شبکه الجزیره در تحلیلی از جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، محاسبات واشنگتن را نادرست ارزیابی کرده و تأکید دارد که اهداف این جنگ جدید محقق نخواهد شد. بر اساس این گزارش، آمریکا در چارچوب تحریمهای ثانویه، دامنه فشارها را فراتر از نفت، بانکها و شرکتها گسترش داده و این بار شرکا، مسیرهای تجاری و نقلوانتقالات مالی مرتبط با ایران را هدف قرار داده است. با این حال، ناظران اقتصادی معتقدند که اقتصاد ایران با تکیه بر پنج بازار کلیدی شامل چین، روسیه، ترکیه، عراق و امارات که سالانه دهها میلیارد دلار از آنها عبور میکند، همچنان شریانهای حیاتی خود را حفظ کرده است.
کارشناسان اقتصادی تأکید دارند که اثربخشی تحریمها تا حد زیادی به همکاری گسترده بینالمللی بستگی دارد؛ همکاریای که در حال حاضر، بهویژه میان قدرتهای بزرگی که منافع اقتصادی و تجاری با ایران دارند، شکل نگرفته است. تجربهٔ دههها فشار اقتصادی و تحریم، اقتصاد ایران را به سیستمی مقاوم و سازگار با شرایط بحران تبدیل کرده است. واشنگتن پس از آنکه در جنگ نظامیِ مستقیم به اهداف اعلامشدهٔ خود دست نیافت، اکنون به دنبال استفاده از اهرم فشار اقتصادی برای کسب دستاوردهای سیاسی است.
۵ مؤلفهٔ کلیدی در ناکارآمدی جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران
تحلیل شبکهٔ الجزیره نشان میدهد که شکست راهبردی آمریکا در جنگ اقتصادی، ریشه در عواملی عمیقتر از صرفاً مقاومت اقتصادی ایران دارد. این عوامل، شبکهای از منافع متقابل بینالمللی و ناتوانی واشنگتن در ایجاد اجماع جهانی را شامل میشود. در ادامه، مهمترین این مؤلفهها را بررسی میکنیم:
۱. عدم همراهی قدرتهای بزرگ با استراتژی تحریمی آمریکا
سامح الهادی، پژوهشگر امور آمریکا، تأکید کرده است که اثربخشی تحریمهای واشنگتن به همکاری گستردهٔ بینالمللی وابسته است؛ همکاریای که در حال حاضر وجود ندارد. هند، پاکستان، چین و روسیه منافعی را با تهران برقرار کردهاند که مشارکت کامل آنها در تحریمهای آمریکا را دشوار میسازد. این کشورها نهتنها تحریمهای آمریکا را دور میزنند، بلکه به شریکان تجاری استراتژیک ایران تبدیل شدهاند.
۲. ناتوانی آمریکا در ایجاد شبکهٔ متحدان پیش از آغاز جنگ
بر اساس تحلیل الجزیره، دولت ترامپ پیش از آغاز جنگ علیه ایران، محاسبات دقیقی انجام نداده و نتوانسته بود شبکهٔ گستردهای از متحدان را برای خود ایجاد کند. این ضعف استراتژیک، واشنگتن را در موقعیتی قرار داده که اکنون بهجای همراهسازی متحدان، ناچار به گسترش یکجانبهٔ دامنهٔ تحریمهاست.
۳. وابستگی اقتصاد جهانی به ثبات بازار انرژی
اگرچه تحریمهای جدید بر صادرات نفت ایران فشار وارد میکند، اما با توجه به شرایط بازار جهانی انرژی، کشورهای مصرفکننده از جمله چین و هند، انگیزهٔ چندانی برای قطع کامل همکاری با ایران ندارند. تشدید تنشهای تجاری میان آمریکا با کانادا و مکزیک نیز نشاندهندهٔ شکنندگی ائتلافهای اقتصادی تحت رهبری واشنگتن است.
۴. تجربهٔ تاریخی ایران در مدیریت بحران تحریم
پژوهشگران اقتصادی تأکید دارند که اقتصاد ایران بعد از دههها فشار اقتصادی، به مقابله با تحریمها عادت کرده است. این سازگاری شامل ایجاد شبکههای غیررسمی تجاری، تنوعبخشی به مسیرهای تأمین مالی و توسعهٔ اقتصاد داخلی در بخشهای راهبردی مانند پتروشیمی و فولاد است که بخش بزرگی از درآمدهای ارزی را تأمین میکند.
۵. تمرکز بازارهای کلیدی تجاری در همسایگی ایران
ایران به پنج بازار کلیدی یعنی چین، روسیه، ترکیه، عراق و امارات متکی است که سالانه دهها میلیارد دلار از این بازارها عبور میکند. این کشورها که عمدتاً در همسایگی یا در حوزهٔ نفوذ جغرافیایی ایران قرار دارند، بهدلیل ملاحظات اقتصادی و ترانزیتی، انگیزهٔ چندانی برای قطع همکاری با تهران ندارند. بهویژه امارات و ترکیه که هابهای تجاری اصلی ایران محسوب میشوند، روابط اقتصادی گستردهای با ایران دارند که دورزدن آن هزینههای هنگفتی به همراه خواهد داشت.
آیا فشار حداکثری، استراتژیِ بازندهٔ واشنگتن است؟
پاسخ به این پرسش، در گرو تحولات ماههای آینده و میزان انسجام جبههٔ مخالفان تحریمهای آمریکا خواهد بود. آنچه مسلم است، این که واشنگتن در موقعیتی قرار ندارد که بتواند بدون همراهی بازیگران کلیدی مانند چین و روسیه، فشار تحریمها را به سطحی برساند که اقتصاد ایران را از پای درآورد. چین بهعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و کشوری با منافع اقتصادیِ گسترده در منطقه، انگیزهٔ چندانی برای تبعیت از دستورات آمریکا ندارد. همچنین، تنشهای تجاریِ آمریکا با کانادا و مکزیک، که بهعنوان شرکای تجاری و سیاسی نزدیک واشنگتن محسوب میشوند، نشان میدهد که ائتلافهای اقتصادیِ تحت رهبری آمریکا از شکنندگی قابلتوجهی برخوردارند. در نتیجه، بهنظر میرسد که راهبردِ فشار حداکثری، اگرچه بخشی از شریانهای اقتصادی ایران را با اختلال مواجه کرده، اما تواناییِ دستیابی به اهداف نهایی خود یعنی فروپاشی یا تسلیم اقتصادی تهران را ندارد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟