چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

توافق ایران و آمریکا چه شد؟ | معافیت نفتی، چین و سناریوی جدید تحریم‌ها

توافق ایران و آمریکا چه شد؟ | معافیت نفتی، چین و سناریوی جدید تحریم‌ها

مذاکره ایران و آمریکا مسیر کاهش فشار را باز کرده، اما اقتصاد ایران نباید معطل نتیجه گفت‌وگو بماند؛ مسیر پایدار از تولید، تجارت شرقی و فعال‌سازی کریدورها می‌گذرد.

- اندازه متن +

مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو با محوریت نقشه راه ۶۰ روزه، معافیت نفتی و بررسی پرونده‌های منطقه‌ای از جمله تنگه هرمز و بازسازی ایران ادامه یافت.

نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو چه بود؟

مذاکره ایران و آمریکا در سوئیس، بعد از امضای یادداشت تفاهم و در ادامه تلاش میانجی‌ها برای تثبیت مسیر پساجنگ برگزار شد. گزارش‌ها نشان می‌دهد قطر و پاکستان به‌عنوان دو میانجی اصلی، از توافق دو طرف بر سر یک نقشه راه ۶۰ روزه برای رسیدن به توافق نهایی خبر داده‌اند.

در همین چارچوب، قرار است گفت‌وگوهای فنی ادامه پیدا کند و یک کمیته عالی‌رتبه نیز روند سیاسی مذاکرات را پیگیری کند. در کنار پرونده هسته‌ای، موضوعاتی مانند تنگه هرمز، لبنان، فروش نفت، معافیت‌های تحریمی، دارایی‌های مسدودشده و طرح بازسازی ایران هم در دستور کار بوده است.

از منظر اقتصادی، مهم‌ترین بخش اخبار مذاکرات، بحث معافیت نفتی و پتروشیمی است. بر اساس گزارش‌ها، آمریکا تا ۲۱ اوت معافیتی برای فروش نفت و فرآورده‌های مرتبط ایران و دریافت پول آن صادر کرده است. این بند اگر در اجرا محدود نشود، می‌تواند برای بازار ارز، بودجه و انتظارات اقتصادی ایران اثر کوتاه‌مدت داشته باشد. هم‌زمان، برخی گزارش‌ها از تمایل پالایشگاه‌های دولتی چین برای بررسی ازسرگیری خرید نفت ایران سخن گفته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد بازار انرژی، اولین نقطه‌ای است که از مسیر مذاکره اثر می‌گیرد.

اما نباید این اثر را بیش از اندازه بزرگ کرد. تجربه تحریم نشان داده فروش نفت یک مسئله است و دریافت قابل استفاده پول نفت مسئله‌ای دیگر. اگر نفت فروخته شود، اما مسیر پرداخت، بیمه، کشتیرانی، بانک‌های واسط و استفاده از منابع همچنان محدود بماند، اثر اقتصادی مذاکره کاهش پیدا می‌کند. بنابراین خروجی ژنو را نباید صرفاً با تعداد بندهای توافق سنجید. معیار اصلی این است که آیا تجارت ایران واقعاً به مسیر عملیاتی برمی‌گردد یا فقط مجوزهای موقت و قابل برگشت صادر می‌شود.

از همین زاویه، مذاکره یک ابزار است، نه ستون اصلی توسعه پساجنگ. می‌تواند بخشی از فشار را کم کند، بخشی از صادرات نفت را آزاد کند و فضای روانی بازار را آرام‌تر سازد. اما اگر اقتصاد ایران دوباره به اخبار مذاکره گره بخورد، هر تهدید، تأخیر یا اختلاف تفسیری، دوباره بازار ارز، تصمیم تولیدکننده و انتظارات مردم را تحت فشار قرار می‌دهد.

چگونه اقتصاد را به مذاکره گره نزنیم؟

گره نخوردن اقتصاد به مذاکره، با شعار ممکن نیست. این کار نیاز به نقشه تجاری، مالی و تولیدی دارد. یکی از پایه‌های اصلی این نقشه، رابطه مستحکم با چین است. چین همچنان مهم‌ترین بازیگر طرف تقاضا برای نفت ایران و یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان کالا، ماشین‌آلات، تجهیزات صنعتی و نهاده‌های موردنیاز اقتصاد ایران است.

البته داده‌های تجارت چین و ایران نشان می‌دهد رابطه دو کشور در ماه‌های اخیر افت داشته و تجارت دوجانبه در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ به حدود ۱.۵۵ میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال قبل کاهش قابل توجهی داشته است. همین افت، نشان می‌دهد صرف داشتن رابطه سیاسی با چین کافی نیست؛ باید رابطه اقتصادی را دوباره فعال، عمیق و قراردادی کرد.

 

نقش چین در آینده توافق ایران و آمریکا

در توسعه پساجنگ، ایران باید تعامل با چین را از سطح فروش نفت و واردات کالا بالاتر ببرد. چین می‌تواند در سه سطح برای ایران مهم باشد: خریدار پایدار انرژی، تأمین‌کننده مالی و تجهیزاتی پروژه‌های زیرساختی، و شریک در فعال‌سازی کریدورهای ترانزیتی. اگر درآمد نفتی ایران در قالب قراردادهای بلندمدت انرژی، خط اعتباری یوانی، سرمایه‌گذاری در بندر، ریل، انبارش و لجستیک به کار گرفته شود، مذاکره با آمریکا دیگر تنها متغیر تعیین‌کننده اقتصاد نخواهد بود.

مسیر دوم، فعال‌سازی ظرفیت کریدوری ایران با فاینانس ناشی از تراز تجاری با شرکای منطقه‌ای است. ایران با چین، حوزه CIS، پاکستان و عمان فقط نباید تجارت کالایی داشته باشد. بخشی از ترازهای تجاری، مطالبات، درآمدهای صادراتی و حساب‌های متقابل با این کشورها باید به فاینانس پروژه‌های کریدوری تبدیل شود. به زبان ساده، اگر ایران از مسیر فروش انرژی، پتروشیمی، مواد معدنی یا خدمات فنی با یک کشور درآمد ایجاد می‌کند، همان درآمد می‌تواند پشتوانه تأمین مالی پروژه‌های ریل، بندر، پایانه مرزی، انبار سردخانه‌ای، گمرک هوشمند و حمل‌ونقل ترکیبی شود.

حوزه CIS در این چارچوب اهمیت جدی دارد. ایران از مسیر دریای خزر، کریدور شمال ـ جنوب، ترکمنستان، قزاقستان و روسیه می‌تواند بخشی از تجارت خود را از مسیرهای پرریسک دریایی فاصله دهد. تجارت ایران و قزاقستان در ۲۰۲۵ به بیش از ۴۳۰ میلیون دلار رسیده و دو طرف درباره رساندن آن به سطح چند میلیارد دلاری صحبت می‌کنند. این عدد هنوز بزرگ نیست، اما جهت آن مهم است: اگر مسیرهای شمالی با قراردادهای پایدار، تعرفه ترجیحی، فاینانس لجستیکی و توافقات گمرکی همراه شود، CIS می‌تواند بخشی از تنفس تجاری ایران در دوره پساجنگ باشد.

پاکستان نیز باید از سطح هدف‌گذاری ۱۰ میلیارد دلاری به پروژه‌های عملیاتی برسد. تجارت ایران و پاکستان پیش‌تر حدود ۳ میلیارد دلار برآورد شده و دو طرف بارها از هدف ۱۰ میلیارد دلاری سخن گفته‌اند. تحقق این هدف بدون اتصال مرزی، منطقه ویژه مشترک، حل مسئله کامیون، گمرک، امنیت مسیر و سازوکار پرداخت ممکن نیست. پاکستان برای ایران می‌تواند مسیر تأمین کالاهای اساسی، انتقال بار از کراچی، صادرات انرژی و اتصال به شبه‌قاره باشد. اگر این مسیر فعال شود، ایران بخشی از ریسک تمرکز بر مسیرهای محدود دریایی را کم می‌کند.

عمان هم در نقشه پساجنگ جایگاه مکمل دارد. داده‌های مرکز آمار عمان نشان می‌دهد تجارت ایران و عمان در ۱۰ ماهه ۲۰۲۵ به حدود ۱.۳۵ میلیارد دلار رسیده و صادرات مجدد عمان به ایران به حدود ۸۴۳ میلیون دلار رسیده است. این یعنی عمان از قبل نقش هاب بازصادراتی برای ایران داشته است. ایران باید این ظرفیت را به شکل رسمی‌تر، شفاف‌تر و هدفمندتر به کار بگیرد؛ نه به‌عنوان جایگزین کامل مسیرهای دیگر، بلکه به‌عنوان یکی از گره‌های تجارت منطقه‌ای.

آیا مذاکره می‌تواند اقتصاد ایران را از تحریم جدا کند؟

اقتصاد ایران زمانی به مذاکره گره نمی‌خورد که سه کار هم‌زمان انجام شود: تولید داخلی با خط تأمین مالی ویژه پساجنگ تقویت شود، روابط تجاری با چین به قراردادهای انرژی، مالی و زیرساختی تبدیل شود، و ترازهای تجاری با CIS، پاکستان، عمان و چین پشتوانه فعال‌سازی کریدورها قرار گیرد. مذاکره می‌تواند بخشی از فشار را کم کند، اما توسعه پساجنگ از میز مذاکره بیرون نمی‌آید؛ از شبکه تولید، تجارت هدفمند و مسیرهای مالی و لجستیکی قابل اتکا ساخته می‌شود.

سوالات مهم درباره مذاکرات ایران و آمریکا

آیا ایران و آمریکا به توافق رسیدند؟

خیر، اما یک نقشه راه 60 روزه برای ادامه مذاکرات تدوین شده است.

معافیت نفتی چه تاثیری دارد؟

می‌تواند در کوتاه‌مدت صادرات نفت ایران را تسهیل کند اما دائمی نیست.

نقش چین در این توافق چیست؟

چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران می‌تواند در اجرای اقتصادی توافق نقش کلیدی داشته باشد.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما