درگیری دیشب ایران و آمریکا در تنگه هرمز، اختلاف دو طرف بر سر مسیر عبور کشتیها و حکمرانی امنیتی این آبراه را وارد مرحله تازهای کرد. روایت آمریکا بر دفاع از آزادی کشتیرانی تأکید دارد، اما روایت ایران بر نقض ترتیبات امنیتی و تلاش واشنگتن برای بیاثر کردن نقش تهران در مدیریت هرمز متمرکز است.
دیشب در تنگه هرمز چه گذشت؟
درگیری دیشب ایران و آمریکا از همان نقطهای آغاز شد که در هفتههای اخیر به مرکز اختلاف دو طرف تبدیل شده است. این نقطه، مسیر عبور کشتیها از تنگه هرمز است.
مطابق اطلاعیه سنتکام، نیروهای آمریکا مدعی شدند در پاسخ به حمله به یک کشتی تجاری در حال عبور از تنگه هرمز، اهدافی در داخل ایران را هدف قرار دادهاند.
اما روایت ایران، صورتبندی متفاوتی دارد.
از نگاه تهران، مسئله فقط عبور یک کشتی نبود؛ مسئله عبور از ترتیبات امنیتی ایران در تنگه هرمز بود. پس از تفاهمنامه و بحث بازگشایی تدریجی مسیر، ایران تلاش کرده عبور شناورها را از مسیرهای مشخص، قابل رصد و هماهنگشده پیش ببرد.
این یعنی هرمز نباید به مسیر بیقاعدهای تبدیل شود که آمریکا از آن برای بازگرداندن نظم سابق استفاده کند. بر همین اساس، سپاه پاسداران اقدام آمریکا را نقض تعهدات و تعرض به ترتیبات امنیتی ایران دانست و پاسخ خود را در قالب عملیات موشکی و پهپادی علیه مواضع نظامی آمریکا در منطقه اعلام کرد.
پاسخ سپاه بخشی از تثبیت این پیام بود که تنگه هرمز بعد از جنگ، به وضعیت قبل برنمیگردد.
ایران نمیخواهد صرفاً شاهد عبور کشتیها باشد؛ میخواهد در مسیر عبور، امنیت، هزینه، قواعد و ضمانتهای رفتوآمد نقش تعیینکننده داشته باشد.
آمریکا تلاش کرد با حمله نظامی، این قاعدهگذاری را بیاثر کند و مسیر جنوبیِ مورد حمایت خود در نزدیکی عمان را بهعنوان مسیر امن و آزاد جا بیندازد. پاسخ ایران نشان داد این مدل، بدون پذیرش نقش ایران، قابل تثبیت نیست.
چرا آمریکا با حکمرانی ایران بر تنگه هرمز مخالف است؟
دلیل مخالفت آمریکا با حکمرانی ایران بر تنگه هرمز، فقط امنیتی نیست؛ کاملاً اقتصادی است. هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و پیش از جنگ، بخش بزرگی از نفت و گاز مایع جهان از این مسیر عبور میکرد.
هر کشوری که بتواند در این تنگه قاعدهگذاری کند، فقط بر یک آبراه نظارت ندارد؛ بر قیمت بیمه، کرایه حمل، ریسکپریمیوم نفت، برنامه پالایشگاههای آسیایی، مسیر صادرات نفت خلیج فارس و حتی نرخ تورم انرژی در اقتصادهای بزرگ اثر میگذارد.
آمریکا دقیقاً به همین دلیل نمیخواهد هرمز به سازوکاری تبدیل شود که ایران در آن نقش اصلی داشته باشد. اگر ایران بتواند مسیر عبور را تعیین کند، برای کشتیها پروتکل امنیتی بگذارد، هزینه یا عوارض تعریف کند و عبور بدون هماهنگی را پرریسک کند، عملاً یک منبع قدرت اقتصادی تازه به دست میآورد. این قدرت فقط درآمد مستقیم نیست. مهمتر از آن، تبدیل شدن ایران به بازیگر قاعدهگذار در تجارت انرژی است.
واشنگتن میخواهد مسیر عبور از هرمز همچنان ذیل عنوان «آزادی کشتیرانی» و با نظارت عملیاتی آمریکا تعریف شود. این مدل برای آمریکا سه کارکرد دارد.
اول، ریسک انرژی را بدون پذیرش نقش ایران مدیریت میکند؛ دوم، اجازه نمیدهد ایران از موقعیت ژئوپلیتیکی خود درآمد و قدرت چانهزنی بسازد؛ سوم، مسیرهای فروش نفت و تجارت ایران را همچنان در معرض فشار بیمهای، بانکی و امنیتی نگه میدارد.
پس نزاع دیشب فقط بر سر یک کشتی یا یک حمله نبود. دعوا بر سر این است که پساجنگ، هرمز با کدام قاعده اداره شود. قاعده آمریکاییِ عبور آزاد بدون حق حکمرانی ایران، یا قاعده ایرانیِ عبور امن، هماهنگشده و مبتنی بر پذیرش نقش تهران در امنیت آبراه. اگر ایران در این نقطه عقبنشینی کند، بخش مهمی از کارت اقتصادی خود را از دست میدهد.
پیامد اقتصادی درگیری در تنگه هرمز برای نفت و تجارت جهانی
درگیری در تنگه هرمز فقط یک رخداد نظامی نیست؛ این منطقه مستقیماً بر قیمت نفت، بیمه کشتیها، هزینه حملونقل، برنامه پالایشگاههای آسیایی و انتظارات تورمی اثر میگذارد. به همین دلیل، هر تغییر در قواعد عبور از هرمز میتواند پیامد اقتصادی فوری برای ایران، کشورهای خلیج فارس و بازار جهانی انرژی داشته باشد.
بیمه دریایی چگونه ابزار نرم ایران برای حکمرانی هرمز میشود؟
در شرایطی که استفاده مستقیم از ابزار نظامی میتواند هزینه تنش را بالا ببرد، بیمه دریایی امکان قاعدهگذاری اقتصادی بر عبور کشتیها را فراهم میکند؛ یعنی ایران میتواند از مسیر قیمتگذاری ریسک، ضمانت عبور و تعریف مسیرهای امن، نقش خود را در مدیریت هرمز تثبیت کند.
پاسخ ایران به این وضعیت نباید فقط نظامی باشد. ابزار نظامی میتواند پیام بازدارندگی بدهد، اما برای تثبیت حکمرانی اقتصادی بر تنگه هرمز، ابزار نرم لازم است. مهمترین ابزار نرم در این میدان، بیمه دریایی است.
بیمه دریایی تعیین میکند کدام کشتی با چه هزینهای، از چه مسیری، با چه سطح ریسک و تحت چه ضمانتی عبور کند. اگر ایران بتواند یک سازوکار بیمهای منطقهای برای هرمز طراحی کند، میتواند بدون بستن کامل تنگه، مسیر مطلوب خود را به مسیر کمهزینهتر و قابل اتکاتر تبدیل کند. در مقابل، کشتیهایی که بدون هماهنگی، از مسیرهای پرتنش یا خارج از پروتکل عبور کنند، باید با حق بیمه بالاتر، ریسک بیشتر و مسئولیت حقوقی سنگینتر روبهرو شوند.
ایران میتواند با مشارکت بیمهگران داخلی، صندوقهای ضمانت صادرات، شرکتهای کشتیرانی، بنادر، طرفهای چینی، روسی، عمانی و حتی برخی بازیگران آسیایی، یک «سازوکار تضمین عبور امن از هرمز» تعریف کند.
این سازوکار میتواند برای کشتیهایی که مسیر اعلامشده ایران را رعایت میکنند، داده موقعیت را شفاف نگه میدارند، از خطوط تعیینشده عبور میکنند و با مرکز هماهنگی دریایی ایران ارتباط دارند، پوشش بیمهای ارزانتر و مطمئنتر ارائه دهد. در این صورت، بازار بهتدریج یاد میگیرد که عبور از مسیر قاعدهگذاریشده ایران، هزینه کمتری از عبور تحت حمایت آمریکا دارد.
این همان نقطهای است که بیمه دریایی به ابزار سیاست نرم تبدیل میشود. ایران به جای آنکه فقط با قایق، پهپاد، موشک یا هشدار نظامی تنگه را مدیریت کند، میتواند با قیمتگذاری ریسک، صدور ضمانت، تعریف استاندارد عبور، ثبت مسیر، اخذ عوارض خدمات امنیتی و ارائه پوشش بیمهای، قاعده بسازد. قاعدهای که اگر در بازار جا بیفتد، کشتیدار، بیمهگر، پالایشگاه و خریدار نفت ناچار میشوند آن را در تصمیم خود لحاظ کنند.
جمعبندی؛ جنگ دیشب فقط تبادل آتش نبود
درگیری دیشب ایران و آمریکا را باید بخشی از رقابت بزرگتر بر سر حکمرانی تنگه هرمز دانست. آمریکا تلاش میکند عبور کشتیها را ذیل نظم سابق و با عنوان آزادی کشتیرانی تعریف کند، در حالی که ایران به دنبال تثبیت نقش خود در امنیت، بیمه، هزینه عبور و قاعدهگذاری این آبراه است. از این منظر، آینده هرمز نه فقط در میدان نظامی، بلکه در طراحی سازوکارهای اقتصادی، بیمهای و منطقهای تعیین خواهد شد.
سوالات مهم درباره درگیری ایران و آمریکا در تنگه هرمز
دیشب در تنگه هرمز چه اتفاقی افتاد؟
بر اساس گزارشها، پس از حمله به یک کشتی تجاری در مسیر عبور از تنگه هرمز، آمریکا اهدافی در داخل ایران را هدف قرار داد. ایران این اقدام را نقض ترتیبات امنیتی و تعرض به مواضع خود دانست و پاسخ نظامی اعلام کرد.
چرا تنگه هرمز برای ایران و آمریکا مهم است؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز در جهان است. کنترل یا قاعدهگذاری بر این آبراه میتواند بر قیمت نفت، بیمه کشتیها، هزینه حملونقل و قدرت چانهزنی منطقهای اثر بگذارد.
آیا درگیری در تنگه هرمز روی اقتصاد اثر دارد؟
بله. هرگونه تنش در تنگه هرمز میتواند هزینه بیمه دریایی، نرخ حمل، ریسکپریمیوم نفت و انتظارات تورمی را افزایش دهد و بر تجارت انرژی و بازارهای مالی اثر بگذارد.
بیمه دریایی چه نقشی در حکمرانی هرمز دارد؟
بیمه دریایی میتواند به ابزار نرم قاعدهگذاری تبدیل شود. اگر ایران بتواند مسیرهای امن، ضمانت عبور و پوشش بیمهای منطقهای تعریف کند، کشتیها برای کاهش هزینه و ریسک، ناچار به رعایت قواعد تعیینشده خواهند شد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟