در اقتصاد جنگ، پناهگاه کالایی راهبردی با دو ویژگی منحصربهفرد است. مورد نخست مانعی برای توقف سقوط بهرهوری نیروی کار است؛ زیرا هر شهروند زندهمانده، سرمایه انسانی کشور محسوب میشود و مورد دوم، نشانهای از مشروعیت سیاسی دولت در برابر شهروندانی که جانشان در معرض تهدید مستقیم است.
جنگ رمضان با میانگین ۲۲۰ موشک و پهپاد در روز علیه مناطق شهری ایران، شکاف تاریخی بین نیاز به پناهگاه و عرضه آن را فاجعهبار آشکار ساخت.
به گزارش تحلیلگران مرکز مطالعات استیمسون در مارس ۲۰۲۶، در حالی که ایران طی چهار دهه میلیاردها دلار صرف برنامههای موشکی و ماجراجوییهای نظامی منطقهای کرده است.
تحلیلگر ترکی، اورال توگا، در گزارشی برای مرکز مطالعات ایران صراحتاً اعلام میکند. در تهران و دیگر کلانشهرهای ایران، پناهگاههای بمب کارآمد وجود ندارند.
این رخداد خطرات جدی برای جمعیت غیرنظامی در هنگام حملات هوایی ایجاد میکند و به طور قابل توجهی تابآوری کلی کشور در برابر درگیری طولانیمدت را کاهش میدهد.
آمارهای رسمی حاکی از آن است که ظرفیت پناهگاههای عمومی موجود در تهران عمدتاً ایستگاههای مترو و زیرگذرها برای کمتر از ۱.۲ میلیون نفر کافی است.
این در حالی است که جمعیت شبانه پایتخت از ۹ میلیون نفر فراتر میرود. این نسبت ۱ به ۷.۵، از نظر استانداردهای بشردوستانه بینالمللی در شرایط درگیری شدید، فاجعهبار ارزیابی میشود.
اولویت موشک بر پناهگاه
تحلیلهای اقتصادی و نظامی نشان میدهد که ساختار تخصیص منابع در ایران به طور سیستماتیک از دفاع فعالِ تهاجمی به جای دفاع غیرعاملِ تدافعی حمایت کرده است.
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل وضعیت ایران، نادیده گرفتن ظرفیتهای عظیم زیرزمینی و شبهزیرزمینی موجود است.
ایران بر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه، از شبکه گستردهای از فضاهای مستعد برای تبدیل به پناهگاه برخوردار است.
شبکه متروی کلانشهرهای ایران به ویژه تهران، مشهد، اصفهان و شیراز با بیش از ۳۰۰ کیلومتر خطوط فعال و بیش از ۲۵۰ ایستگاه، یکی از بزرگترین و جوانترین شبکههای حملونقل ریلی زیرزمینی در غرب آسیا است.
عمق ایستگاههای اصلی متروی تهران بین ۱۵ تا ۳۰ متر است که برای مقاومت در برابر امواج انفجار استاندارد قابل قبولی دارد.
ساختار بتنی مسلح این ایستگاهها از ابتدا با تحمل بارهای سنگین طراحی شده است. تنها نیاز به تجهیزات تکمیلی دارد. فیلتراسیون هوا، دربهای فشارشکن و سیستمهای تهویه مستقل از جمله این موارد هستند.
هزینه تجهیز هر ایستگاه مترو به عنوان پناهگاه استاندارد ۲ تا ۴ میلیون دلار است. تعداد ایستگاههای قابل تجهیز در کشور حدود ۲۵۰ ایستگاه است. هزینه کل تجهیز نیز ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار است.
این ارقام در مقایسه با هزینه ساخت پناهگاه از صفر که حدود ۳,۵۰۰ تا ۴,۰۰۰ دلار به ازای هر متر مربع تمام میشود، بیش از ۸۰ درصد صرفهجویی را نشان میدهد.
پارکینگهای طبقاتی زیرزمینی به عنوان گنجینه پنهان
کلانشهرهای ایران دارای صدها پارکینگ طبقاتی زیرزمینی با عمق مؤثر هستند که در حال حاضر فاقد هرگونه استاندارد پناهگاهی است. در ادامه و در جدول ذیل به طور خلاصه آماری از تعداد پارکنگها در کلانشهرهای ایران آورده شده است.
تبدیل پارکینگهای موجود میتواند با هزینهای کمتر از۲۵۰ میلیون دلار، ظرفیت پناهگاهی برای بیش از ۱.۱ میلیون نفر ایجاد کند.
تاسیسات تابع سازمان انرژی اتمی به عنوان الگوی موفق داخلی
یکی از نقاط قوت پنهان ایران، تجربه موفق در ساخت تأسیسات هستهای زیرزمینی مانند فردو و نطنز است. این تجربه نشان میدهد که مهندسان ایرانی توانایی ساخت سازههای زیرزمینی با عمق بیش از ۸۰ متر و مقاومت در برابر بمبهای سنگرشکن را دارند.
هزینه ساخت در این پروژهها به دلیل استفاده از توان داخلی، ۳۵ تا ۴۰ درصد کمتر از نمونههای خارجی است.
اگر همان رویکرد مهندسی و تأمین مالی که در پروژههای هستهای به کار گرفته شده به سمت پناهگاههای شهری هدایت شود، ظرفیت پناهگاهی کشور ظرف کمتر از ۵ سال میتواند ۳ برابر شود.
اقتصاد ساخت پناهگاه موتور محرک اشتغال و تولید ناخالص داخلی
بر خلاف تصور رایج که ساخت پناهگاه را هزینه مرده تلقی میکند، تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که سرمایهگذاری در پناهگاهها دارای بازده اقتصادی مضاعف است.
صنعت پناهگاهسازی، یک صنعت کاربر-محور و زنجیرهای است. بر اساس تجربیات بینالمللی میتوان برای تفهیم بهتر به جدول ذیل ارجاع داد.
اگر برنامه ساخت پناهگاه به ارزش ۵ میلیارد دلار طی ۵ سال اجرا شود، اشتغال مستقیم حدود ۱۴۰,۰۰۰ تا ۱۷۵,۰۰۰ نفر،اشتغال غیرمستقیم۵۵,۰۰۰ تا ۷۵,۰۰۰ نفر و جمع اشتغال ایجادشده حدود ۲۰۰,۰۰۰ تا ۲۵۰,۰۰۰ شغل پایدار است.
این رقم در شرایطی که نرخ بیکاری جوانان در برخی استانها از ۲۵ درصد فراتر رفته است، یک فرصت طلایی محسوب میشود.
بازگشت سرمایه از مسیر کاهش خسارتهای جنگ
طبق آمار بانک جهانی که در سال 2025 منتشر کرده است، اقتصاد جنگ یک معادله ساده دارد. هر یک دلار سرمایهگذاری در پناهگاه، به طور میانگین ۷ تا ۱۲ دلار خسارت ناشی از تلفات و تخریب را کاهش میدهد.
این نسبت در تجربه جنگ رمضان به وضوح قابل مشاهده است. خسارت تخمینی وارد شده به ایران بیش از 144 میلیارد دلار است. سهم خسارتهای ناشی از نبود پناهگاه تخریب اماکن مسکونی، تلفات انسانی، فرار سرمایه حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار است. اگر تنها ۲۰ درصد از این خسارت با سرمایهگذاری پیشگیرانه در پناهگاهها قابل پیشگیری بود، بازگشت سرمایه چند برابر میشد.
تجارب موفق جهانی: الگوهای قابل اقتباس
سنگاپور با وجود وسعت محدود و تراکم جمعیتی بسیار بالا ۸,۰۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع، یکی از پیشرفتهترین سیستمهای پناهگاهی جهان را دارد. نکته کلیدی این است که سنگاپور نیز زیرساختهای موجود را ارتقا داده است. موردی که تشابه زیادی به وضعیت فعلی ایران دارد.
تمامی ایستگاههای جدید متروی سنگاپور با استاندارد پناهگاه ساخته میشوند. بیش از ۱,۱۰۰ پارکینگ عمومی به پناهگاههای چندمنظوره تبدیل شدهاند. ۸۵ درصد جمعیت سنگاپور ظرف ۱۰ دقیقه پیادهروی به یک پناهگاه استاندارد دسترسی دارند.
با الگوبرداری از مدل سنگاپور و با سرمایهگذاری سالانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار طی ۷ سال، میتوان پوشش پناهگاهی تهران را از ۱۳ درصد فعلی به بالای ۶۰ درصد افزایش داد.
ایران از کجا شروع کند؟
بزرگترین پارکینگهای طبقاتی زیرزمینی و فضاهای تجاری زیرزمینی در تهران و دیگر کلانشهرها، پتانسیل بالایی برای تبدیل به چنین مدلی دارند.
هزینه تبدیل این فضاها به پناهگاههای چندمنظوره، کمتر از ۲۰ درصد هزینه ساخت از صفر است.
جنگ رمضان شکاف فاجعهبار میان نیاز و عرضه پناهگاه در ایران را آشکار ساخت، اما همین بحران فرصتی طلایی برای تحول در اقتصاد دفاع غیرعامل است.
سرمایهگذاری هوشمندانه ۵ میلیارد دلاری طی ۵ سال، ضمن ایجاد ۲۵۰ هزار شغل و کاهش ۷ تا ۱۲ برابری خسارات جنگهای آینده، میتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود از جمله مترو، پارکینگها و تجربه هستهای پوشش پناهگاهی کلانشهرها را از ۱۳ به ۶۰ درصد افزایش دهد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟