اصلاح قیمتها در بازار خودرو طی هفتههای گذشته حاصل ثبات نسبی نرخ ارز، خروج تقاضای سرمایهای و قفل شدن قدرت خرید مصرفکننده در برابر قیمتهای جدید بوده است. بازار پس از موج پرشتاب فروردین که برخی مدلها را به سقفهای تاریخی رساند، اکنون وارد فاز رکود معاملاتی شده است. در این میان پرونده ۵۲ هزار خودروی معطل در پارکینگ خودروسازان به دلیل نقص قطعه و آغاز مرحله تازه عرضه خودروهای وارداتی در سامانه یکپارچه، دو رویداد مهمی بودند که فضای هفته را شکل دادند. تصویر کلی بازاری است که نه توان بازگشت پرقدرت به مسیر صعودی دارد و نه در غیاب سیگنال قطعی آماده ریزش سنگین است. جدول تغییرات هفتگی قیمت خودروها را مشاهده کنید:
چرا خودرو دیگر یک کالای مصرفی نیست و مثل دارایی قیمت میخورد
ریشه رفتار امروز بازار را باید در تورم بالای کشور جستوجو کرد. با تورمی که در محدوده ۷۳ درصد قرار دارد، خودرو از اواخر دهه ۹۰ بهتدریج نقش خود را تغییر داده و به ابزاری برای حفظ ارزش پول بدل شده است. در چنین فضایی قیمتها دیگر بر اساس ارزش واقعی صنعت یا منطق معمول عرضه و تقاضا تعیین نمیشوند و بیشتر همسو با نرخ ارز و انتظارات تورمی حرکت میکنند. نمونه روشن این تحول را میتوان در پژو ۲۰۷ دید که در بازه سهماهه بهمن ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ و در کمتر از صد روز از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون به حدود دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان رسید، یعنی رشدی بیش از صد درصد. همین حساسیت بالا باعث میشود هر دوره آرامش لزوماً نشانه بهبود پایدار نباشد و در بسیاری موارد فقط یک مکث کوتاه پس از یک موج هیجانی به حساب بیاید. وقتی بخش بزرگی از تقاضا با انگیزه سرمایهای شکل میگیرد، کوچکترین تغییر در انتظارات میتواند واکنش تند قیمتی به همراه داشته باشد.
ترمز قیمتها از کجا کشیده شد و رکود معاملات چه میگوید
مسیر دو ماه گذشته بازار از سقفشکنی و پیشخور کردن دلار آغاز شد و به اصلاح قیمتی و رکود معاملاتی رسید. پس از بازگشایی بازارها در روزهای پایانی فروردین، موجی از انتظارات تورمی و فشار تقاضای سرمایهای بسیاری از مدلها را به سطوح تازه رساند، تا جایی که بازار حتی بخشی از افزایشهای احتمالی آینده دلار را نیز در قیمتها لحاظ کرد. اما در هفتههای پایانی اردیبهشت ورق برگشت. تثبیت نسبی نرخ ارز در یک محدوده مشخص، فروکش کردن خوشبینیهای هیجانی و مهمتر از همه شکاف عمیق میان قیمت خودرو و توان خرید مردم، تقاضای واقعی را از بازار خارج کرد. وقتی خریدار سرمایهای خرید خود را به تعویق میاندازد و خریدار مصرفی هم توان ورود ندارد، فروشنده برای تبدیل دارایی به نقدینگی ناچار میشود کمی انعطاف نشان دهد. به همین دلیل تعدیل اخیر را نباید ارزان شدن واقعی دانست، بلکه بیشتر کاهش سرعت رشد است. دادههای هفته جاری هم همین تصویر را تأیید میکند، نوسانهای پراکنده و کمحجم قیمت ها نشان میدهد بازار در محدودهای شکننده در حال جستوجوی تعادل تازه است و چشمانداز کوتاهمدت آن، تداوم رکود همراه با نوسان محدود حدود ۴ تا ۵ درصدی است، مشروط بر آنکه اتفاق سیاسی یا اقتصادی خاصی رخ ندهد.
معوقات خودروسازان و عرضه وارداتی؛ دو روی فشار بر تأمین خودرو
در کنار جدال قیمتها، موضوع تأمین و تحویل خودرو به یکی از پررنگترین خبرهای هفته تبدیل شد. بازدید رئیس سازمان بازرسی کل کشور از پارکینگی که حدود ۵۲ هزار دستگاه خودرو به دلیل نقص قطعه در آن ماندهاند، بار دیگر پرونده معوقات را در صدر اخبار قرار داد، آن هم در شرایطی که برخی خریداران سه سال است در انتظار تحویل خودروی خود هستند. دو عامل اصلی پشت این انباشت قرار دارد. نخست صدور مجوزها و برنامههای فروش بیش از ظرفیت واقعی تولید که بهطور طبیعی تعهدات را عقب میاندازد و دوم اختلافات قراردادی میان خودروساز و قطعهسازان که تأمین بهموقع قطعات را مختل کرده است. این موضوع دقیقاً همانجایی است که سیاست افزایش طرحهای فروش وزارت صمت با واقعیت تولید برخورد میکند، چون آخرین آمارهای تولید خودروسازان در کدال، از کاهش چشمگیر تولید در فروردینماه خبر میدهد و گسترش فروش بدون پشتوانه تولید، تجربه تلخ سال ۱۴۰۱ و انباشت تعهدات معوق را تکرار میکند. در سمت دیگر، مرحله جدید عرضه خودروهای وارداتی در سامانه یکپارچه اتونوین با حضور برندهایی مانند تویوتا، داچیا، اشکودا و بیوایدی آغاز شد و متقاضیان برای ورود به این طرح باید مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان را نزد بانکهای عامل مسدود میکردند، مبلغی که قرار است نوزدهم خرداد آزاد شود. این عرضه میتواند بخشی از تقاضای سرکوبشده را پاسخ دهد، اما تا زمانی که جریان واردات پایدار و گسترده نشود، اثر آن بر تعادل کلی بازار محدود باقی میماند.
جمعبندی و توصیه به خریداران و سرمایهگذاران
آنچه از دادههای هفته گذشته برمیآید این است که اصلاح اخیر نشانه تغییر روند نیست و بیشتر توقف موقت هیجان را نشان میدهد. قیمتها هرچند از قله فروردین پایین آمدهاند، همچنان در کانالهایی قرار دارند که با توان خرید بخش بزرگی از جامعه فاصله دارد و گره اصلی بازار همچنان باز نشده است. نبض بازار خودرو پیش از هر چیز به تورم، نرخ ارز، انتظارات و ریسکهای سیاسی گره خورده و تنها پس از آن به تولید و واردات میرسد. برای خریدار مصرفی، شرایط فعلی فرصت چانهزنی محدودی فراهم کرده است، چون فروشندهها در فضای رکودی انعطاف بیشتری دارند و خرید در این مقطع منطقیتر از ورود در اوج هیجان است. اما برای نگاه سرمایهای، ورود سنگین در این سطوح قیمتی ریسک بالایی دارد، زیرا بازار در نقطه تعادل شکننده ایستاده و هر تغییر معنادار در نرخ دلار یا فضای سیاسی میتواند آن را بهسرعت وارد فاز افزایشی یا اصلاحی تازه کند. محتملترین سناریوی پیش رو برای حداقل یک ماه آینده، تداوم رکود معاملاتی همراه با نوسان محدود است و عقلانیترین رویکرد، صبر، رصد دقیق متغیرهای کلان و پرهیز از تصمیمهای هیجانی تا روشن شدن مسیر ارز و سیاستهای تولید و واردات خواهد بود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟