انسداد اخیر تنگه هرمز، یکبار دیگر آسیبپذیری زیرساختهای انرژی غرب آسیا را عریان ساخته و کشورهای منطقه را به تکاپوی یافتن مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت خام انداخته است. در این میان، خط لوله کهنهکار کرکوک-بانیاس که از دهه ۱۹۵۰ میلادی شاهد فراز و نشیبهای جنگهای منطقهای بوده، ناگهان به یکی از محوریترین گزینههای استراتژیک تبدیل شده است. آنچه این پروژه را از یک طرح صرفاً اقتصادی فراتر میبرد، ابعاد ژئوپلیتیک وسیع آن است؛ جایی که منافع عراق، سوریه، ایالات متحده، روسیه و حتی ایران در هم تنیده شده و هر یک به نوعی درصدد جهتدهی به سرنوشت این کریدور ۸۰۰ کیلومتری برآمدهاند.
دادههای اقتصادی نشان میدهد که بیش از ۹۱ درصد از بودجه عمومی عراق از محل درآمدهای نفتی تأمین میشود و بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت این کشور همچنان از طریق تنگه هرمز انجام میگیرد؛ آماری که وابستگی حیاتی بغداد به این گلوگاه راهبردی را به خوبی نمایان میسازد. در همین حال، برآوردهای اولیه حاکی از آن است که فعالسازی مجدد خط لوله کرکوک-بانیاس با ظرفیت بالقوه ۱.۵ میلیون بشکه در روز، ضمن کاهش هزینههای حملونقل تا ۳۰ درصد نسبت به مسیر دریایی، میتواند سالانه ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ترانزیت برای سوریه به ارمغان آورد. با این حال، پرسش کلیدی اینجاست که آیا این پروژه میلیارد دلاری در سایه ناامنیهای شرق سوریه و اختلافات سیاسی میان اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق، به سرانجام خواهد رسید یا در تور پیچیدگیهای ژئوپلیتیک گرفتار میآید؟
۵ مانع سرسخت بر سر راه احیای کرکوک-بانیاس
در حالی که برآوردهای مالی حاکی از هزینه ۴.۵ میلیارد دلاری و بازه زمانی ۳۶ ماهه برای احیای خط لوله کرکوک-بانیاس است، واقعیتهای میدانی و دادههای امنیتی، تصویری بسیار پیچیدهتر از این پروژه ترسیم میکنند. تحلیلگران مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک معتقدند که چالشهای فراروی این کریدور، صرفاً به موانع فنی و مالی محدود نمیشود؛ بلکه شبکهای از تهدیدات امنیتی، اختلافات سیاسی داخلی عراق، مقاومت بازیگران منطقهای و تغییر مرکز ثقل تقاضای جهانی انرژی، هر یک به سهم خود میتوانند این پروژه راهبردی را با شکست مواجه سازند. در ادامه به بررسی ۵ مانع اصلی بر سر راه این پروژه میپردازیم.
۵ نکته شمارهگذاری شده (تحلیلی و مبتنی بر داده):
۱. ناامنی پایدار در شرق سوریه و استان الانبار: مسیر پیشنهادی از مناطقی عبور میکند که بقایای گروههای تروریستی و نیروهای مسلح محلی هنوز در آنها فعالیت دارند. بر اساس گزارشهای امنیتی، سالانه بهطور میانگین ۷۲ حمله خرابکارانه به زیرساختهای انرژی در این مناطق ثبت شده که محافظت از خط لوله ۸۰۰ کیلومتری را به یک چالش عملیاتیِ فوقالعاده دشوار تبدیل کرده است.
۲. هزینههای سرسامآور بازسازی زیرساختهای فرسوده: ایستگاههای پمپاژ و تأسیسات جانبی این خط لوله که از دهه ۱۹۸۰ میلادی غیرفعال بودهاند، نیازمند بازسازی کامل هستند. برآوردهای فنی حاکی از آن است که هزینه هر کیلومتر بازسازی این خط لوله، به دلیل شرایط خاص جغرافیایی، حدود ۵.۶ میلیون دلار برآورد میشود که کل پروژه را به یکی از گرانترین پروژههای انرژی منطقه تبدیل کرده است.
۳. اختلافات سیاسی بغداد-اربیل بر سر مالکیت منابع کرکوک: میادین نفتی کرکوک در منطقهای واقع شده که دولت مرکزی عراق و اقلیم کردستان بر سر مالکیت و نحوه بهرهبرداری از آن اختلاف دارند. در سال ۲۰۲۵، صادرات نفت از مسیر اقلیم کردستان به دلیل اختلافات حقوقی بهمدت ۴ ماه متوقف شد که نشاندهنده ریسک بالای اختلافات سیاسی بر این پروژه است.
۴. جابهجایی مرکز ثقل تقاضای جهانی انرژی به سمت شرق: برخلاف دهههای گذشته که اروپا بازار هدف اصلی نفت خلیج فارس بود، هماکنون چین، هند و آسیای جنوبشرقی بیش از ۶۰ درصد از صادرات نفت عربستان و امارات را به خود اختصاص دادهاند. این تغییر ساختاری، انگیزه تولیدکنندگان خلیج فارس برای تغییر مسیر صادراتی به سمت مدیترانه را به شدت کاهش داده است.
۵. رقابت با مسیرهای جایگزین موجود عربستان و امارات: عربستان سعودی با خط لوله شرق-غرب به ظرفیت ۵ میلیون بشکه در روز و امارات با خط لوله حبشان-فجیره به ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز، پیش از این زیرساختهای جایگزینِ مطمئنی برای دور زدن تنگه هرمز ایجاد کردهاند. این دو کریدورِ فعال، هزینههای کمتر و امنیت بالاتری نسبت به مسیر سوریه دارند و رقابتپذیری پروژه کرکوک-بانیاس را با تردید جدی مواجه ساختهاند.
آیا کرکوک-بانیاس به سرنوشت پروژههای ناتمام تاریخی دچار میشود؟
با توجه به برآوردهای مالی و امنیتی موجود، سناریوی محتمل برای احیای خط لوله کرکوک-بانیاس، تداوم وضعیت کنونیِ «طرحی روی کاغذ» تا پایان سال ۲۰۲۷ است، مگر آنکه تحولات ژئوپلیتیک غیرمنتظرهای نظیر تشدید مجدد تنشهای نظامی در تنگه هرمز یا تغییر موازنه قدرت در سوریه، فوریت اجرایی این پروژه را افزایش دهد. تحلیلگران بانک جهانی پیشبینی میکنند که با فرض تأمین کامل منابع مالی و حل نسبی چالشهای امنیتی، حداقل ۵ سال زمان برای بهرهبرداری کامل از این کریدور لازم است؛ در حالی که هزینه نهایی ممکن است از ۴.۵ میلیارد دلار فراتر رفته و به مرز ۶ میلیارد دلار برسد. با این حال، متغیر کلیدی که میتواند معادله را به نفع این پروژه تغییر دهد، تصمیم احتمالی واشنگتن برای گنجاندن این طرح در بسته حمایتهای اقتصادی-امنیتی جدید از سوریه و عراق است؛ سناریویی که در صورت تحقق، میتواند بازه زمانی اجرا را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. در غیر این صورت، کرکوک-بانیاس همچنان در زمره پروژههای آرمانشهری منطقه باقی خواهد ماند که هر چند در محافل سیاسی و رسانهای بارها بر سر زبان میافتد، اما در عمل با انبوهی از موانع غیرقابلحل دستبهگریبان است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟