دادههای جدید از وضعیت سپردههای بانکی در خردادماه ۱۴۰۵، تصویر روشنی از رفتار سپردهگذاران در شرایط تورمی ارائه میدهد. مجموع سپردههای ریالی ۱۳ بانک بورسی با رشدی معادل ۶۸.۲ درصد نسبت به سال گذشته، به سطح تاریخی ۸۶۰۰ همت رسیده است . این رشد چشمگیر در کنار کاهش نسبت سپردههای سیال، نشان از تغییر راهبردی در ترکیب منابع بانکی دارد؛ حرکتی که میتواند برای بانکها از منظر کاهش ریسک نقدینگی و افزایش توان برنامهریزی، خبری مثبت تلقی شود.
با این حال، تحلیلگران اقتصادی تأکید دارند که رشد اسمی ۶۸ درصدی سپردهها در شرایط تورم مزمن، لزوماً به معنای بهبود واقعی قدرت تجهیز منابع بانکها نیست. بخش قابلتوجهی از این افزایش، بازتاب مستقیم رشد نقدینگی و بزرگتر شدن اندازه اسمی اقتصاد است . نرخ تورم که در سالهای اخیر بهطور متوسط بالای ۳۰ تا ۴۰ درصد بوده، بخش مهمی از رشد اسمی متغیرهای پولی را توضیح میدهد .
۵ تغییر راهبردی در ترکیب سپردههای بانکی
بررسی دادههای خردادماه و روند سهماهه ابتدایی سال، پنج تغییر کلیدی در ترکیب سپردههای بانکی را آشکار میکند که هر یک پیامدهای مهمی برای سیاستگذاری پولی و رفتار بازار دارند.
کاهش سهم سپردههای سیال افزایش ماندگاری منابع: کاهش نسبت سپردههای سیال به کل سپردههای ریالی در سهماهه ابتدای سال، نشان از گرایش سپردهگذاران به نگهداری منابع در قالب سپردههای بلندمدتتر دارد. این تغییر، ریسک خروج ناگهانی منابع از بانکها را کاهش داده و ثبات بیشتری به سمت بدهی ترازنامه بانکها بخشیده است .
تمایل به تثبیت بازدهی در شرایط تورمی: افزایش سهم سپردههای بلندمدت میتواند نشانهای از تلاش سپردهگذاران برای حفظ ارزش پول خود در فضای تورمی باشد. با توجه به نرخ سود اسمی سپردههای بلندمدت که معمولاً بالاتر از سپردههای کوتاهمدت است، بخشی از صاحبان منابع ترجیح دادهاند نقدینگی خود را بهجای نگهداری در حسابهای جاری، در قالب سپردههای ماندگارتر پارک کنند .
کاهش فشار نقدینگی کوتاهمدت بر بانکها: هرچه وزن سپردههای ماندگارتر در ترازنامه بانک بیشتر باشد، توان بانکها برای برنامهریزی بلندمدت و تخصیص بهینه منابع افزایش مییابد. این تغییر ترکیب میتواند به کاهش تکیه بانکها بر منابع شبگرد و کاهش هزینههای تأمین مالی منجر شود.
کاهش پول سرگردان و آرامتر شدن جریان نقدینگی: کاهش سهم سپردههای سیال از یک سو و تثبیت نسبی نرخ ارز در محدوده ۱۶۰ هزار تومان از سوی دیگر، نشان از کاهش تحرک پول سرگردان در اقتصاد دارد. این روند میتواند به کاهش فشار بر بازارهای موازی نظیر ارز و طلا کمک کرده و زمینه را برای تخصیص بهتر منابع فراهم آورد .
رشد اسمی سپردهها لزوماً نشانه بهبود واقعی نیست: با وجود رشد ۶۸ درصدی سپردهها، بخش مهمی از این افزایش ناشی از رشد اسمی قیمتها و افزایش حجم نقدینگی در اقتصاد است. در اقتصادی با نرخ تورم بالای ۳۰ درصد، رشد اسمی سپردهها به تنهایی نمیتواند نشانه قطعی از افزایش اعتماد سپردهگذاران یا بهبود قدرت واقعی تجهیز منابع بانکها باشد .
آیا تغییر ترکیب سپردهها، آغازگر عصر جدیدی در نظام بانکی است؟
حرکت سپردهگذاران به سمت سپردههای بلندمدتتر، اگرچه از منظر مدیریت ریسک نقدینگی برای بانکها مثبت ارزیابی میشود، اما پرسشهای جدی درباره جذابیت نسبی سایر بازارهای سرمایهگذاری مطرح میکند. در شرایطی که نرخ سود واقعی سپردهها (نرخ اسمی منهای نرخ تورم) همچنان منفی است، تمایل به سپردهگذاری بلندمدت میتواند نشان از نااطمینانی بالا در سایر بازارها و کمبود گزینههای سرمایهگذاری مطمئن باشد .
آینده این روند به سه عامل کلیدی وابسته است: اول، سیاستهای پولی بانک مرکزی در کنترل نقدینگی و مدیریت نرخ بهره؛ دوم، ثبات یا نوسان نرخ ارز به عنوان مهمترین متغیر تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایهگذاری؛ و سوم، عملکرد واقعی اقتصاد و کاهش یا افزایش نرخ تورم که تعیینکننده نهایی جذابیت سپردههای بانکی در مقایسه با سایر داراییهاست . در صورت تداوم تثبیت نسبی نرخ ارز و کاهش انتظارات تورمی، این تغییر ترکیب میتواند به یک روند پایدار و مثبت تبدیل شود؛ در غیر این صورت، ممکن است با کوچکترین شوک ارزی، شاهد بازگشت منابع به سمت بازارهای موازی و افزایش مجدد سهم سپردههای سیال باشیم.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟