تپش قلب اقتصاد جهان ایستاده است. در حالی که تصور میشد اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی ما را از مرزهای فیزیکی بینیاز کردهاند، مسدود شدن یک آبراه ۳۹ کیلومتری در خاورمیانه ثابت کرد.
انسداد متقابل تنگه هرمز توسط ایران و آمریکا، دیگر تنها یک بحران منطقهای نیست؛ این یک زلزله تمامعیار است که در همین لحظه، سرورهای غولهای فناوری در سیلیکونولی را به مرز خاموشی کشانده، انبارهای سوخت جت اروپا را خالی کرده و تریلیونها دلار کالا را در اقیانوسها سرگردان کرده است.
جهان با وحشت درمییابد که آینده درخشان تکنولوژی، تا چه حد در گرو عبور ایمن نفتکشها از این تنگه باریک است.
عطش نفتی غولهای فناوری در عصر دیجیتال
در قلب این بحران، یک تناقض پنهان نهفته است.
در حالی که غولهای فناوری آمریکا مانند گوگل، مایکروسافت و متا، آیندهای درخشان مبتنی بر هوش مصنوعی و انرژیهای پاک را به تصویر میکشند، زیرساختهای تشنه به انرژی آنها به شدت به سوختهای فسیلی وابسته مانده است؛ یعنی دقیقاً همان کالای استراتژیکی که اکنون در تنگه هرمز محبوس شده است.

بررسی دادههای مستخرج از پیشبینی تأمین تقاضای برق دیتاسنترها تا سال ۲۰۳۵، این واقعیت تلخ را آشکار میکند.
این ارقام نشان میدهند که برای پاسخ به رشد انفجاری تقاضای پردازشی، حدود 17 گیگاوات ظرفیت جدید باید از محل نیروگاههای گازی سیکل ترکیبی تأمین شود.
همچنین، 2 گیگاوات دیگر همچنان بر دوش نیروگاههای آلاینده زغالسنگ خواهد بود. در مقابل، مجموع ظرفیت پیشبینیشده برای انرژیهای تجدیدپذیر مانند باد و خورشید، حتی به نیمی از ظرفیت گاز طبیعی هم نمیرسد.
اکنون با جهش بیش از 60 درصدی قیمت نفت خام در بازارهای جهانی و افزایش 50درصدی فرآوردههای نفتی به دلیل بحران هرمز، هزینههای عملیاتی این مگاپروژههای فناوری سر به فلک کشیده است.
این افزایش هزینهها تنها به برق ختم نمیشود؛ اختلال در زنجیره تأمین گازهای صنعتی که برای خنکسازی و تولید نیمههادیهای پیشرفته حیاتی است، سرعت توسعه سختافزاری هوش مصنوعی را به شدت کاهش داده است.
پروژههای چندین میلیارد دلاری متوقف شدهاند و زنگ خطر برای سرمایهگذاران والاستریت به صدا درآمده است، به طوری که شاخصهای بورس مرتبط با فناوری شاهد افتهای تاریخی بودهاند.
فروپاشی دومینوی تجارت دریایی
سیستم لجستیک دریایی جهان که هنوز از ضربه سنگین بحران دریای سرخ در اواخر سال ۲۰۲۳ کمر راست نکرده بود، حالا با انسداد هرمز، در آستانه یک ایست قلبی کامل قرار گرفته است.

نگاهی به آمار تردد کشتیهای تجاری از تنگه بابالمندب، پیشدرآمدی بر فاجعه کنونی است.
ترافیک کشتیها که تا پیش از شروع بحران دریای سرخ بهطور میانگین روزانه بین 70 تا 80 شناور بود، به ناگهان به 20 تا 30 شناور در روز سقوط کرد.
همان بحران، باعث شد نرخ حمل کانتینر تا چهار برابر افزایش یابد و حق بیمه کشتیها نجومی شود.
اکنون، با بسته شدن هرمز که حجم تبادلات آن به مراتب بیشتر است، دیگر هیچ ظرفیت جایگزینی در ناوگان جهانی باقی نمانده است.
مسیرهای انحرافی به دور دماغه امید نیک به حداکثر ترافیک خود رسیدهاند و زمان ترانزیت کالاها هفتهها افزایش یافته است.
زنجیره تأمین «تولید بههنگام» که دههها اساس صنعت مدرن بود، عملاً کارایی خود را از دست داده و کارخانههای بزرگ خودروسازی و الکترونیک در سراسر جهان به دلیل کمبود قطعات، مجبور به کاهش شیفتهای کاری یا تعطیلی موقت شدهاند.
آمریکا در تنگنا؛ از ذخایر شکننده تا وابستگی استراتژیک
اقتصاد ایالات متحده نیز خود را در یک تنگنای پیچیده یافته است. با وجود ادعای استقلال انرژی در سالهای اخیر، اقتصاد در همتنیده جهانی نشان داد که آمریکا نمیتواند از پسلرزههای هرمز در امان بماند.
ذخایر استراتژیک داخلی به پایینترین حد خود رسیده و ذخایر سوختهای تقطیری با ثبت رقم 102 میلیون بشکه، کف دهساله را شکسته است. اما فاجعه بزرگتر در بخش تجارت در حال رخ دادن است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟