در ظاهر، موضع چین درباره ایران در هفتهها و ماههای اخیر بسیار دیپلماتیک، محافظهکار و کمتنش بوده است. پکن در مواضع رسمی خود از توقف درگیری، بازگشت به گفتوگو، حفظ امنیت کشتیرانی و حلوفصل سیاسی بحران حرف میزند.
همزمان، در قبال روابط با واشنگتن نیز بر «ثبات راهبردی سازنده» و حرکت در یک مسیر باثباتتر با آمریکا تأکید میکند. این همان سیاست اعلامی چین است؛ سیاستی که نمیخواهد در متن بحران، مستقیماً در صف تقابل علنی با آمریکا قرار بگیرد.
اما وقتی از سطح بیانیهها پایینتر میآییم و رفتار واقعی چین را نگاه میکنیم، تصویر متفاوتی دیده میشود.
چند نشانه از سیاست اعمالی پکن نسبت به تهران
در عمل، پکن نهتنها ایران را رها نکرده، بلکه همچنان آن را در جایگاه یک شریک راهبردی منطقهای نگه داشته است. وزارت خارجه چین در صفحه رسمی روابط دوجانبه خود تصریح میکند که دو کشور «برنامه همکاری جامع» را در مارس ۲۰۲۱ امضا کردند و از ژانویه ۲۰۲۲ اجرای آن را آغاز کردند.
همین منبع همچنین حجم تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۴ را ۱۳.۳۷ میلیارد دلار اعلام میکند. این یعنی رابطه تهران و پکن یک رابطه ساختاری در حال اجراست.
این تفاوت میان حرف و عمل، در موضوع انرژی حتی روشنتر است.
رویترز در مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند و در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت از ایران گرفته است؛ رقمی که حدود ۱۳.۴ درصد واردات دریابرد نفت چین را تشکیل میداد.
برای کشوری که در حرف از ثبات، مذاکره و پرهیز از تشدید بحران سخن میگوید، ادامه این سطح از خرید انرژی از ایران نشان میدهد تهران برای پکن فقط یک کارت چانهزنی در برابر آمریکا نیست؛ یک گره مهم در امنیت انرژی چین است.
در بعد سیاسی هم همین الگو دیده میشود. در گفتوگوی ۶ مه ۲۰۲۶ میان وانگیی و عباس عراقچی، طرف ایرانی ایران را «شریک جامع راهبردی» چین توصیف کرد و طرف چینی نیز در موضع رسمی روز بعد اعلام کرد که از حاکمیت و امنیت ملی ایران حمایت میکند و از تمایل تهران به حلوفصل سیاسی بحران استقبال دارد.
این نوع موضعگیری مهم است، چون چین در همان زمان، در بیانیههای عمومیتر خود مراقب است لحنش در قبال آمریکا مستقیم و تقابلی نشود.
به بیان دقیقتر، چین در سطح گفتار رسمی، بحران را نرم بیان میکند؛ اما در سطح رابطه واقعی، ایران را داخل مدار شراکت راهبردی نگه میدارد.
علت این رفتار دوگانه روشن است. چین نمیخواهد پرونده ایران را به نقطهای ببرد که مستقیماً به گره اصلی روابطش با آمریکا تبدیل شود.
چرا تهران برای پکن اهمیت دارد؟
پکن هنوز مایل است در سطح کلان، روابط چین و آمریکا را در قالب «رقابت کنترلشده» مدیریت کند و از یک رویارویی چندجبههای پرهیز دارد.
اما از طرف دیگر، نمیتواند ایران را هم کنار بگذارد، چون ایران برای چین در سه سطح اهمیت دارد:
امنیت انرژی
ژئواکونومی کریدورها
موازنه نفوذ در غرب آسیا
رویترز نیز در گزارشهای اخیر خود تأکید کرده که جنگ ایران، رشد صادرات چین را تهدید میکند و پکن از اختلال در انرژی، حملونقل و قدرت خرید شرکای تجاریاش آسیب میبیند. همین مسئله باعث میشود ایران در عمل، برای چین یک شریک کارکردی و منطقهای باقی بماند.
سیاست چین در قبال ایران را نباید فقط از روی لحن رسمیاش خواند.
پکن در اعلام، مراقب، متوازن و دیپلماتیک حرف میزند تا پرونده ایران را به نقطه انفجار مستقیم با آمریکا تبدیل نکند.
اما در عمل، با حفظ خرید نفت، ادامه همکاریهای ساختاری، تأکید بر شراکت راهبردی و حمایت از اصل حاکمیت ایران، نشان میدهد که تهران برایش فقط یک موضوع قابلمعامله در میز گفتوگو با واشنگتن نیست.
ایران در سیاست واقعی چین، یکی از تکیهگاههای مهم منطقهای در غرب آسیاست؛ شریکی که شاید در ادبیات رسمی با صدای پایین از او حرف زده شود، اما در محاسبات ژئواکونومیک پکن، جایگاهی بلند دارد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟