اقتصاد آمریکا در بهار ۲۰۲۶ هنوز در آمارهای اصلی فرو نریخته است. رشد کاملاً از بین نرفته، مصرف همچنان جریان دارد و بازار کار هم هنوز بهطور کامل از نفس نیفتاده است.
اما اگر کمی دقیقتر به دادهها نگاه کنیم، تصویری که دیده میشود خیلی آرامشبخش نیست. گزارش تازه گروه پژوهش اقتصادی یو.اس. بانک از اقتصادی حرف میزند که در سطح headline هنوز مقاوم است، اما در عمق، به شکل نابرابر و شکنندهتری پیش میرود.
خود این گزارش برای توصیف وضعیت فعلی یک عبارت کلیدی به کار میبرد: resilient but squeezed؛ اقتصادی که ایستاده، اما تحت فشار مانده است.
این تعبیر از آن جهت مهم است که میان «دوام آوردن» و «حال خوب داشتن» تفاوت میگذارد.
اقتصاد آمریکا فعلاً دوام آورده، اما این دوام با کیفیت پایینتری نسبت به قبل ادامه دارد. خانوارها هنوز خرج میکنند، اما نه از محل قدرت خرید واقعی بیشتر؛ از محل خوردن پسانداز. بنگاهها هنوز سرمایهگذاری میکنند، اما نوسان ماهانه بالاتر رفته و ثبات تصمیمگیری کمتر شده است. تورم هم پایین آمده، اما آنقدری که خیال فدرال رزرو را راحت کند، نه. این ترکیب، همان جایی است که سیاستگذار پولی را در وضعیت انتظار و تردید نگه میدارد.
وضعیت درآمد و مخارج خانوارهای آمریکایی
مهمترین بخش گزارش، شاید همان جایی باشد که از وضعیت درآمد و مخارج خانوار آمریکایی حرف میزند. در آوریل، مخارج اسمی خانوارها ۰.۵ درصد نسبت به ماه قبل بالا رفته و در مقیاس سالانه ۵.۹ درصد رشد کرده است. اما وقتی اثر قیمتها را کنار بزنیم، رشد واقعی مخارج فقط ۰.۱ درصد ماهانه و ۲.۱ درصد سالانه بوده است.
همین فاصله ساده نشان میدهد که بخش مهمی از خرجکردن مردم، ناشی از حجم بیشتر مصرف نیست؛ ناشی از گرانتر شدن چیزهایی است که میخرند.
از سمت درآمد، تصویر حتی نگرانکنندهتر است. گزارش میگوید درآمد واقعی قابل تصرف در آوریل ۰.۵ درصد نسبت به ماه قبل افت کرده و در مقیاس سالانه ۱.۱ درصد پایینتر آمده است. یعنی خانوار آمریکایی در حال خرج کردن در شرایطی است که قدرت خرید واقعیاش ضعیفتر شده است.
این اتفاق یک نتیجه طبیعی دارد. نرخ پسانداز پایین میآید. همین هم رخ داده و نرخ پسانداز به ۲.۶ درصد رسیده؛ عددی که در گزارش از آن بهعنوان یکی از پایینترین سطوح نزدیک به چهار سال اخیر یاد شده است.
این یعنی خانوار آمریکایی فعلاً اقتصاد را سرپا نگه داشته، اما نه با بنیهای تازه. دارد از بالشتک مالی خود استفاده میکند. تا وقتی این بالشتک هست، مصرف میتواند ظاهر اقتصاد را حفظ کند. اما وقتی درآمد واقعی نرم میشود و پسانداز آب میرود، دوام این مدل زیر سؤال میرود. این همان نقطهای است که رشد اقتصادی را از درون افت میکند، حتی اگر در ظاهر هنوز عددها منفی نشده باشند.
وضعیت تورم آمریکا
در کنار مصرف، مسئله اصلی دیگر تورم است. گزارش نشان میدهد تورم هسته PCE در آوریل به ۳.۳ درصد سالانه رسیده؛ عددی که هنوز فاصله معناداری با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو دارد.
در مقیاس ماهانه، افزایش ۰.۲ درصدی شاید در نگاه اول آرامتر به نظر برسد، اما گزارش تأکید میکند که اگر روند سهماهه و ششماهه سالانهسازی شود، تورم زیرسطحی هنوز به محدوده high-3% نزدیک است. این یعنی فشار قیمتی زیر پوست اقتصاد هنوز کاملاً تخلیه نشده و مسیر نزول تورم هم آنقدر قاطع نیست که بتوان از پایان کار حرف زد.

همین موضوع توضیح میدهد چرا فدرال رزرو هنوز در وضعیت wait-and-see مانده است. از یک طرف، فشار قیمتها قدرت خرید را خورده و اجازه نمیدهد سیاستگذار خیلی زود به فکر کاهش نرخ بهره بیفتد. از طرف دیگر، گزارش میگوید هرچند عبور هزینههای بالاتر انرژی به تورم هسته هنوز محدود مانده، اما کف لازم برای کاهش نرخ بهره هم بهمراتب بالاتر رفته است. در عمل، معنای این وضعیت برای اقتصاد آمریکا مشخص است. نرخهای بهره بالا فعلاً در اقتصاد میماند و این یعنی فشار بیشتر بر بخشهای حساس به تأمین مالی.
این فشار را میشود در اعتماد مصرفکننده هم دید. شاخص اعتماد مصرفکننده کنفرانس بورد در ماه مه از ۹۳.۸ به ۹۳.۱ افت کرده است. افت بزرگی نیست، اما گزارش توضیح میدهد که مصرفکنندگان بیش از هر چیز از قیمتها، نفت و تحولات ژئوپلیتیکی نگراناند.
نگاه آنها به شرایط فعلی کسبوکار و بازار کار هم کمی ضعیفتر شده است. هنوز نشانهای از فروریختن روحیه مصرفکننده دیده نمیشود، اما آرامآرام حساسیت نسبت به هزینهها بیشتر شده و الگوی مصرف در حال حرکت به سمت خریدهای انتخابیتر و حسابشدهتر است.

تحلیل ترکیب رشد اقتصادی آمریکا
در گزارش، رشد GDP فصل اول هم بازبینی شده و از ۲.۰ به ۱.۶ درصد سالانه پایین آمده است. نکته مهم فقط خود عدد نیست، بلکه ترکیب آن است. بازبینی نزولی موجودی انبار و مخارج مصرفکننده، بهویژه در خدمات، نشان میدهد کیفیت رشد نسبت به برآورد اول ضعیفتر بوده است. یعنی اقتصاد آمریکا هنوز در حال انقباض نیست، اما شتابش کمتر شده و ترکیب رشد هم نسبت به قبل مطلوبیت کمتری پیدا کرده است.
در سمت بنگاهها هم تصویر دوپاره است. سفارش کالاهای بادوام در آوریل ۷.۹ درصد رشد کرده، اما این جهش عمدتاً از حملونقل و سفارش هواپیما آمده است. اگر این بخش پرنوسان را کنار بگذاریم، سفارش کالاهای سرمایهای اصلی ۱.۱ درصد افت کرده است. یعنی سرمایهگذاری هنوز از کار نیفتاده، اما روند آن منظم و یکدست نیست. در مسکن هم وضع روشنتر است. فروش خانههای نوساز ۶.۲ درصد افت کرده و نرخهای وام مسکن در میانه محدوده ۶ درصد، همچنان به تقاضا فشار میآورد.
تا اینجای ماجرا، تصویری از اقتصادی دیدیم که هنوز روی پا مانده، اما با فشار همزمان تورم، افت درآمد واقعی، کاهش پسانداز و رشد کمکیفیتتر دستوپنجه نرم میکند. در نوشته بعدی، بحث را از همینجا ادامه میدهیم و سراغ این میرویم که بازار کار، مسکن، سرمایهگذاری و تصمیم فدرال رزرو در این فضا چه معنایی برای ماههای آینده اقتصاد آمریکا دارد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟