چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

اوره در ۵۰ روز اخیر چرا جهش کرد؟ از شوک نهاده‌ها تا برگه پنهان ایران در امنیت غذایی

اوره در ۵۰ روز اخیر چرا جهش کرد؟ از شوک نهاده‌ها تا برگه پنهان ایران در امنیت غذایی

جهش قیمت اوره در ۵۰ روز اخیر، زنجیره غذا را از مزرعه تا سفره تحت فشار گذاشته؛ اما برای ایران، همین شوک می‌تواند به یک مزیت نسبی در جنگ فرسایشی تبدیل شود.

- اندازه متن +

در بازارهای جهانی، اوره فقط یک کود شیمیایی نیست؛ یکی از مهم‌ترین گره‌های زنجیره امنیت غذایی است. هر شوک در قیمت آن، با کمی فاصله زمانی، به هزینه تولید کشاورزی، قیمت خوراک دام، بهای غلات و بعد به کالاهای نهایی منتقل می‌شود.

در حدود ۵۰ روز اخیر، این بازار دقیقاً چنین رفتاری داشته است. داده‌های Trading Economics نشان می‌دهد قیمت اوره تا ۱۷ آوریل ۲۰۲۶ به حدود ۷۰۲ دلار در هر تن رسیده و تنها در یک ماه حدود ۱۵ درصد رشد کرده است. اما این فقط تصویر انتهای مسیر است.

رویترز و آرگوس نشان می‌دهند که بازار از اواخر فوریه، یعنی درست پیش از شروع جنگ، از محدوده حدود ۴۷۰ تا ۵۰۰ دلار به سمت سطوح بسیار بالاتر حرکت کرد؛ به‌طوری که پیشنهادهای اخیر در مناقصه هند به حدود ۹۳۵ تا ۱۰۰۰ دلار در هر تن رسید و برخی پیشنهادها حتی تا ۱۱۳۶ دلار بالا رفت. به بیان ساده، ظرف کمتر از دو ماه، بازار از فاز «گرانی» وارد فاز «هراس از کمبود» شده است.

از اواخر فوریه تا امروز؛ بازار اوره چگونه از کنترل خارج شد؟

فاز اول جهش، در روزهای ابتدایی مارس خودش را نشان داد. آرگوس گزارش داد که قیمت اوره خاورمیانه در ۲۷ فوریه حدود ۴۹۰ تا ۴۹۵ دلار فوب بود، اما با بالا رفتن ریسک‌های منطقه‌ای، فروشندگان بزرگ خاورمیانه پیشنهادهای خود را پس کشیدند و بازار به سرعت وارد فاز کم‌عمقی شد؛ یعنی همان وضعیتی که در آن فروشنده کم می‌شود و هر تقاضای تازه، قیمت را تندتر بالا می‌برد. چند روز بعد، بازار مشتقه اوره برای تحویل آوریل به ۶۷۵ دلار و حتی حوالی ۷۹۰ دلار رسید. سپس بانک جهانی در به‌روزرسانی امنیت غذایی خود ثبت کرد که قیمت اوره فقط بین فوریه و مارس ۲۰۲۶ نزدیک به ۴۶ درصد ماهانه بالا رفت. در نیمه آوریل هم جهش به اوج روانی خود رسید؛ وقتی هند برای تأمین ۲.۵ میلیون تن اوره با پیشنهادهایی نزدیک به ۱۰۰۰ دلار در هر تن روبه‌رو شد.

این جهش فقط معلول یک عامل نبود. بازار اوره پیش از این هم تنگ بود. رویترز گزارش داده بود که چین برای حفظ عرضه داخلی، صادرات را محدود کرده و بخشی از ظرفیت اروپا نیز به‌دلیل هزینه بالای گاز از دست رفته بود. بعد جنگ و اختلال در تردد هرمز، همان بازار تنگ را وارد فاز شوک کرد. IFPRI هم یادآور شد که کشورهای خلیج فارس در سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۳۶ درصد صادرات جهانی اوره را در اختیار داشته‌اند و ایران و قطر در میان بزرگ‌ترین صادرکنندگان بوده‌اند. وقتی چنین منطقه‌ای دچار اختلال می‌شود، قیمت اوره دیگر فقط تابع عرضه و تقاضای معمول نیست؛ تابع ترس از نبودنِ کالا هم هست.

اثر اول: شوک مستقیم به نهاده‌های کشاورزی

اوره برای بسیاری از کشت‌های اصلی، نهاده‌ای پایه‌ای است. در غلاتی مثل گندم، ذرت و برنج، جهش قیمت اوره یا باعث بالا رفتن هزینه تولید می‌شود یا کشاورز را به کاهش مصرف کود وادار می‌کند؛ و هر دو مسیر، در نهایت به کاهش عملکرد یا افزایش قیمت تمام‌شده منجر می‌شود. FAO هشدار داده که کاهش دسترسی به کودهای پایه‌ای مثل آمونیاک و اوره می‌تواند طی ۶ تا ۹ ماه آینده تولید محصولات پایه‌ای مانند گندم، ذرت و برنج را پایین بیاورد و قیمت غذا را بالا بکشد. رویترز هم در گزارش‌های جداگانه نشان داد که در آرژانتین، جهش نزدیک به ۱۰۰ درصدی قیمت اوره درست پیش از فصل کشت، کشاورزان را به کاهش مصرف یا تغییر الگوی کشت سوق داده و در استرالیا نیز رشد شدید قیمت‌ها، کشاورزان را به سمت محصولات کم‌نیازتر از نظر نیتروژن هل داده است.

در آمریکا نیز، افزایش قیمت اوره و کمبود عرضه به حدی رسید که رویترز از فشار مستقیم بر کشاورزان در آستانه کشت بهاره خبر داد؛ بازاری که در آن بخشی از عرضه با تأخیر برسد، دیگر برای فصل جاری عملاً بی‌فایده است. این یعنی اوره فقط گران نشده؛ زمان‌بندی مصرف آن هم به یک گلوگاه تبدیل شده است. وقتی نهاده‌ای هم کمیاب شود و هم گران، شوک آن شدیدتر از یک افزایش قیمت ساده خواهد بود.

اثر دوم: فشار بر کالاهای واسطه‌ای از خوراک دام تا آرد

اثر اوره فقط در سطح مزرعه نمی‌ماند. در مرحله بعد، این افزایش به کالاهای واسطه‌ای منتقل می‌شود. اگر هزینه تولید گندم، ذرت و جو بالا برود یا سطح زیرکشت آن‌ها تغییر کند، اولین جایی که فشار را حس می‌کند صنایع واسطه‌ای هستند: تولیدکنندگان آرد، خوراک دام، نشاسته، روغن‌های گیاهی و زنجیره‌های فرآوری غذایی. در استرالیا، هم‌زمان با جهش قیمت اوره و دیزل، هشدار درباره افزایش قیمت لبنیات مطرح شد؛ چون بالا رفتن هزینه نهاده‌های زراعی، از مسیر خوراک دام و هزینه مزرعه، روی شیر، پنیر، کره و ماست اثر می‌گذارد. همین الگو در سایر کشورها هم تکرار می‌شود: کود گران، خوراک گران‌تر؛ خوراک گران‌تر، پروتئین حیوانی گران‌تر.

بانک جهانی و FAO هر دو بر همین تأخیر زمانی تأکید کرده‌اند. شوک کود لزوماً همان روز به تورم غذایی تبدیل نمی‌شود، اما چند ماه بعد، در قیمت کالاهای واسطه‌ای و سپس کالاهای نهایی ظاهر می‌شود. به همین دلیل است که بحران اوره را باید بحران امروزِ بازار و فردای سفره دانست.

اثر سوم: سرریز به کالاهای نهایی و تورم غذایی

وقتی هزینه نهاده و کالای واسطه بالا می‌رود، کالاهای نهایی هم ناگزیر تحت فشار قرار می‌گیرند. نان، ماکارونی، برنج، گوشت مرغ، گوشت قرمز، تخم‌مرغ و لبنیات همگی مستقیم یا غیرمستقیم به قیمت غله و خوراک وابسته‌اند. IFPRI تصریح کرده که بسته‌شدن یا اختلال در مسیرهای خلیج فارس، از مسیر جهش قیمت کود، هزینه تولید کشاورزی را بالا می‌برد، هرچند اثر کامل آن با فاصله زمانی ظاهر می‌شود. همین حالا نیز برخی دولت‌ها به‌جای انتظار برای آشکار شدن موج دوم، در حال مداخله‌اند؛ استرالیا برای جلوگیری از کمبود، ۲۵۰ هزار تن اوره اضافه تأمین کرده و هند با وجود قیمت‌های بسیار بالاتر، ناگزیر به خرید مانده است. این رفتارها خود نشانه‌ای از آن است که دولت‌ها شوک اوره را صرفاً یک نوسان مقطعی نمی‌بینند، بلکه آن را ریسک امنیت غذایی می‌دانند.

برگه پنهان ایران؛ چرا اوره و غذا جنگ را برای طرف مقابل پرهزینه‌تر می‌کند؟

نقطه مهم برای ایران در همین‌جا قرار دارد. کشوری که خود یکی از تولیدکنندگان و صادرکنندگان مهم اوره است، از منظر امنیت غذایی در موقعیتی متفاوت با واردکنندگان خالص قرار می‌گیرد. IFPRI می‌گوید ایران در کنار قطر از بزرگ‌ترین صادرکنندگان اوره خلیج فارس بوده و همین منطقه ۳۶ درصد تجارت جهانی اوره را در اختیار داشته است. از طرف دیگر، رویترز در ۱۶ آوریل گزارش داد که ایران برای جلوگیری از کمبود داخلی، صادرات پتروشیمی را متوقف کرده و قیمت‌های داخلی را در سطح پیش از جنگ نگه داشته است. این یعنی در میانه یک شوک جهانی، تهران دست‌کم از یک اهرم مهم برخوردار است و آن، توان اولویت‌دادن به بازار داخل و جذب بخشی از ضربه‌ای که کشورهای واردکننده ناچارند مستقیم تحمل کنند.

این مزیت وقتی مهم‌تر می‌شود که کنار ساختار تولید غذایی ایران قرار بگیرد. FAO برآورد کرده تولید غلات ایران در ۲۰۲۵ حدود ۲۰ میلیون تن بوده و تولید گندم به حدود ۱۲.۵ میلیون تن رسیده است؛ سطحی که با وجود افت ناشی از خشکسالی، همچنان نشان می‌دهد ایران یک کشور صرفاً وابسته به واردات غذایی نیست. به‌علاوه، سابقه سیاست‌های خوداتکایی در گندم و شبکه خرید تضمینی، به ایران اجازه می‌دهد شوک نهاده را با ابزارهای داخلی بهتر مدیریت کند. هرچه جنگ طولانی‌تر شود و بازار جهانی کود و غذا بیشتر ملتهب بماند، هزینه آن برای اقتصادهای واردکننده، برای کشاورزان وابسته به اوره وارداتی و در نهایت برای دولت‌های حامی جنگ بیشتر می‌شود. در مقابل، کشوری که هم ظرفیت تولید کود دارد و هم بخشی از نیاز غذایی خود را در داخل پوشش می‌دهد، لزوماً مصون نیست، اما در بازی فرسایشی دست خالی هم نیست.

جمع‌بندی

جهش قیمت اوره در ۵۰ روز اخیر فقط یک خبر بازار کالایی نیست؛ نشانه جابه‌جایی یک خط گسل مهم در اقتصاد جهانی است. این شوک، از نهاده شروع می‌شود، به کالای واسطه می‌رسد و چند ماه بعد روی کالای نهایی می‌نشیند. اما برای ایران، همین بازارِ ملتهب یک پیام دیگر هم دارد. امنیت غذایی فقط به انبار گندم وابسته نیست؛ به دسترسی به کود، به امکان کنترل بازار داخل و به توان نگه‌داشتن زنجیره تولید هم وابسته است. در چنین چارچوبی، اوره به یک متغیر خاموش اما مؤثر در معادله فرسایشی جنگ تبدیل می‌شود؛ متغیری که هزینه فشار را برای بیرون بالا می‌برد و ارزش ظرفیت داخلی را بیش از پیش آشکار می‌کند.

درباره نویسنده

محمود زارعی

محمود زارعی مدیر مسئول چارسو اقتصاد، دانش‌آموخته مدیریت رسانه است. از جمله علاقه‌مندی‌های پژوهشی ایشان، مطالعات تولید و مردمی‌سازی اقتصاد است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما