آنچه قرار بود برای خانوارهای آمریکایی یک خبر خوب باشد، خیلی زود رنگ باخت. معافیتهای مالیاتی جدید که دولت ترامپ از آن بهعنوان هدیهای بزرگ برای مالیاتدهندگان یاد میکرد، حالا زیر فشار جهش قیمت بنزین، رشد هزینههای زندگی و اثرات تورمی جنگ ایران، بخش مهمی از اثر خود را از دست داده است. به بیان ساده، پولی که قرار بود به سفره خانوار کمک کند، از مسیر پمپبنزین و سبد هزینههای روزمره دوباره از جیب مردم خارج میشود.
بازپرداخت مالیاتی بزرگتر شد، اما چرا اثرش کوچکتر به نظر میرسد؟
دونالد ترامپ در ماه فوریه بازپرداختهای مالیاتی امسال را نتیجه معافیتهای جدید مالیاتی دانست و از مردم خواست وقتی این پول به حسابشان واریز شد، به او فکر کنند. اما در عمل، بخش مهمی از این منابع مالی بهجای تبدیل شدن به مصرف بیشتر، زیر فشار هزینههای بالاتر انرژی و کالاهای اساسی جذب شده است.
بر اساس دادههای اداره مالیات آمریکا، تا ۳ آوریل میانگین بازپرداخت فردی نسبت به سال قبل ۳۴۶ دلار، معادل ۱۱.۱ درصد، افزایش یافته و به ۳۴۶۲ دلار رسیده بود. این افزایش در ظاهر عدد کوچکی نیست، اما وقتی کنار هزینههای جدید ناشی از جنگ قرار میگیرد، اثر آن کوچکتر میشود.
پمپبنزین چگونه بخش مهمی از این پول را بلعید؟
خانوار آمریکایی پول بیشتری از بازپرداخت مالیاتی گرفته، اما همزمان برای بنزین هم خیلی بیشتر پرداخت کرده است. دادههای اداره آمار کار آمریکا نشان میدهد شاخص قیمت مصرفکننده در مارس ۰.۹ درصد بالا رفت؛ بیشترین افزایش در نزدیک به چهار سال. بخش اصلی این رشد هم از رکورد افزایش یکماهه قیمت بنزین آمده است.
به همین دلیل، چیزی که روی کاغذ بهعنوان حمایت مالی دیده میشود، در عمل از مسیر قیمت سوخت خنثی میشود. این یعنی پمپبنزین برای بسیاری از خانوارها، اولین جایی شده که بازپرداخت مالیاتی را دوباره از آنها پس میگیرد.
چرا جنگ ایران اینقدر سریع روی زندگی روزمره آمریکاییها اثر گذاشت؟
جنگ ایران از مسیر انرژی به اقتصاد آمریکا وارد شده است. بسته ماندن تنگه هرمز، بالا ماندن قیمت نفت و نگرانی از محدود شدن عرضه در خلیج فارس، باعث شده قیمت نفت نزدیک ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند. حتی اگر این گلوگاه دوباره باز شود، پیشبینیها میگوید اثر این شوک برای ماهها در قیمت سوخت باقی میماند.
همین مسئله باعث شده جنگ ایران فقط یک خبر خارجی نباشد؛ بلکه مستقیم به هزینه رفتوآمد، خرید روزانه، سفر تابستانی و بودجه خانوار آمریکایی وصل شود.
فشار فقط روی بنزین نیست
مسئله فقط افزایش قیمت بنزین نیست. رشد هزینه گازوئیل، کود شیمیایی، آلومینیوم و سایر نهادههایی که از جنگ خاورمیانه اثر گرفتهاند، بهتدریج به قیمت مواد غذایی و کالاهای دیگر هم منتقل میشود.
یعنی خانوادهای که تصور میکرد با بازپرداخت مالیاتی امسال میتواند سفر برود، خرید بزرگتری انجام دهد یا بخشی از خانه را بازسازی کند، حالا باید بخش بیشتری از همان پول را صرف پر کردن باک، خرید مواد غذایی و جبران تورم روزمره کند.
چه کسانی بیشترین فشار را تحمل میکنند؟
بزرگترین فشار روی خانوارهای کمدرآمد است. چون این خانوارها سهم بیشتری از درآمد خود را صرف بنزین و کالاهای ضروری میکنند، افزایش قیمت انرژی برایشان سریعتر و دردناکتر احساس میشود.
برآوردهای بنیاد مالیات نشان میدهد تازه از سطوح درآمدی بالاتر، یعنی جایی بالاتر از درآمد حدود ۶۰ درصد درآمدبگیران، ممکن است پس از پرداخت هزینههای بالاتر سوخت، هنوز چیزی از معافیتهای مالیاتی برای افراد باقی بماند. این یعنی برای بخش بزرگی از جامعه، اثر حمایت مالیاتی عملاً در برابر تورم انرژی فرسوده میشود.
بازپرداخت مالیاتی حالا محرک اقتصاد است یا فقط ضربهگیر؟
آنچه قرار بود یک محرک ملایم برای اقتصاد باشد، حالا بیشتر به یک ضربهگیر تبدیل شده است. یعنی این بازپرداختها بهجای اینکه مصرف را جهش بدهند، فقط بخشی از فشار ناشی از تورم و هزینههای بالاتر را خنثی میکنند.
اقتصاددانان همین مسئله را دلیل کاهش برآوردهای خود از مصرف و رشد اقتصادی آمریکا میدانند. وقتی خانوارها مجبور شوند بخش بیشتری از پول دریافتی را صرف هزینههای ضروری کنند، طبیعی است که خرید کالاهای بادوام، سفر، بازسازی خانه و سایر مخارج اختیاری عقب بیفتد.
چرا این خبر برای رشد اقتصادی آمریکا مهم است؟
چون وقتی فشار انرژی بالا میرود، مصرف خانوار که موتور اصلی اقتصاد آمریکاست ضعیفتر میشود. مورگان استنلی حالا انتظار دارد رشد مصرف در سال ۲۰۲۶ نسبت به ۲۰۲۵ پایینتر بیاید و کالاهای بادوام بیشترین ضربه را بخورند. از سوی دیگر، آکسفورد اکونومیکس هم پیشبینی رشد جهانی را پایین آورده است.
این یعنی جنگ ایران فقط روی قیمت بنزین اثر نگذاشته؛ بلکه در حال تغییر دادن انتظارات درباره مصرف، رشد اقتصادی و حتی قدرت خرید آمریکاییهاست.
آیا همه از این معافیتهای مالیاتی به یک اندازه بهرهمند شدند؟
نه. همین نابرابری در اثرگذاری است. برخی معافیتها مثل انعام، اضافهکاری، تأمین اجتماعی و بهره وام خودرو گستردهتر بودهاند، اما برخی از مهمترین مزایا، مثل افزایش کسورات مالیاتهای ایالتی و محلی، بیشتر به نفع گروههایی بوده که درآمد بالاتر یا دارایی بیشتر دارند.
در نتیجه، در عمل این احتمال وجود دارد که خانوارهای پردرآمد هنوز بخشی از نفع معافیتهای مالیاتی را حفظ کنند، اما خانوارهای کمدرآمدتر همان مزیت محدود را هم از مسیر گرانی سوخت و کالا از دست بدهند.
جمعبندی
معافیتهای مالیاتی جدید در آمریکا، هرچند بازپرداختها را بیشتر کرده، اما جنگ ایران و شوک انرژی بخش بزرگی از اثر این سیاست را خنثی کرده است. خانوار آمریکایی پول بیشتری گرفته، اما همزمان برای بنزین، غذا و هزینههای روزمره هم بیشتر پرداخته است.
به همین دلیل، آنچه قرار بود به رونق مصرف کمک کند، فعلاً بیشتر به ابزاری برای جلوگیری از فشار شدیدتر تبدیل شده است. در این میان، بازنده اصلی خانوارهایی هستند که درآمد پایینتری دارند و هزینه سوخت و کالاهای ضروری، سهم بزرگتری از بودجه آنها را میبلعد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟