اقتصاد ایران این روزها فقط با یک بحران روبهرو نیست، بلکه چند بحران همزمان را تجربه میکند.
بازار مسکن در رکود تورمی قفل شده، آسیب به زیرساختهای صنعتی زنجیره تولید را تحت فشار قرار داده و بازار کار با تهدید بیکاری پساجنگ مواجه شده است.
در این میان، دولت با سیاستهای حمایتی تلاش میکند از شدت بحران کم کند، اما ابهام درباره آینده تولید و تامین مالی همچنان بالاست.
در ادامه، ۷ نکته درباره آینده مسکن، صنعت، اشتغال و مسیر احتمالی اقتصاد ایران را میخوانید.
۴ نکته درباره وضعیت اقتصاد ایران در شرایط جنگی
- بازار مسکن در رکود است.
بازار مسکن ایران در وضعیتی گرفتار شده که همزمان با افت معاملات، سطح قیمتها همچنان بالاست؛ همان چیزی که از آن با عنوان رکود تورمی یاد میشود.
برآوردها نشان میدهد متوسط قیمت مسکن در برخی کلانشهرها در سالهای اخیر بین ۳۰ تا ۵۰ درصد رشد کرده، در حالی که تعداد معاملات نسبت به دورههای رونق بیش از ۶۰ درصد کاهش یافته است.
- زنجیره تأمین کارخانهجات در اختلال مقطعیاند.
حمله به زیرساختهای صنعتی، بهویژه در حوزههایی مثل پتروشیمی، اثرش را فراتر از خود صنعت نشان میدهد.
این بخشها حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد مواد اولیه صنایع پاییندستی مانند دارو، مواد شیمیایی و بخشی از کالاهای ضروری را تأمین میکنند.
وقتی این حلقه تضعیف میشود، هزینه تولید بالا میرود، عرضه کاهش مییابد و فشار تازهای بر بازار کالاهای اساسی وارد میشود.
- بیکاری پساجنگ تهدید جدی است.
یکی از جدیترین تهدیدهای پیشروی اقتصاد ایران، از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل در دوره پساجنگ است.
این رقم معادل حدود ۴ تا ۵ درصد کل اشتغال کشور است.
این اتفاق فقط به معنای افزایش بیکاری نیست؛ بلکه فشار روی بیمه بیکاری، بودجه دولت و مصرف خانوار را هم بالا میبرد.
- تأمین مالی حمایت از بنگاهها مهم است.
طرحهای حمایتی دولت برای بنگاههای کوچک و متوسط، بهویژه واحدهای زیر ۵۰ نفر، با هدف جلوگیری از افت اشتغال طراحی شدهاند.
این بنگاهها حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد اشتغال بخش خصوصی را در اختیار دارند و حمایت از آنها میتواند بخشی از فشار بازار کار را مهار کند.
اما چالش اصلی، نحوه تأمین مالی این حمایتهاست؛ چون اگر این منابع از مسیر افزایش نقدینگی تامین شود، بخشی از اثر مثبت آن با تورم خنثی خواهد شد.
آیا اقتصاد ایران از این وضعیت عبور میکند؟
عبور از این شرایط، بیش از هر چیز به کاهش نااطمینانیهای کلان، بازسازی زیرساختهای تولید و حمایت هدفمند از اشتغال بستگی دارد.
اگر این سه محور همزمان تقویت شوند، میتوان به احیای تدریجی رشد امیدوار بود.
مسئله امروز اقتصاد ایران فقط مدیریت یک شوک مقطعی نیست؛ بلکه طراحی مسیر بقا و بازسازی در میانه چند فشار همزمان است.
تا آن زمان، احتیاط در تصمیمگیری، تمرکز بر حفظ ظرفیتهای تولید و جلوگیری از فرسایش بیشتر بازار کار، مهمترین اولویت سیاستگذار خواهد بود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟