بحران برق در ایران دیگر فقط در قالب خاموشیهای فصلی دیده نمیشود؛ این بحران به مسئلهای ساختاری در اقتصاد و زیرساخت انرژی کشور تبدیل شده است. در حالی که معمولاً نگاهها به سمت مصرفکننده میرود، دادههای رسمی نشان میدهد که بخش عرضه نیز با مجموعهای از مشکلات انباشته، از فرسودگی نیروگاهها تا تلفات شبکه و کمرمقی سرمایهگذاری، روبهروست. همین عوامل باعث شده ناترازی برق از یک هشدار موقت، به یکی از جدیترین چالشهای پایدار بخش انرژی بدل شود.
وقتی رشد مصرف از ظرفیت تولید جلو زد
گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که در سال ۱۴۰۲ ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور به ۹۲ هزار و ۳۵۱ مگاوات رسید؛ رقمی که هرچند در ظاهر بزرگ است، اما تنها ۱.۷ درصد نسبت به سال قبل رشد کرد. در همین بازه، حداکثر نیاز مصرف با جهش ۵.۸ درصدی به بیش از ۷۳ هزار و ۶۶۳ مگاوات رسید تا فاصله میان عرضه و تقاضا آشکارتر شود.
این عقبماندگی در سال ۱۴۰۳ شکل جدیتری به خود گرفت. تقاضای برق در ۱٬۰۸۶ ساعت از سال از سقف تولید عبور کرد و در ۱۷ مرداد ۱۴۰۳، ناترازی لحظهای به ۱۷ هزار و ۵۵۷ مگاوات رسید. این ارقام نشان میدهد بحران برق دیگر صرفاً فصلی یا مقطعی نیست، بلکه به یک ناترازی ساختاری و پایدار تبدیل شده است.
نیروگاههای فرسوده چگونه عرضه برق را تضعیف کردند؟
بیش از ۹۰ درصد برق ایران در نیروگاههای حرارتی تولید میشود و سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد برق کشور حدود ۰.۵ درصد است. این وابستگی سنگین به سوختهای فسیلی، شبکه برق را بهشدت در برابر محدودیتهای تأمین گاز و فرسودگی تجهیزات آسیبپذیر کرده است.
نقطه نگرانکنندهتر، راندمان متوسط ۳۹.۳ درصدی نیروگاههای حرارتی است. یعنی بخش بزرگی از انرژی ورودی، پیش از تبدیل شدن به برق، به صورت اتلاف حرارتی از بین میرود. در چنین شرایطی، نهتنها تولید برق پرهزینه و کمبازده میشود، بلکه ظرفیت کشور برای عبور پایدار از اوج مصرف نیز کاهش مییابد.
برای آنکه ابعاد این بحران در یک نگاه روشنتر شود، مهمترین شاخصهای سمت عرضه برق در جدول زیر آمده است:
| شاخص کلیدی | مقدار عددی | تحلیل کارشناسی |
|---|---|---|
| ظرفیت اسمی نیروگاهها در سال 1402 | ۹۲٬۳۵۱ مگاوات | رشد ناچیز ۱.۷ درصدی در برابر جهش ۵.۸ درصدی مصرف |
| اوج تقاضای برق در سال 1402 | ۷۳٬۶۶۳ مگاوات | فشار شدید بر ظرفیت واقعی تولید |
| بحران لحظهای در سال 1403 | ۱۷٬۵۵۷ مگاوات | عمیقترین شکاف ثبتشده میان عرضه و تقاضا |
| وابستگی به سوخت فسیلی | بیش از ۹۰٪ | تمرکز سنگین بر نیروگاههای حرارتی |
| سهم انرژیهای پاک | حدود ۰.۵٪ | سهم ناچیز تجدیدپذیرها در سبد انرژی کشور |
| راندمان نیروگاههای حرارتی | ۳۹.۳٪ | هدررفت بالای انرژی ورودی پیش از تولید برق |
| هدررفت در خطوط انتقال | ۱۱.۶٪ | تلفات قابلتوجه پیش از رسیدن برق به مصرفکننده |
| هدفگذاری بهینه برای توسعه | ۹٬۲۲۵ مگاوات | ظرفیت مورد نیاز با لحاظ مدیریت مصرف |
تلفات شبکه و قیمتگذاری دستوری چه بر سر برق آورد؟
مسئله فقط کمبود تولید نیست؛ بخشی از برق تولیدشده نیز پیش از رسیدن به مصرفکننده از بین میرود. آمارها نشان میدهد ۱۱.۶ درصد از برق کشور در شبکه انتقال و توزیع هدر میرود؛ رقمی که عملاً معادل از مدار خارج شدن یک نیروگاه بزرگ است.
در کنار این ضعف فنی، ساختار اقتصادی برق نیز به تشدید بحران دامن زده است. قیمتگذاری دستوری و یارانهای، فاصله زیادی میان هزینه واقعی تولید و قیمت فروش ایجاد کرده و همین موضوع، انگیزه سرمایهگذاری در نیروگاههای جدید یا نوسازی واحدهای موجود را کاهش داده است. نتیجه روشن است: بخش تولید نه توان نوسازی دارد، نه منابع کافی برای توسعه.
نسخه عبور از ناترازی در سمت عرضه چیست؟
تحلیلهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که برای رفع کامل ناترازی برق در تمام ساعات سال، کشور به حدود ۱۶ هزار و ۸۸۸ مگاوات ظرفیت جدید نیاز دارد. با این حال، بخش بزرگی از این نیاز فقط برای ۱۷۵ ساعت بحرانی سال است؛ یعنی ساعاتی محدود که بیشترین فشار روی شبکه وارد میشود.
بر همین اساس، اگر مدیریت مصرف در اوج بار بهدرستی اجرا شود، نیاز به توسعه ظرفیت میتواند به ۹ هزار و ۲۲۵ مگاوات کاهش یابد؛ عددی که مسیر واقعبینانهتری برای عبور از بحران نشان میدهد. در عمل، حل ناترازی برق بدون ترکیب سه اقدام ممکن نیست: توسعه هدفمند ظرفیت، کاهش تلفات شبکه و اصلاح اقتصاد برق. بدون این سهگانه، هر سال شکاف عرضه و تقاضا بزرگتر میشود و خاموشیها از یک هشدار فصلی به یک عادت مزمن تبدیل خواهند شد.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟