در کنار این جریان، ارزش معاملات خرد سهام و صندوقهای سهامی روز سهشنبه به مرز ۲۹ هزار میلیارد تومان رسید که بالاترین رقم در ۳۸ روز کاری اخیر بود. این اعداد در کنار یکدیگر نشان میدهند بازار با پشتوانه نقدینگی واقعی و نه صرفا جابهجایی میان نمادها، در حال رشد است؛ هرچند باید توجه داشت در ادبیات معاملات، هر خرید با یک فروش همراه است و بخشی از این جابهجاییها در واقع تغییر مالکیت میان حقوقیها و حقیقیهاست تا ورود خالص پول تازه.

عقبماندگی از تورم و افول رقبا، چرا سرمایه به سمت سهام چرخید
برای فهم ریشه این رشد باید به جایگاه بورس در سبد داراییها نگاه کرد. در هشتاد روزی که بازار سهام به دلیل جنگ تعطیل بود، دلار آزاد و طلا جهشهای قابل توجهی را تجربه کردند، اما قیمت سهام عملا ثابت ماند و بورس از این دو رقیب جا ماند. پس از بازگشایی، سرمایهگذاران همین جاماندگی را فرصتی برای جبران دیدند و نقدینگی سرگردانی که ماهها امکان ورود نداشت، ظرف دو هفته به سمت سهام سرازیر شد. این چرخش همزمان شد با افول جذابیت بازارهای موازی، طلا و سکه به نزدیکی قلههای تاریخی خود رسیدهاند و ریسک اصلاح در آنها بالا رفته، مسکن به سطوح قیمتی بسیار بالایی صعود کرده و خودرو نیز با قیمتهایی روبروست که توان جذب خریدار را از دست داده است. عامل تقویتکننده دیگر، انتشار آمار تورمی تازه بود که نشان میداد تورم نقطهبهنقطه اردیبهشت به سطوح بالای 80 درصد رسیده است. این موضوع انتظارات تورمی را تقویت کرد و سرمایهگذاران را بیش از پیش به سمت شرکتهایی کشاند که با اتکا به داراییهای فیزیکی، املاک یا درآمدهای ارزی میتوانند بخشی از اثر تورم را در سودآوری خود بازتاب دهند. در مجموع میتوان رشد فعلی را بیش از آنکه نتیجه یک رویداد مثبت تازه باشد، حاصل بازگشت پول به ارزانترین بازار باقیمانده و انتظار برای جبران فاصله با تورم دانست.
نقش پررنگ سیاستگذار و بازگشت تدریجی به شرایط عادی
در کنار عوامل بنیادین، نباید از نقش حمایتی دولت در روزهای حساس بازگشایی غافل شد. در شرایطی که بخش بزرگی از بازار سهام در اختیار دولت، نهادهای مالی و حقوقیهاست، اراده سیاستگذار توانست جلوتر از فضای تحلیلی بازار حرکت کند و از شکلگیری موج فروش که بسیاری آن را در محدوده ۱۵ تا ۳۰ درصد پیشبینی میکردند جلوگیری کند. نشانه روشن عبور بازار از وضعیت اضطراری، بازگشت عرضههای اولیه پس از چند ماه توقف و افزایش عرضهها در روزهای پایانی هفته بود؛ اتفاقی که نشان میدهد نیاز فوری به طرحهای حمایتی کاهش یافته و بازار به سمت شرایط طبیعیتری حرکت میکند. این جابهجایی نقدینگی در سطح ابزارهای مختلف نیز قابل مشاهده بود؛ آخرین روز معاملاتی هفته با خروج ۲۳۸ میلیارد تومان پول حقیقی از سهام و حرکت بخشی از آن به سمت صندوقهای درآمد ثابت، طلا و نقره همراه شد، جایی که حدود ۹۰ درصد صندوقهای طلا و ۷۰ درصد صندوقهای نقره در محدوده منفی بسته شدند اما همچنان شاهد ورود پول حقیقی به آنها بودیم. در همین حال، ورود نقدینگی حقیقی به صندوقهای قابل معامله از زمان بازگشایی به رکورد ۶۴ هزار میلیارد تومانی رسید که خود گویای عمق تغییر نگاه سرمایهگذاران است.
چشمانداز بازار میان وسوسه سقفشکنی و سایه ریسکهای سیاسی
نگاه به آینده بازار تصویری دوگانه را پیش رو میگذارد. از یک سو نزدیکی شاخص کل به رکورد تاریخی چهار میلیون و ۴۹۱ هزار واحد میتواند با تداوم ورود نقدینگی به سقفشکنی تازهای منجر شود و موجی از پولهای تازهنفس را وارد بازار کند، بهویژه آنکه با وجود رشد اخیر، بسیاری از سهام به دلیل جاماندگی بلندمدت نسبت به تورم همچنان ارزنده ارزیابی میشوند و قیمت فروش محصولات شرکتها در یک سال گذشته رشد ۱۰۰ تا ۲۰۰ درصدی داشته است. از سوی دیگر، تجربه نشان داده نزدیک شدن به سطوح تاریخی معمولا با افزایش عرضه و حساسیت بیشتر معاملهگران همراه میشود؛ همانگونه که در آخرین روز هفته با مثبت ماندن تنها ۵۲ درصد نمادها و بازگشت رنگ سرخ به نقشه بازار، نخستین نشانههای استراحت و اصلاح کوتاهمدت دیده شد. دو ریسک اصلی همچنان بر سر راه بازار سنگینی میکنند. نخست چالش واقعی صنایع آسیبدیده از جنگ بهویژه فولاد و پتروشیمی که آسیب به خطوط تولید آنها میتواند سودآوری گروه بزرگی از شرکتها را تحت تاثیر قرار دهد، و دوم ترس از تکرار تعطیلی بازار که با هر تنش سیاسی و نظامی دوباره زنده میشود و معاملهگران را محتاط میکند. به همین دلیل محتملترین سناریوی پیش رو ادامه روند صعودی همراه با اصلاحهای مقطعی است. بازاری که برای سرمایهگذار، رویکرد مبتنی بر تحلیل بنیادی شرکتها، پرهیز از تصمیمهای هیجانی بر پایه اخبار مقطعی و تمرکز بر سهام ارزنده را بیش از هر زمان دیگری ضروری میکند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟