چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

کارنامه صادرات ایران در سال ۱۴۰۴

کارنامه صادرات ایران در سال ۱۴۰۴

آمار ۱۰ ماهه نخست ۱۴۰۴ نشان می‌دهد صادرات ایران همچنان بر چند بازار محدود و چند کالای پایه می‌چرخد؛ مدلی که درآمد می‌سازد، اما در برابر هر شوک سیاسی، منطقه‌ای و قیمتی زود آسیب می‌بیند.

- اندازه متن +

نگاه اول به آمار صادراتی ۱۴۰۴ ایران، یک تصویر نسبتاً امیدوارکننده می‌دهد.

چین بیش از ۱۰.۹ میلیارد دلار از ایران کالا خریده، عراق نزدیک ۷.۹ میلیارد دلار، امارات ۶.۴۴ میلیارد دلار و ترکیه ۵.۶۶ میلیارد دلار. افغانستان، پاکستان، عمان، هند و روسیه هم در لایه بعدی قرار دارند.

این اعداد گویای آن است که ایران هنوز در بازار منطقه و پیرامون خود حضور جدی دارد و صادراتش فقط روی یک یا دو کشور نایستاده است.

اما وقتی کمی دقیق‌تر به همین داده‌ها نگاه کنیم، مسئله اصلی خودش را نشان می‌دهد. چهار مقصد اول صادراتی ایران یعنی چین، عراق، امارات و ترکیه، روی‌هم بیش از دوسوم سبد صادراتی کشور را جذب کرده‌اند.

این یعنی اگر در یکی از این بازارها اختلالی جدی رخ دهد، ضربه آن مستقیم به صادرات ایران منتقل می‌شود.

در ظاهر، این تمرکز می‌تواند نشانه قدرت در چند بازار مهم باشد، اما در عمل به این معناست که تجارت خارجی ایران هنوز تنوع کافی ندارد و بیش از حد به چند مسیر محدود تکیه کرده است.

مقاصد اصلی صادرات ایران کدام‌اند؟

چین با سهم ۲۴.۲۵ درصدی، بزرگ‌ترین مقصد صادراتی ایران است. بعد از آن عراق با ۱۷.۵۸ درصد، امارات با ۱۴.۳۲ درصد و ترکیه با ۱۲.۵۷ درصد قرار دارند.

این ترکیب یک نکته مهم را نشان می‌دهد که صادرات ایران بیش از آنکه جهانی و پراکنده باشد، منطقه‌ای و متمرکز است. یعنی ایران بیشتر در جغرافیای نزدیک خود می‌فروشد؛ در شرق، غرب و جنوب پیرامونی خود.

این ویژگی هم فرصت است، هم محدودیت.

فرصت از این جهت که بازارهای نزدیک معمولاً هزینه حمل‌ونقل کمتری دارند، شناخت متقابل در آن‌ها بیشتر است و تجارت با آن‌ها در شرایط سخت هم راحت‌تر ادامه پیدا می‌کند.

محدودیت از این جهت که هر بحران سیاسی، ارزی، گمرکی یا امنیتی در این حلقه نزدیک، خیلی زود خودش را در آمار صادرات ایران نشان می‌دهد.

همین که افغانستان، پاکستان و عمان هم در میان مقاصد مهم هستند، این الگو را تقویت می‌کند.

ایران هنوز از مزیت همسایگی استفاده می‌کند، اما هنوز نتوانسته این مزیت را به یک شبکه صادراتی گسترده‌تر و متنوع‌تر تبدیل کند.

حضور هند، روسیه، ازبکستان، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، اندونزی و کنیا مهم است، اما وزن این بازارها هنوز با چهار مقصد اول قابل مقایسه نیست.

جنگ و از دست دادن سهم امارات

در این میان، امارات یک گره تجاری مهم برای ایران بوده است.

بخش مهمی از تجارت ایران در سال‌های گذشته، مستقیم یا غیرمستقیم از مسیر امارات عبور کرده؛ چه به‌عنوان بازار مصرف، چه به‌عنوان هاب واسطه‌ای، چه به‌عنوان نقطه اتصال به شبکه تجارت جهانی.

حالا اگر با شروع جنگ، این مسیر پرریسک‌تر، پرهزینه‌تر یا محدودتر شده باشد، مسئله فقط از دست دادن یک مقصد ۶.۴۴ میلیارد دلاری نیست. موضوع این است که یکی از مهم‌ترین مفصل‌های تجارت خارجی ایران سست شده است.

این اتفاق بدین معناست که بایستی نقشه تجارت ایران بازطراحی شود.

دیگر نمی‌شود با همان الگوی قبلی، با همان مسیرهای قبلی و با همان اتکای قدیمی به امارات جلو رفت و انتظار ثبات داشت.

اگر امارات از نقش سنتی خود فاصله بگیرد یا هزینه استفاده از این مسیر بالا برود، ایران ناچار است سهم بازارهای جایگزین را بالا ببرد.

عمان، پاکستان، هند، روسیه، آسیای میانه و حتی شرق آفریقا در اینجا بخشی از مسیر تنفس تجارت ایران در شرایط جدیدند.

اقتصاد جنگ و پساجنگ، تجارت را هم مجبور به جابه‌جایی می‌کند. کشوری که این جابه‌جایی را زودتر بفهمد، آسیب کمتری می‌بیند.

تحلیل ترکیب کالاهای صادراتی ایران

داستان مهم‌تر از فهرست کشورها، در فهرست کالاها دیده می‌شود.

۱۰ گروه کالایی اول صادراتی ایران به‌وضوح نشان می‌دهد درآمد صادراتی کشور هنوز از کجا می‌آید.

در رتبه اول، گاز طبیعی با ۹.۷ میلیارد دلار قرار دارد که به‌تنهایی ۲۱.۵۵ درصد کل صادرات را پوشش می‌دهد.

بعد از آن پلی‌اتیلن، متانول، قیر نفت، سنگ‌آهن، شمش آهن و فولاد، اوره، روغن‌های سبک، محصولات نیمه‌تمام فولادی و کاتد مس قرار گرفته‌اند.

این ترکیب خیلی ساده می‌گوید که صادرات ایران هنوز روی دوش انرژی، پتروشیمی، مواد معدنی و فلزات پایه حرکت می‌کند.

یعنی کالاهایی که یا خام‌اند، یا نیمه‌خام، یا در مرحله‌های ابتدایی زنجیره ارزش قرار دارند. این مدل صادراتی، فروش ایجاد می‌کند، ارز می‌آورد و در کوتاه‌مدت می‌تواند تراز تجارت را سرپا نگه دارد.

اما یک مشکل جدی هم دارد. هر نوسان در قیمت جهانی انرژی، فلزات و مواد خام، مستقیم روی درآمد صادراتی ایران اثر می‌گذارد.

از طرف دیگر، این مدل باعث می‌شود کشور از نظر صادراتی بزرگ به نظر برسد، اما از نظر کیفیت صادرات، عمق زیادی نداشته باشد.

وقتی بخش بزرگی از سبد صادرات روی گاز، متانول، قیر، سنگ‌آهن و فولاد باشد، یعنی هنوز سهم کالاهای صنعتی پیچیده‌تر، محصولات دانش‌بنیان‌تر و صادرات با ارزش افزوده بالاتر پایین است.

اگرچه تجارت خارجی کشور هنوز نفس می‌کشد، هنوز مشتری دارد و هنوز در بازار منطقه وزن دارد، اما این صادرات روی زمین باریکی راه می‌رود.

بازارهای محدود، کالاهای پایه و مسیرهایی که با هر تکانه سیاسی و منطقه‌ای دچار اخلال می‌شوند.

حالا که یکی از مهم‌ترین گره‌های این نقشه یعنی امارات در معرض فرسایش قرار گرفته، دیگر ادامه دادن با نقشه قدیمی کافی نیست.

صادرات ایران برای ماندن، باید هم مقصدهایش را متنوع‌تر کند و هم مسیرهایش را از نو بچیند.

درباره نویسنده

محمود زارعی

محمود زارعی مدیر مسئول چارسو اقتصاد، دانش‌آموخته مدیریت رسانه است. از جمله علاقه‌مندی‌های پژوهشی ایشان، مطالعات تولید و مردمی‌سازی اقتصاد است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما