چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چرا تولید برای رهبر شهید مهم بود؟

چرا تولید برای رهبر شهید مهم بود؟

در نگاه رهبر شهید، تولید فقط یک سیاست اقتصادی نبود؛ پایه خلق ثروت، استقلال اقتصادی، حضور مؤثر در جهان و پیشرفت متوازن جامعه بود.

- اندازه متن +

آیا تولید چرا فراتر از یک سیاست صنعتی بود؟

در نگاه رهبر شهید، تولید را نمی‌توان به ساخت چند کالا، حمایت از چند کارخانه یا حفظ چند صنعت محدود کرد. تولید، نقطه آغاز توانمند شدن اقتصاد است. کشوری که در درون خود توان تولیدی نداشته باشد، برای تأمین نیازهای روزمره، فناوری، کالاهای اساسی، تجهیزات و حتی آینده خود به بیرون وابسته می‌شود. این وابستگی فقط یک مسئله تجاری نیست؛ به‌تدریج استقلال تصمیم‌گیری کشور را هم محدود می‌کند.

اهمیت تولید از همین‌جا روشن می‌شود. تولید یعنی اقتصاد بتواند ارزش تازه خلق کند، نه اینکه فقط منابع طبیعی، نفت، مواد خام یا دارایی‌های بین‌نسلی خود را بفروشد و از محل آن نیازهای جاری را تأمین کند. اگر اقتصاد نتواند ثروت جدید بسازد، ناچار می‌شود از ذخایر گذشته خرج کند. چنین اقتصادی ممکن است مدتی با فروش منابع دوام بیاورد، اما آینده نمی‌سازد.

در اندیشه رهبر شهید، تولید داخلی برای همین اهمیت داشت. تولید، راه ایستادن اقتصاد روی پای خود است. کشوری که می‌خواهد در اقتصاد جهانی نقش داشته باشد، باید چیزی برای عرضه داشته باشد؛ کالا، خدمات، فناوری، کیفیت، برند، نیروی انسانی ماهر و توان رقابت. حضور در جهان با مصرف صرف ممکن نیست. کشوری که فقط واردکننده باشد، در بهترین حالت بازار دیگران است؛ اما کشوری که تولیدکننده باشد، می‌تواند در مناسبات جهانی اثر بگذارد.

از این زاویه، تولید ملی فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ رکن پیشرفت است. پیشرفت در نگاه رهبر شهید به رشد عددی اقتصاد یا افزایش رفاه مادی محدود نمی‌شود. اقتصاد زیربناست، اما همه پیشرفت نیست. پیشرفت زمانی معنا دارد که اقتصاد، عدالت، فرصت‌های برابر، رفع محرومیت، فرهنگ، خانواده و توان اجتماعی هم‌زمان دیده شوند. تولید در این میان نقش زیربنایی دارد؛ چون بدون تولید، نه اشتغال پایدار شکل می‌گیرد، نه توزیع فرصت‌ها واقعی می‌شود، نه امکان کاهش محرومیت فراهم می‌آید و نه کشور می‌تواند برای آینده خود ظرفیت بسازد.

به همین دلیل، رها کردن تولید داخلی به بهانه ناکامی‌های گذشته، راه‌حل نیست. ممکن است در حمایت از یک صنعت خطا شده باشد، ممکن است سیاست‌های حمایتی بد اجرا شده باشند، ممکن است تولیدکننده‌ای درست عمل نکرده باشد، اما نتیجه این تجربه‌ها نباید کنار گذاشتن اصل تولید باشد. مسئله این است که حمایت باید هوشمند، هدفمند، زمان‌مند و معطوف به ایجاد توان واقعی باشد؛ حمایتی که تولیدکننده را به کیفیت، رقابت، صادرات و نوآوری نزدیک کند، نه به انحصار و تنبلی.

تولید در این نگاه، باید به سمت خلق توان ملی برود. یعنی فقط کارخانه‌ای روشن نباشد، بلکه زنجیره‌ای از سرمایه انسانی، فناوری، کیفیت، صادرات، نوآوری و جایگاه بین‌المللی شکل بگیرد. تولید زمانی برای کشور قدرت می‌سازد که در بازار داخلی بماند، در بازار خارجی حاضر شود و به‌سادگی از مناسبات جهانی حذف‌پذیر نباشد.

دولت و مردم در این مسیر چه نقشی دارند؟

اهمیت تولید در نگاه رهبر شهید فقط به خود تولیدکننده مربوط نمی‌شود؛ به نوع حکمرانی اقتصادی هم مربوط است. در این نگاه، دولت و بازار در برابر هم تعریف نمی‌شوند. دولت نباید همه اقتصاد را تصاحب کند و مردم را کنار بزند، اما نباید هم اقتصاد را رها کند و بگوید هر بنگاهی اگر توان رقابت داشت بماند و اگر نداشت حذف شود. نقش دولت، تصدی‌گری نیست؛ زمینه‌سازی، تنظیم‌گری، پشتیبانی و باز کردن مسیر تولید است.

دولت باید برای تولیدکننده مسیر بسازد. اگر تولیدکننده می‌خواهد صادرات انجام دهد، دولت باید به او در شناخت بازارهای بیرونی، ارتقای کیفیت، رعایت استاندارد، حل مسائل گمرکی، تأمین مالی و عبور از موانع بین‌المللی کمک کند. این کمک به معنای مالک شدن دولت بر تولید نیست. دولت باید پشتیبان باشد، نه جانشین تولیدکننده. باید زمین بازی را درست طراحی کند تا مردم و بخش خصوصی بتوانند در آن نقش‌آفرینی کنند.

این نگاه با دو خطای رایج فاصله دارد. خطای اول این است که همه چیز به دولت سپرده شود و مردم فقط مصرف‌کننده یا دریافت‌کننده حمایت باشند. نتیجه چنین الگویی، اقتصاد کند، پرهزینه و کم‌بازده است. خطای دوم این است که دولت از مسئولیت تنظیم‌گری و پشتیبانی عقب بنشیند و تولیدکننده را در برابر رقابت نابرابر، بی‌ثباتی مقررات، ضعف تأمین مالی و مشکل بازار تنها بگذارد. در نگاه رهبر شهید، اقتصاد به رابطه مکمل میان دولت، مردم و بخش خصوصی نیاز دارد.

مردم و بخش خصوصی بازیگران اصلی تولیدند. آن‌ها هستند که سرمایه، ابتکار، مهارت، کارآفرینی و انگیزه را وارد میدان می‌کنند. اما این ظرفیت زمانی شکوفا می‌شود که نظام حکمرانی بستر را فراهم کند. اگر مقررات متغیر باشد، امکان‌ها نابرابر توزیع شود، دسترسی به بازار سخت باشد، تأمین مالی به نفع بخش‌های غیرمولد عمل کند و صادرات پشت دیوارهای اداری و بانکی بماند، نمی‌توان از مردم انتظار جهش تولید داشت.

در این چارچوب، پیشرفت واقعی زمانی رخ می‌دهد که همه اجزای جامعه در آن نقش داشته باشند. اگر فقط یک بخش اقتصاد رشد کند و بخش‌های دیگر عقب بمانند، نتیجه آن پیشرفت متوازن نیست. تولید باید بتواند شهر و روستا، صنعت و کشاورزی، بنگاه بزرگ و کوچک، دانش‌بنیان و کارگاه سنتی، بازار داخلی و صادرات را به هم وصل کند. پیشرفت جزیره‌ای، پیشرفت واقعی نیست.

بنابراین تولید برای رهبر شهید اهمیت داشت چون ابزار ساختن آینده بود. تولید، کشور را از مصرف دارایی‌های گذشته به خلق ثروت تازه می‌رساند. تولید، وابستگی را کاهش می‌دهد و امکان حضور فعال در اقتصاد جهانی را فراهم می‌کند. تولید، فقط کالا نمی‌سازد؛ اشتغال، مهارت، عدالت، فرصت، امید و قدرت ملی می‌سازد. از همین‌رو، اگر اقتصاد ایران بخواهد به سمت پیشرفت پایدار حرکت کند، باید تولید را نه به‌عنوان یک بخش فرعی، بلکه به‌عنوان محور اصلی حکمرانی اقتصادی ببیند.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما