بازار سرمایه در دورههای بحرانی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمات حمایتی و انعطافپذیر است.
در چنین شرایطی، اختلالات عملیاتی میتواند عملکرد نهادهای مالی را تحت تأثیر قرار دهد و سازوکارهای عادی بازار را با چالش مواجه کند.
از یک سو، الزام به تسویه بهموقع معاملات یکی از ارکان اصلی ثبات بازار است و از سوی دیگر، شرایط خاص مانند جنگ و اختلالات زیرساختی، امکان پایبندی کامل به این الزامات را کاهش میدهد.
نتیجه این وضعیت، اتخاذ سیاستهایی است که ضمن حفظ انضباط بازار، فشارهای غیرسیستماتیک را تعدیل کند.
در ادامه، ۴ نکته درباره بخشودگی نکول کارگزاریها و تأثیر آن بر نظام اعتباری بازار سرمایه را میخوانید.
۴ نکته درباره بخشودگی نکول کارگزاریها
نکته اول: نکول کارگزاریها در یک دوره خاص مشمول بخشودگی شد
در دوره سهماهه چهارم سال ۱۴۰۴، نکول شرکتهای کارگزاری نزد اتاق پایاپای با تصمیم کمیته پایش ریسک بازار مشمول بخشودگی شد.
این تصمیم در راستای حمایت از بازار سرمایه در شرایط جنگ تحمیلی اتخاذ شد.
نکته دوم: اختلالات عملیاتی عامل اصلی نکول بوده است
بسیاری از کارگزاریها به دلیل عواملی مانند قطعی اینترنت، اختلالات شبکه و عدم دسترسی به شعب، امکان تسویه بهموقع را نداشتند.
این موضوع باعث شد نکول آنها بیش از آنکه ناشی از ریسک مالی باشد، حاصل شرایط اضطراری باشد.
نکته سوم: نکول یکی از شاخصهای کلیدی در تعیین حد اعتباری است
در مدل ارزیابی ریسک، میزان نکول کارگزاریها یکی از مؤلفههای مهم در محاسبه حد اعتباری آنها محسوب میشود.
در حالت عادی، افزایش نکول میتواند به کاهش اعتبار معاملاتی کارگزاریها منجر شود.
نکته چهارم: محاسبه حد اعتباری بر اساس چند شاخص انجام میشود
حقوق صاحبان سهام، ارزش در ریسک معاملات اعتباری و میزان نکول، از جمله شاخصهای اصلی در این مدل هستند.
این محاسبات بهصورت دورهای و در پایان هر فصل انجام میشود.
نکته پنجم: بخشودگی نکول به معنای حذف یک عامل منفی از ارزیابی است
با تصمیم کمیته پایش ریسک، شاخص نکول در محاسبه حد اعتباری این دوره لحاظ نشد.
این اقدام باعث شد فشار ناشی از شرایط غیرعادی بر کارگزاریها کاهش یابد و ثبات نسبی در بازار حفظ شود.
آیا این تصمیم به ثبات بازار کمک میکند؟
بازار سرمایه در شرایط بحرانی نیازمند توازن میان انضباط مالی و انعطاف سیاستی است.
اگر چنین تصمیماتی بهدرستی و بهصورت موقت اجرا شوند، میتوانند از تشدید بحران جلوگیری کرده و عملکرد نهادهای مالی را تثبیت کنند.
در مقابل، تداوم این سیاستها بدون بازگشت به شرایط عادی، ممکن است به تضعیف سازوکارهای کنترلی منجر شود.
تا آن زمان، اینگونه مداخلات حمایتی بهعنوان ابزاری برای مدیریت ریسک و حفظ پایداری بازار سرمایه در شرایط خاص باقی خواهند ماند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟