محاصره دریایی یعنی فشار همزمان بر صادرات، واردات، تامین مواد اولیه، قیمت ارز، انتظارات تورمی و اعتماد فعالان اقتصادی.
اگر ایران بخواهد این فشار را خنثی کند، باید بازی را از سطح انسداد مسیر به سطح هزینهسازی اقتصادی برای طرف مقابل منتقل کند.
در این چارچوب، چهار اقدام از بقیه مهمتر است.
مذاکره مستقیم با مصرفکنندههای هرمز
اولین گام این است که ایران پرونده هرمز را فقط یک نزاع دوجانبه نبیند.
مصرفکنندگان اصلی این آبراه، بهویژه در آسیا، ذینفعان واقعی ثبات در هرمز هستند
هر روز اختلال در این مسیر، برای چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، پاکستان و دیگر واردکنندگان بزرگ، به معنای انرژی گرانتر، حملونقل پرهزینهتر و فشار بیشتر بر صنعت و مصرفکننده است.
ایران باید با این کشورها به زبان هزینه حرف بزند.
ادامه محاصره فقط فشار بر تهران نیست؛ قبض انرژی، قیمت غذا و هزینه تولید آنها را هم بالا میبرد.
اگر این کشورها از جایگاه تماشاگر به جایگاه فشارآور برای پایان بحران منتقل شوند، بخشی از محاصره از بیرون تضعیف میشود.
چین باید مستقیم در این پرونده درگیر شود
دومین نکته، نقش چین است.
بدون درگیر شدن جدی پکن، شکستن فشار اقتصادی محاصره سختتر میشود.
چین فقط یک شریک تجاری نیست؛ یکی از مهمترین ذینفعان باز بودن مسیرهای انرژی در خلیج فارس است.
هر اختلال در هرمز، هم امنیت انرژی چین را تهدید میکند و هم به زنجیره صنعتی آن ضربه میزند.
ایران باید این پرونده را برای چین از یک مسئله سیاسی به یک مسئله امنیت عرضه و منفعت اقتصادی تبدیل کند.
یعنی پکن قانع شود که ورود فعالتر به این موضوع، به نفع ثبات واردات انرژی، تجارت منطقهای و حتی گسترش نفوذ ژئواکونومیک خودش است.
هرچه نقش چین به بازیگر فعال نزدیکتر شود، فشار محاصره کمتر قابل دوام خواهد بود.
فعالسازی کریدورهای ریلی و زمینی
سومین اقدام، فعالسازی واقعی مسیرهای جایگزین است.
در شرایط محاصره، هر کالایی که مجبور نباشد از هرمز عبور کند، باید سریع به مسیرهای ریلی، جادهای و بندری جایگزین منتقل شود. کریدور شمال–جنوب، چابهار، مرزهای زمینی با ترکیه، عراق و آسیای مرکزی، دیگر پروژههای بلندمدت نیستند؛ باید به ابزار فوری کاهش فشار تبدیل شوند.
این مسیرها قرار نیست جای صادرات نفت را کامل بگیرند، اما میتوانند برای صادرات غیرنفتی، واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه و قطعات حیاتی، نقش نجاتدهنده داشته باشند.
در اقتصاد محاصره، هر تن کالایی که از زمین و ریل عبور کند، یعنی یک قدم دور شدن از گلوگاهی که دشمن روی آن متمرکز شده است.
حیثیتی خواندن پاسخ به محاصره دریایی
چهارمین نکته، از همه مهمتر است. اگر محاصره دریایی فقط بهعنوان یک مسئله مقطعی یا یک پرونده اداری دیده شود، اقتصاد کشور بهتدریج فرسوده میشود.
این موضوع باید به یک اولویت ملی و ناموسی تبدیل شود؛ یعنی در همان سطحی دیده شود که امنیت ملی و بقا دیده میشود.
تصمیم سریع، فرماندهی واحد، اولویتبندی منابع، حمایت مالی از تجارت ضروری، هماهنگی دیپلماتیک و بسیج همه ظرفیتهای اقتصادی کشور. وقتی مسئله در این سطح دیده شود، راهحل هم از حاشیه به متن میآید.
در غیر این صورت، بازار، تولید و تجارت پیش از آنکه محاصره شکسته شود، از درون تحلیل میروند.
جمعبندی
برای خنثی کردن محاصره دریایی، ایران باید همزمان چهار کار را پیش ببرد.
مصرفکنندگان هرمز را وارد بازی کند، چین را مستقیم درگیر کند، کریدورهای زمینی و ریلی را فعال کند و این پرونده را به یک موضوع حیثیتی در حکمرانی اقتصادی تبدیل کند.
محاصره را با یک شعار نمیشود شکست؛ با بازآرایی اقتصادی، دیپلماسی هدفمند و تصمیمی بزرگ میشود اثر آن را کم کرد و اقتصاد را جلو برد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟