فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی، هشدار داده که اروپا وارد یکی از حساسترین مقاطع تاریخ انرژی خود شده است. به گفته او، کشورهای اروپایی حداکثر شش هفته یا کمی بیشتر سوخت جت در انبارهای خود دارند و اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، از اواخر ماه مه باید منتظر کمبود سوخت در فرودگاهها و لغو گسترده پروازها بود.
چرا هشدار IEA اینقدر جدی است؟
بیرول این وضعیت را بزرگترین بحران انرژیای که تاکنون با آن مواجه بودهایم توصیف کرده است. اهمیت این هشدار از آنجا ناشی میشود که سوخت جت، برخلاف بسیاری از حاملهای انرژی، جایگزینپذیری سریع و آسانی ندارد. وقتی زنجیره تأمین آن مختل شود، اثر بحران خیلی زود در فرودگاهها، برنامه پروازها و حملونقل هوایی دیده میشود.
پنجره خطر از چه زمانی باز میشود؟
منابع آگاه گفتهاند از اواخر ماه مه یا اوایل خرداد، نشانههای جدی کمبود سوخت جت در فرودگاههای اروپایی قابل مشاهده خواهد بود. بهویژه آلمان، فرانسه و ایتالیا به دلیل وابستگی بالاتر به واردات سوخت جت از خلیج فارس، در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
به بیان ساده، اگر اختلال فعلی چند هفته دیگر ادامه پیدا کند، اروپا از مرحله هشدار وارد مرحله بحران عملیاتی میشود.
چرا تنگه هرمز برای سوخت جت اروپا حیاتی است؟
وابستگی اروپا به سوخت جت وارداتی از خلیج فارس ریشه در دو مسئله ساختاری دارد. نخست، کاهش ظرفیت پالایش داخلی در سالهای اخیر. دوم، مزیت هزینهای پالایشگاههای مدرن خلیج فارس در تولید این فرآورده.
در نتیجه، هر اختلال در تنگه هرمز فقط بازار نفت خام را تحت فشار نمیگذارد، بلکه مستقیماً روی تأمین سوخت جت اروپا هم اثر میگذارد؛ آن هم در شرایطی که مسیرهای جایگزین، زمانبر و پرهزینهاند.
چرا سه هفته آینده تعیینکننده است؟
شورای بینالمللی فرودگاههای اروپا در نامهای محرمانه به کمیسیون اروپا هشدار داده که اگر اختلال در تنگه هرمز بیش از سه هفته دیگر ادامه یابد، برخی خطوط هوایی ناچار به توقف یا کاهش پروازهای خود خواهند شد.
وقتی ذخایر در محدوده شش هفته باشد، عبور از چند هفته بدون ورود محموله جدید، سطح ذخیره را به محدوده بحرانی میرساند. در این نقطه، شرکتهای هواپیمایی معمولاً برای حفظ پروازهای ضروری، ابتدا مسیرهای کمبازده یا غیراولویتدار را حذف میکنند.
کدام کشورها و فرودگاهها بیشتر در معرض خطرند؟
در میان کشورهای اروپایی، آلمان، فرانسه و ایتالیا بیشترین حساسیت را دارند. این کشورها هم مصرف بالایی دارند و هم وابستگی بیشتری به واردات سوخت جت از خلیج فارس.
در چنین شرایطی، فرودگاههای بزرگ و هابهای پروازی اروپا مثل فرانکفورت، پاریس و رم، اولین نقاطی هستند که فشار کمبود را احساس میکنند. هر اختلال در این هابها، خیلی سریع به کل شبکه حملونقل هوایی اروپا سرایت میکند.
آزادسازی ذخایر استراتژیک، راهحل است یا فقط خریدن زمان؟
آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده که در حال هماهنگی با کشورهای عضو برای آزادسازی احتمالی ذخایر استراتژیک سوخت است. اما بیرول تأکید کرده که این فقط یک راهحل موقت است، نه دائمی.
زیرا اروپا با یک بحران ساختاری روبهروست، نه یک وقفه کوتاهمدت ساده. کاهش ظرفیت پالایش داخلی، نبود مسیرهای جایگزین کافی و ضعف در ذخایر اختصاصی سوخت جت باعث شده حتی مداخله دولتها هم فقط بتواند چند هفته زمان بخرد.
اگر بحران ادامه پیدا کند، چه چیزی فراتر از پروازها آسیب میبیند؟
پیامدهای این بحران فقط به لغو پروازهای مسافری محدود نمیشود. کمبود سوخت جت میتواند روی گردشگری، سفرهای تجاری، حمل کالاهای سریعالفاسد، زنجیره دارو و حتی برخی عملیات نظامی و لجستیکی هم اثر بگذارد.
به همین دلیل، ماجرا فقط درباره صنعت هوانوردی نیست؛ درباره بخشی از شریانهای حیاتی اقتصاد اروپاست که به حملونقل هوایی وابستهاند.
جمعبندی
اروپا فعلاً فقط چند هفته فرصت دارد. اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، کمبود سوخت جت از یک هشدار فنی به یک بحران عملیاتی واقعی تبدیل میشود. آزادسازی ذخایر میتواند کمی زمان بخرد، اما نمیتواند مشکل را ریشهای حل کند. به همین دلیل، اروپا حالا نه فقط با یک شوک انرژی، بلکه با آزمونی جدی در تابآوری زنجیره تأمین هوایی خود روبهروست.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟