به نقل از مجله اکونومیست، ایران با اجرای دو اقدام راهبردی—مسدود کردن تنگه هرمز بر روی صادرات نفت کشورهای حامی آمریکا در خلیج فارس و تداوم صادرات قابل توجه نفت خود به چین—عملاً تحریمهای متقابلی را علیه ایالات متحده به مرحله اجرا گذاشته است. این رویکرد، الگوی سنتی تحریمپذیری را معکوس ساخته و فشار اقتصادی را به سمت طرف مقابل هدایت میکند.
از منظر اقتصادی، این تحریمها دو کانال اصلی فشار را فعال میکنند: نخست، کاهش عرضه نفت از طریق تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند، میتواند قیمتهای جهانی انرژی را با افزایش مواجه ساخته و هزینههای مصرفکننده آمریکایی را به طور مستقیم افزایش دهد. دوم، ادامه صادرات نفت ایران به چین نشاندهنده کارایی محدود تحریمهای یکجانبه آمریکا در غیاب همکاری بینالمللی است.
کارشناسان هشدار دادهاند که تداوم این وضعیت، هزینههای اقتصادی بالایی بر شهروندان آمریکایی از طریق افزایش قیمت بنزین و تورم وارداتی تحمیل کرده و همزمان فشارهای سیاسی قابل توجهی بر دولت ایجاد خواهد کرد. تحلیلگران تأکید دارند که تحریمهای آمریکا به دلیل دامنه جهانی دلار، همواره ابزاری مؤثر برای اعمال فشار بر دیگر کشورها بوده است، اما اکنون معادله تغییر کرده و ایالات متحده خود در معرض آسیبپذیری ناشی از این ابزار قرار گرفته است.
این تحول، نشاندهنده تغییر در ساختار قدرت اقتصادی بینالمللی و کاهش کارایی انحصاری ابزار تحریم در دنیای چندقطبی است.
تحلیل اقتصادی: تغییر الگوی تحریمها و هزینههای متقابل در اقتصاد بینالملل
اقدام ایران در مسدودسازی تنگه هرمز (گذرگاه ۲۰ درصد از نفت جهان) همزمان با تداوم صادرات نفت به چین، نمونهای از تغییر در ساختار قدرت تحریمهای بینالمللی است. از منظر اقتصاد سیاسی، این رویکرد دو ویژگی متمایز دارد: نخست، جایگزینی تحریمهای مالی با تحریمهای زیرساختی از طریق کنترل آبراههای راهبردی؛ دوم، خنثیسازی تحریمهای یکجانبه از طریق همسویی با اقتصادهای بزرگ غیرغربی.
بررسی کشش قیمتی نفت نشان میدهد که کاهش عرضه در تنگه هرمز، به دلیل جانشینیپذیری محدود در کوتاهمدت، مستقیماً به افزایش قیمتهای جهانی و متعاقباً تورم وارداتی در اقتصادهای مصرفکننده از جمله ایالات متحده منجر میشود. این مکانیسم، هزینههای تحریم را از کشور هدف به طرف تحریمکننده منتقل میکند که در ادبیات اقتصاد تحریمها تحت عنوان «اثر بازگشت تحریم» طبقهبندی میشود.
از منظر اقتصاد کلان بینالملل، این رویداد نشاندهنده کاهش کارایی انحصاری دلار در اجرای تحریمهاست. همکاری چین به عنوان دومین اقتصاد جهان در خرید نفت ایران، شکافهای نظام تحریم را عمیقتر کرده و هزینههای اجرایی آن را افزایش داده است. این تحول، ساختار قدرت در نظام تحریمهای بینالمللی را از یک الگوی تکقطبی به سمت چندقطبی سوق میدهد که در آن ابزارهای متقابل فشار اقتصادی، نقش فزایندهای در معادلات ژئوپلیتیک ایفا میکنند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟