بازار مسکن تهران در گردابی از تناقضات گرفتار است؛ در حالی که مستأجران با میانگین اجارهبهای نجومی 40 میلیون تومانی در حال طرد شدن از شهر هستند و سیاستهای دستوری مانند سقف افزایش 25 درصدی عملاً شکست خوردهاند، دلالان متصل به بانکها با پولپاشی و نوسانگیری، قیمتها را تا 80 درصد متورم کردهاند.
در این میان، طرحهایی نظیر فروش متری مسکن شهرداری نیز به جای حل بحران، تنها به ابزاری برای جذب نقدینگی سرگردان و رسمیت بخشیدن به سوداگری تقلیل یافته و رؤیای خانهدار شدن را برای همیشه از دسترس طبقه متوسط خارج کردهاند.
دلیل رشد نجومی قیمت مسکن در تهران
عامل اصلی این گرانی در زمان رکود، فعالیت شبکهای و سیستمی دلالان وابسته به بانکها و بنگاههای خصولتی است.
این واسطهها با استفاده از سپردههای 23 درصدی مردم، اقدام به خرید انبوه، احتکار و ایجاد قیمتسازیهای کاذب مجازی در مناطق مرفه پایتخت میکنند.
در حال حاضر 70 درصد معاملات توسط همین سوداگران انجام میشود و متقاضی مصرفی عملاً از بازار حذف شده است.
اثر جنگ و نرخ ارز بر بازار مسکن چیست؟
بازار مسکن نسبت به این متغیرها واکنش شدیدی دارد؛ پس از جنگ 40 روزه اخیر، مسکن برای جبران جاماندگی خود از رشد دلار و سکه، افزایش قیمت 70 تا 80 درصدی را تجربه کرد.
از سوی دیگر، در صورت وقوع توافق و صلح پایدار بینالمللی که منجر به ورود شرکتها و سرمایهگذاران خارجی شود، پیشبینی میشود تقاضا برای زیرساختها و مسکن به شدت افزایش یافته و بازار با رونقی تورمی و رشد قابلتوجه قیمتها مواجه گردد.
تناقض میان وعدهها و واقعیت بازار مسکن
تناقض عمیقی بین وعدهها و واقعیت وجود دارد. وزارت راه از سقف اجاره 25 درصدی میگوید، اما در کف بازار، میانگین اجارهها به 40 میلیون تومان رسیده و باعث عقبنشینی مستأجران به حاشیهها شده است.
همچنین شهرداری تهران طرح فروش متری را راهی برای خانهدار شدن معرفی میکند، در حالی که این طرح در واقعیت فقط یک ابزار تسویه ریالی از طریق مزایده است و هیچ تضمینی برای تحویل فیزیکی ملک به خریدار خرد نمیدهد.
وضعیت دادههای آماری سبد مصرف خانوار تهران در بازار مسکن
آمارها نشان میدهند مسکن از یک نیاز اولیه به یک ابزار کاملاً سرمایهای تبدیل شده است؛ بهطوریکه سهم مسکن در سبد هزینه خانوار به بالای 60 درصد رسیده است.
این فشار سنگین باعث شده تهران بیسروصدا جمعیت خود را جابهجا کند؛ طبقه متوسط رو به بالا از شمال شهر رانده شده، ساکنان مرکز به خانههای کوچکتر و فرسودهتر پناه برده و بسیاری نیز به اجبار به حاشیهها رانده شدهاند که این امر به فرسایش روانی و از بین رفتن انسجام اجتماعی دامن زده است.
توصیهای به سرمایهگذاران خرد و خریداران مسکن
به متقاضیان و سرمایهگذاران خرد اکیداً توصیه میشود با آگاهی کامل از ریسکهای حقوقی و اقتصادی با طرحهای موسوم به فروش متری مواجه شوند.
این طرحها به دلیل فقدان زیرساختهای حقوقی محکم مانند سند مشاع رسمی و مکانیزم تسویه بر اساس مزایده، خطر مالباختگی یا جا ماندن از تورم اصلی بازار مسکن را به همراه دارند.
این بسترها بیشتر محلی برای جذب نقدینگی نهادها هستند و نباید به عنوان مسیر و راهبردی مطمئن برای خانهدار شدن قطعی در نظر گرفته شوند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟