سرعت استخدام

    افزایش نااطمینانی، بنگاه‌ها را به استفاده محتاطانه‌تر از نیروی کار و محدودکردن استخدام‌های دائمی سوق می‌دهد.

  • افت مصرف اختیاری خانوار

    گرانی بنزین و نگرانی درباره آینده باعث می‌شود سهم بیشتری از درآمد خانوار صرف نیازهای ضروری شود.

  • افزایش هزینه تأمین مالی

    اگر شوک انرژی تورم را بالا نگه دارد، امکان کاهش سریع نرخ بهره نیز محدودتر می‌شود.

بررسی کیفیت بازار کار آمریکا نیز نشان می‌دهد برای ارزیابی وضعیت اقتصاد این کشور نباید فقط به تعداد مشاغل ایجادشده توجه کرد؛ ترکیب اشتغال، سهم مشاغل تمام‌وقت و درآمد واقعی خانوارها نیز اهمیت دارد.

آیا جنگ تنها علت فشار بر اقتصاد آمریکا بود؟

هم‌زمانی افزایش قیمت نفت، افت احساس مصرف‌کننده و تشدید فشار زنجیره تأمین با جنگ، از وجود یک کانال انتقال اقتصادی قوی حکایت دارد؛ اما به‌تنهایی رابطه علت و معلولی کامل را اثبات نمی‌کند.

اقتصاد آمریکا پیش از تشدید درگیری نیز با نرخ‌های بهره نسبتاً بالا، اختلافات تجاری، بدهی دولت و نااطمینانی سیاستی روبه‌رو بود. بنابراین دقیق‌تر است گفته شود جنگ ایران این فشارهای قبلی را تشدید و هزینه تعدیل اقتصاد آمریکا را بیشتر کرد، نه اینکه تمام ضعف‌های اقتصاد این کشور صرفاً حاصل جنگ باشد.

جمع‌بندی؛ بورس همه واقعیت اقتصاد آمریکا را نشان نمی‌دهد

رشد S&P 500 نشان داد بازار مالی آمریکا توانسته بخشی از شوک اولیه جنگ را جذب کند؛ اما افت اعتماد مصرف‌کنندگان، افزایش بیش از ۴۱ درصدی متوسط WTI، رشد حدود ۲۵ درصدی قیمت بنزین و افزایش فشار زنجیره تأمین، تصویر متفاوتی از اقتصاد واقعی ارائه می‌دهد.

در نتیجه، پاسخ کوتاه این است که اقتصاد آمریکا در زمان انتشار این داده‌ها هنوز از کار نیفتاده بود، اما سالم و بدون آسیب نیز محسوب نمی‌شد. جنگ از مسیر انرژی، هزینه تولید، انتظارات و تأخیر در سرمایه‌گذاری، فشار تازه‌ای بر رشد این کشور وارد کرد.

در قسمت پایانی این مجموعه بررسی خواهیم کرد که آیا آتش‌بس می‌تواند این فشارها را سریعاً معکوس کند یا آثار شوک انرژی و نااطمینانی برای چند فصل در اقتصاد آمریکا باقی خواهد ماند.

سؤالات متداول

آیا جنگ ایران اقتصاد آمریکا را وارد رکود کرد؟

داده‌های بررسی‌شده به‌تنهایی وقوع رکود را ثابت نمی‌کنند؛ اما نشان می‌دهند جنگ از مسیر افزایش قیمت انرژی، فشار زنجیره تأمین و افت اعتماد مصرف‌کننده، ریسک کاهش رشد را بالا برده است.

چرا با وجود رشد بورس، اعتماد مصرف‌کنندگان کاهش یافت؟

بازار سهام به انتظارات سرمایه‌گذاران، سود شرکت‌های بزرگ و سیاست پولی واکنش نشان می‌دهد، در حالی که احساس مصرف‌کننده بیشتر از هزینه زندگی، قیمت بنزین، درآمد و امنیت شغلی اثر می‌پذیرد.

افزایش قیمت نفت چگونه رشد اقتصاد آمریکا را کاهش می‌دهد؟

نفت گران‌تر هزینه سوخت، حمل‌ونقل و تولید را افزایش می‌دهد، قدرت خرید خانوارها را کاهش می‌دهد و ممکن است به تداوم تورم و نرخ‌های بهره بالا منجر شود.

آیا آتش‌بس فوراً فشار اقتصادی را از بین می‌برد؟

خیر. کاهش حق بیمه جنگ، بازگشت جریان عادی کشتیرانی، تعدیل قیمت انرژی و احیای اعتماد بنگاه‌ها و خانوارها معمولاً زمان‌بر است.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما