جنگ ۴۰ روزه اخیر که زا بهمن 1404 آغاز و تا اواخر فروردین 1405 ادامه داشت، با حملات گسترده به تأسیسات انرژی ایران، یکی از شدیدترین شوکهای زیرساختی در تاریخ اقتصادی کشور را رقم زده است. دادههای موجود نشان داده است که با توجه به اعلام سخنگوی دولت، کل خسارات اقتصادی جنگ حدود 270 میلیارد دلار است.
طبق براورد صورت گرفته خسارت وارده به زیرساخت انرژی نیز 34 تا 58 میلیارد دلار است. در این حملات، بیش از 80 تاسیسات انرژی مورد حمله قرار گرفته است.
حدود 85 درصد ظرفیت صادراتی نیز مختل شده است که نشاندهنده کاهش ظرفیت پتروشیمی است. در این یادداشت سعی شده است تا به راهکار تامین انرژی در پساجنگ رمضان پرداخته شود.
حمله به مجتمع پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه که بزرگترین مجتمع پتروشیمی ایران و مسئول بخش عمده صادرات پتروشیمی کشور است، یکی از مهمترین نقاط هدف بود. همچنین جزیره خارک به عنوان اصلیترین ترمینال صادرات نفت ایران مورد حمله قرار گرفت.
وضعیت شبکه برق و اختلال در تولید در شرایط جنگی
علیرغم حملات گسترده، وزارت نیرو گزارش داده است که شبکه برق کشور همچنان پایدار باقی مانده و حتی مازاد تولید نیز وجود دارد.
این وضعیت به دو دلیل رخ داده است که میتوان به اقدامات پیشگیرانه و تشکیل زنجیرههای انسانی توسط شهروندان در اطراف نیروگاهها برای حفاظت از آنها در برابر تهدیدات و تلاش شبانهروزی کارکنان صنعت برق که بر اساس گزارش وزیر نیرو، بیش از ۴۰ شب استراحت کافی نداشتهاند، اشاره داشت.
با این حال، حملات به خطوط انتقال، اختلالات موضعی ایجاد کرده است.
به عنوان مثال، در شهرستان کرج، گلولهباران خطوط انتقال باعث قطع برق در بخشهایی از شهر شد که اگرچه به گفته مسئولین حدود ۸۰٪ آن ظرف چند ساعت بازیابی شد، اما نشاندهنده آسیبپذیری شبکه انتقال است.
براورد خسارت وارده جنگ بر شبکه برق
براساس گزارشهای رسمی و براوردهای بین المللی، کمترین براورد خسارت مستقیم به تاسیسات انرژی ایران، 19 میلیارد دلار است.
خسارت وارده بر پتروشیمی نیز حدود 30 تا 50 میلیارد دلار است. براوردها برای خسارت پالایشگاهی و گازی عددی در حدود 15 تا 25 میلیارد دلار است.
البته این خسارات طبق گزارش سازمان انرژی جهانی برای بازسازی کامل انرژی 2 سال تخمین زده شده است.
این در شرایطی است که زمان بازگشت اقتصاد به حالت عادی نیز بیش از 12 سال طبق پیش بینی بانک مرکزی ایران است.
البته لازم به ذکر است بر اساس گزارشهای رسمی و برآوردهای بینالمللی، معاون وزیر نفت ایران اعلام کرده است که انتظار میرود طی ۱ تا ۲ ماه آینده، ۷۰ تا ۸۰ درصد از ظرفیت پالایشگاهی و توزیعی بازسازی شود.
راهکارهای تأمین انرژی در شرایط فعلی ایران
با توجه به تجربیات جنگ ۴۰ روزه و شرایط خاص ایران، راهکارهایی برای تأمین انرژی در دوره پساجنگ و بازسازی وجود دارد که ایران میتواند از آنها استفاده نماید.
این موارد را به سه بخش عمده کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت میتوان تقسیم بندی کرد.
در کوتاه مدت، مدیریت مصرف و پایداری شبکه موجود،بازسازی سریع خطوط انتقال آسیب دیده و تامین سوخت جایگزین برای نیروگاهها را میتوان از مهمترین عوامل نامید.
باتوجه به اعلام مازاد تولید برق در شرایط فعلی، تمرکز اصلی باید بر حفظ پایداری شبکه و جلوگیری از افزایش فشار در تابستان باشد.
این اتفاق مستلزم اجرای برنامههای تشویقی برای کاهش مصرف پیک، اولویتبندی تأمین برق مراکز حیاتی از جمله بیمارستانها، مراکز آب و فاضلاب، نانواییها و استفاده از ظرفیت نیروگاههای پراکنده و دیزلی اضطراری است.
تجربه قطعی برق در کرج نشان داد که آسیب به خطوط انتقال، هرچند موضعی، میتواند اختلال جدی ایجاد کند. اولویت بازسازی باید با خطوطی باشد که چندین استان را تغذیه میکنند.
با توجه به آسیب به پالایشگاهها و تأسیسات پارس جنوبی ، تأمین سوخت نیروگاهها از طریق استفاده از ذخایر استراتژیک مازوت و گازوئیل، واردات اضطراری از کشورهای همسایه از جمله ترکمنستان، روسیه، عراق و فعالسازی خطوط لوله جایگزین اشاره کرد.
راهکار میان مدت و بلندمت بازسازی انرژی کشور
در میان مدت راهکارهای زیای برای این مورد وجوددارد که مهمترین آنها میتوان به بازسازی هدفمند پارس جنوبی و خارک، احداث نیروگاههای سیار و کانتینری ، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر غیرمتمرکز، غیرمتمرکز سازی شبکه برق و بازنگری در الگوی تامین سوخت اشاره کرد.
جزیره خارک به عنوان شاهرگ صادراتی نفت ایران، و عسلویه به عنوان مرکز تولید گاز و پتروشیمی، باید در اولویت بازسازیهای اساسی قرار گیرند.
برآورد IEA حاکی از آن است که بازسازی کامل این تأسیسات تا ۲ سال طول خواهد کشید.
با توجه به تجربه کشورهایی مانند لیبی و عراق در شرایط پساجنگ، نصب نیروگاههای گازی کوچک شامل ۲۵-۵۰ مگاوات به صورت کانتینری میتواند در کوتاهمدت بخشی از کسری تولید را جبران کند.
هزینه هر مگاوات در این روش حدود ۳۰۰-۴۰۰ هزار دلار است.
الزامات اقتصادی و سیاسی احیای انرژی در ایران
شاید میتوان گفت در وهله اول باید به فکر تامین مالی این میزان از خسارت 270 میلیارد دلاری بود. این تامین مالی از طرق مختلفی میتواند صورت گیرد.
منابع احتمالی شامل صندوق توسعه ملی، استفاده از ظرفیت پیمانکاران داخلی که موجب کاهش هزینهها تا ۴۰٪ نسبت به نمونه خارجی خواهد شد و جذب سرمایهگذاری خارجی با اولویت کشورهای دوست از جمله چین، روسیه، ترکیه، عراق و …. اشاره داشت.
شاید بتوان ایجاد مازاد تولید راهبردی را یکی از ضرورتهای لازم دانست.
حال باتوجه به جنگ اخیر رخداده، یکی از درسهای مهم این جنگ این است که کشورها باید حداقل ۲۰-۳۰ درصد مازاد تولید نسبت به مصرف عادی داشته باشند تا در شرایط بحران، شوک وارد شده قابل مدیریت باشد.
این برای کشور ما که احتمال جنگ در آیندهای نزدیک همچنان وجود دارد نیز بسیارمهم است.
جنگ ۴۰ روزه نشان داد که تابآوری شبکه برق ایران با وجود خسارت ۵۸ میلیارد دلاری به تأسیسات، مرهون مدیریت غیرمتمرکز و مشارکت مردمی بوده است.
اما بازگشت پایدار اقتصاد نیازمند سرمایهگذاری فوری ۳۰ میلیارد دلاری در بازسازی هدفمند پارس جنوبی و خارک و ایجاد حداقل ۲۵ درصدمازاد تولید راهبردی برای مقابله با شوکهای آینده است.
امید آن است که ایران بتواند با درایت تمام از این مرحله نیز بااقتدار عبور کند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟