آلمان پس از جنگ تنها گرفتار ویرانی شهری نبود پول رایج بی اعتبار شده بود و کالا با اسکناس رایش مارک قابل مبادله نبود. اما طی فرایندی در کمتر از دو ماه، تولید صنعتی منطقه دوگانه ۲۵ درصد جهش کرد و تغییراتی رخ داد. اما تغییراتی که باعث رشد بود، هزینه هایی را به دنبال خود آورد و پساندازکنندگان زیان دیدند، قیمتها بالا رفت و در نوامبر همان سال، اعتصاب عمومی شکل گرفت. کمبریج
بهروزرسانی پاییز ۱۴۰۵: آمار این یادداشت بر پایهی گزارشهای بانک مرکزی آلمان، سند تاریخی قانون پولی ۱۹۴۸، آرشیو مارشال و منابع فهرستشده در پایان مطلب تنظیم و بازبینی شده است.
چرا بین ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ در آلمان باوجود پول و اسکناس کالا یافت نمیشد؟
ویرانی کارخانهها و زیرساختها در جنگ جهانی قسمتی از مسائل و مشکلات اقتصادی آلمان بود. رژیم نازی برای تأمین مالی تسلیحات حجم بزرگی پول ایجاد کرده بود. کنترل قیمت و سهمیهبندی فشار تورمی این پول را پنهان کرده بود، و پس از جنگ هم بخش مهمی از همان سازوکار ادامه یافت (بوندسبانک). کالاهای قانونی با کوپن و قیمت تعیینشدهی دولتی عرضه میشدند، و بازار سیاه و تهاتر گسترش یافته بود.
وقتی قیمت رسمی از شرایط واقعی عرضه و تقاضا فاصله میگیرد، تولید و فروش از مسیر رسمی صرفهی کمتری دارد. بخشی از کالاها از بازار رسمی کنار میروند و خریدار برای تهیهی آنها به مبادلات غیررسمی متوسل میشود.
وقتی سهمیهی غذا ۱۲۰۰ کالری بود، مبادله چطور میچرخید؟
سهمیهی رسمی غذا بین ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷ حدود ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ کالری در روز بود و توزیع واقعی گاهی تا ۱۰۰۰ کالری پایین میآمد (اسپیکا، انتشارات برگهان). در چنین شرایطی رایشمارک قدرت خرید خود را از دست داد و مردم به مبادلهی کالا با کالا و استفاده از سیگار بهجای پول روی آوردند (بوندسبانک).
در این صورت تهاتر پرهزینه است و هر طرف باید همزمان کالایی داشته باشد که طرف دیگر بخواهد. کسی که نان دارد و کفش میخواهد باید کفاشی پیدا کند که نان بخواهد. چنین سازوکاری دامنهی مبادله را محدود میکند و محاسبهی هزینه، درآمد و سود را برای خانوار و بنگاه دشوار میسازد.
از این رو اصلاح پولی فقط قرار نبود اسکناسی تازه جایگزین اسکناس قبلی شود. هدف این بود که پول دوباره ابزار قابل اتکایی برای خرید، فروش و محاسبهی اقتصادی شود.
چرا ۲۱ ژوئن ۱۹۴۸ کالا ها دوباره به بازار برگشتن؟
در ۲۱ ژوئن، یک روز پس از آغاز اصلاح پولی، کالاهایی که مدتها در فروشگاههای رسمی دیده نمیشدند دوباره عرضه شدند. بوندسبانک بانک مرکزی آلمان این پدیده را «اثر ویترین» مینامد (بوندسبانک). همهی این کالاها تازه تولید نشده بودند. بخشی از آنها پیشتر در انبارها یا نزد فروشندگان نگهداری میشد و با تغییر شرایط پولی، عرضهشان سودمندتر شد.
این سازمان توضیح میدهد که بنگاهها در آغاز نقدینگی محدودی داشتند و انگیزه داشتند کالاهای انبارشده را بفروشند تا وضع نقدی خود را بهتر کنند. پس باید میان دو چیز فرق گذاشت: بازگشت سریع کالاهای موجود به ویترینها، و افزایش پایدار تولید. اولی زود رخ داد. دومی به زمان، مواد اولیه و سرمایه نیاز داشت.
آزادسازی قیمتها در ۴ روز پس از اصلاح، تولید را ۲۵ درصد بالا برد
اصلاح پولی بهتنهایی برای احیای بازار کافی نبود. در ۲۴ ژوئن ۱۹۴۸ لودویگ ارهارد، مدیر اداره اقتصادی منطقهی دوگانهی آمریکا و بریتانیا، با «قانون اصول» سهمیهبندی و کنترل قیمت را در بخش بزرگی از اقتصاد کنار گذاشت. او در برخی موارد پیش از تأیید رسمی مقامات اشغالگر اقدام کرد (بوندسبانک).
منطق اقتصادی این بود که قیمتها بتوانند کمیابی نسبی کالاها و تقاضای خریداران را بهتر نشان دهند. وقتی پول جدید قابل اتکاتر شد و قیمتها امکان تعدیل یافتند، فروش رسمی و تولید دوباره صرفه پیدا کردند. نرخ ثابت ۱ مارک معادل ۳۰ سنت آمریکا هم محاسبهی هزینه و درآمد را برای بنگاهها سادهتر کرد.
با این حال رشد تولید را نباید فقط به آزادسازی نسبت داد. بازگشت کالاهای انبارشده، ظرفیت صنعتی باقیمانده، نیروی کار ماهر و بهبود دسترسی به مواد اولیه هم نقش داشتند. بوندسبانک گزارش میکند تولید صنعتی تا اوت ۱۹۴۸ حدود ۲۵ درصد بالا رفت.
نمایش دادههای نمودار
| بازه | شاخص تولید صنعتی (ژوئن ۱۹۴۸ = ۱۰۰) |
|---|---|
| ژوئن ۱۹۴۸ (مبنا) | ۱۰۰ |
| اوت ۱۹۴۸ | ۱۲۵ |
| دسامبر ۱۹۴۸ (برآورد) | ۱۵۳.۷۵ |
منبع نمودار: محاسبهی نویسنده بر پایهی درصدهای بوندسبانک. ژوئن ۱۹۴۸ مبنای ۱۰۰ است. بوندسبانک گزارش میکند تولید صنعتی بیزون تا اوت ۱۹۴۸ حدود ۲۵٪ و تا پایان سال ۲۳٪ دیگر رشد کرد.
| عدد | پیامد اقتصادی | منبع |
|---|---|---|
| ۴۰ مارک فوری + ۲۰ مارک بعدی برای هر نفر (ژوئن ۱۹۴۸) | بازگشت پول نقد کمیاب به دست مردم | بوندسبانک |
| ۱ مارک = ۳۰ سنت آمریکا (۱۹۴۸) | امکان محاسبهی هزینه و سود برای بنگاهها | بوندسبانک |
| تبدیل ۱ به ۱ برای دستمزد و اجاره (ژوئن ۱۹۴۸) | حفظ قدرت خرید درآمد جاری | بوندسبانک |
| سپردهها: ۱۰ به ۱؛ نهایتاً ۱۰۰ رایشمارک = ۶٫۵ مارک (ژوئن تا اکتبر ۱۹۴۸) | حذف مازاد پول و مهار تورم، با زیان برای پساندازکنندگان | بوندسبانک |
| تولید صنعتی بیزون: ۲۵٪+ تا اوت، سپس ۲۳٪+ تا دسامبر ۱۹۴۸ | بازگشت تولید به بازار | بوندسبانک |
| واردات غرب آلمان و برلین غربی: ۶۸۹ میلیون دلار (۱۹۴۶) ← ۲٬۲۳۷ میلیون دلار (۱۹۴۹) | تأمین مواد اولیه و رفع کمبود ارز | کتابخانهی ترومن |
| کمک مارشال: حدود ۱٫۴ میلیارد از بیش از ۱۳ میلیارد دلار (۱۹۴۸ تا ۱۹۵۲) | تأمین ارز برای واردات | بنیاد مارشال |
واردات در سه سال بیش از سه برابر شد. این یعنی تولید فقط به پول و قیمت وابسته نبود و به نهادههای خارجی هم نیاز داشت. جدول ترتیب ماجرا را هم نشان میدهد: اول پول و قیمت، بعد واردات و تولید.
بدون مواد اولیه، رشد ۲۵ درصدی دوام نمیآورد
پول معتبر و قیمت آزاد انگیزهی تولید را بالا میبرند، اما کارخانه بدون مواد اولیه، سوخت و قطعات نمیتواند تولید را پایدار افزایش دهد. بخشی از این نهادهها باید از خارج وارد میشد و برای واردات ارز لازم بود. گوستاو هارکورت، نمایندهی آلمان نزد سازمان اجرایی مارشال، کمک را جبران همین کمبود ارز توصیف کرده است (کتابخانهی ترومن).
بوندسبانک هم میگوید کمک مارشال خرید مواد اولیه را ممکن کرد و عرضه را بزرگتر کرد. روند قیمتها در پایان ۱۹۴۸ برگشت. منطق آن روشن است: اگر انگیزه بدون ورودی بود، تقاضای تازه فقط قیمت را بالا میبرد. واردات مواد اولیه بود که تقاضا را به تولید واقعی تبدیل کرد.
بهای این گذار چه بود و چه کسانی پرداختند؟
اصلاحات ۱۹۴۸ هزینهی توزیعی داشت. دارندگان بسیاری از سپردهها و پساندازهای پولی بخش بزرگی از ارزش اسمی داراییشان را از دست دادند. اصلاح به نفع صاحبان داراییهای واقعی مثل خانه و بنگاه تمام شد (آلمان در اسناد تاریخی). البته این به معنای مصونیت همهی صاحبان دارایی واقعی از زیان نبود.
از سویی تقاضا پس از اصلاحات سریع بالا رفت و در کوتاهمدت از رشد عرضه پیشی گرفت. افزایش قیمتها نارضایتی ایجاد کرد و در نوامبر ۱۹۴۸ اعتصاب عمومی علیه سیاستهای اقتصادی شکل گرفت . اصلاحهای پولی جداگانه در مناطق غربی و شرقی هم شکاف اقتصادی و سیاسی آلمان را عمیقتر کرد. پس مسیر بهبود نه بیهزینه بود و نه خطی.
اصلاح پولی بهتنهایی امکان رشد را نمیدهد
مؤسسهی DIW در ۱۹۵۱ نوشت تولید صنعتی غرب آلمان در کمتر از سه سال به حدود دو برابر رسیده است (گزارش هفتگی DIW). این رشد از پایهای بسیار پایین شروع شد. همزمانی اصلاحات و رشد بهتنهایی رابطهی علت و معلولی را ثابت نمیکند.
ظرفیت صنعتی باقیمانده، نیروی کار ماهر، تغییر انگیزههای تولید، واردات مواد اولیه، کمک خارجی و سازوکارهای مالی تازه همگی نقش داشتند. اصلاح را باید شرط گشودن این ظرفیتها دانست و نه تنها علت رشد.
نمیتوان اینگونه تطبیق داد که هر کشور با حذف کنترل قیمت و کاهش ارزش داراییهای پولی میتواند همان نتیجه را تکرار کند. اصلاحات در شرایط خاصی اجرا شد: اقتصاد تحت اداره نیروهای اشغالگر بود، ساختار صنعتی و مهارت فنی باقی مانده بود و دسترسی به منابع خارجی بهتدریج بهتر شد. بدون سنجش این شرایط، تبدیل تجربهی تاریخی به نسخهی سیاستی عمومی گمراهکننده است.
پرسشهای پرتکرار دربارهی اصلاح پولی ۱۹۴۸ آلمان
این نسخه برای کشور دیگری هم جواب میدهد؟
نه لزوماً، آلمان غربی صنعت، نیروی کار ماهر و کمک خارجی داشت. تبدیل سختگیرانهی پول را هم قدرتهای اشغالگر اجرا کردند و یک دولت منتخب بهسختی میتوانست چنین کاری بکند. برای هر کشور دیگر این پیششرطها را باید جداگانه سنجید.
آیا اصلاح پولی ۱۹۴۸ باعث شد که مردم آلمان یکشبه ثروتمند شوند؟
نه در واقع اصلاح پولی فقط پول را قابلاتکا کرد و قیمتها را آزاد گذاشت تا تولید و مبادله دوباره معنا پیدا کنند. اما ثروت واقعی از تولید پایدار میآید نه از تغییر واحد پول.
چرا نمیتوان تجربه آلمان ۱۹۴۸ را مستقیماً برای ایران تکرار کرد؟
دلایل مختلفی میتوان برای آن برشمرد ولی میتوان اشاره کرد که اصلاح پولی آلمان توسط قدرتهای اشغالگر اجرا شد. در ایران چنین تصمیمی باید توسط دولت و با پذیرش هزینه سیاسی و اجتماعی در شرایط خاص آن گرفته شود.
جنس مغازهها یکشبه از کجا آمد؟
بخش بزرگی از آن قبلاً وجود داشت و فروشندهها نگه داشته بودند. وقتی پول معتبر شد و قیمتها عادی شد، کالاها به قفسهها برگشتند (بوندسبانک). تولید تازه ماهها بعد به آن اضافه شد.
جمعبندی؛ از مدیریت کمبود به بازگشت تولید
نتیجه اصلاحات پولی با اینکه مثبت بود اما مسائل و هزینه های خودش را در پی داشت. بسیاری از پساندازکنندگان زیان دیدند، قیمتها در کوتاهمدت بالا رفت و اعتصاب عمومی شکل گرفت. پس تجربهی آلمان غربی را نباید به «معجزهی یک سیاست» تقلیل داد و نباید صرفاً نتیجهی کمک خارجی دانست.
این تجربه نشان میدهد بازسازی وقتی شانس بیشتری دارد که پول و سازوکار مبادله قابل اتکا باشند، قیمتها بتوانند اطلاعات اقتصادی را منتقل کنند و بنگاهها به مواد اولیهی مورد نیاز دسترسی داشته باشند. در آلمان ۱۹۴۸ اقتصادی که با سهمیه اداره میشد، به اقتصادی تبدیل شد که در آن تولید و مبادله دوباره معنا پیدا کردند.
منابع
- بانک مرکزی آلمان (بوندسبانک) داده های رشد اقتصادی و صنعتی
- کتابخانهی ریاستجمهوری ترومن گزارشات سیاسی و تاریخی
- نوشته مارک اسپیکا محافظهکاران آلمانی، اصلاحات ۱۹۴۸ را به عنوان یک پیروزی سیاسی برای خود بازتعریف کردند
- KfW تاریخچه بانک بازسازی آلمان




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟