چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

پیش‌بینی قیمت نفت در جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل

پیش‌بینی قیمت نفت در جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل

پس از تجاوز اسرائیل و آمریکا به خاک ایران، نگاه‌ همگان به قیمت نفت خیره شده است. آیا قیمت نفت در محدود 70 دلار باقی می‌ماند یا خیر، مسیر دیگری دنبال می‌کند.

- اندازه متن +

در غرب آسیا معمولاً دو بازار هم‌زمان قیمت می‌خورند. یکی بازار واقعی نفت و فرآورده، یکی بازار ریسک عبور. آنچه این روزها دیده می‌شود این است که ریسک عبور، از یک متغیر حاشیه‌ای به متغیر اصلی تبدیل شده؛ یعنی حتی اگر در سمت عرضه جهانی، تصویر کلی ۲۰۲۶ انباشت موجودی و کندی رشد تقاضا باشد، شوک ژئوپلتیکی می‌تواند قیمت را نه از مسیر کمبود فیزیکی پایدار، بلکه از مسیر اختلال در تدارکات، بیمه، زمان حمل، و نااطمینانیِ تحویل بالا ببرد. گزارش فوری رویترز درباره جهش نفت پس از تشدید درگیری ایران، دقیقاً همین را می‌گوید. قیمت‌ها با جهش بزرگ واکنش نشان داده‌اند و تحلیل‌گران سناریوهای عبور قیمت از ۱۰۰ دلار را روی میز گذاشته‌اند؛ چون بازار می‌فهمد که مسئله فقط چند بشکه تولید نیست، مسئله قابلیت رساندن است.

در همین چارچوب، تنگه هرمز تبدیل به نقطه کانونی قیمت‌گذاری شده است؛ نه چون اولین بار است که درباره هرمز حرف می‌زنند، بلکه چون نشانه‌های رفتاری بازار حمل‌ونقل—لنگر انداختن شناورها، تعلیق تردد، یا کند شدن عبور—به صورت عینی دیده می‌شود. گزارش‌های امروز درباره هرمز یادآوری می‌کنند که حدود یک‌پنجم نفت جهان و بخشی از تجارت LNG دریابرد از این گلوگاه می‌گذرد و همین نسبت بالا، آن را به اهرم قیمت تبدیل می‌کند.

از آن طرف، بازار جهانی در ابتدای ۲۰۲۶ به لحاظ تراز عرضه–تقاضا تصویر دوگانه دارد. IEA در گزارش ماهانه فوریه ۲۰۲۶ می‌گوید موجودی‌های مشاهده‌شده جهانی در ۲۰۲۵ به‌طور قابل توجه افزایش یافته و حتی نفت روی آب هم بالا رفته است؛ یعنی از نگاه ترازنامه‌ای، بازار باید ظرفیت جذب شوک‌های کوتاه‌مدت را داشته باشد، اما همان گزارش تصریح می‌کند که بازار روی تحولات نامطمئن در خلیج فارس میخکوب است و قیمت‌ها در ژانویه با محرک‌های ژئوپلتیکی و اختلال عرضه بالا رفته‌اند.

این‌جا یک نکته کلیدی برای فهم رفتار نفت در ژئوپلتیک غرب آسیاست: وقتی اختلال به مسیر بخورد، موجودی‌ها هم همیشه داروی فوری نیستند. موجودی در ژاپن یا اروپا، مشکل بیمه جنگی در خلیج فارس را حل نمی‌کند. موجودی شناور هم اگر در آب‌های پرریسک باشد، خودش بخشی از مسئله می‌شود. نتیجه؟ بازار به جای اینکه فقط به تعادل فیزیکی نگاه کند، به حق بیمه ژئوپلتیکی نگاه می‌کند؛ همان چیزی که در قیمت‌های این روزها برجسته شده است.

و همین‌جا پای اقتصاد حمل‌ونقل وسط می‌آید. رویترز امروز گزارش داد که شرکت‌های بزرگ کشتیرانی و کانتینری با بالا رفتن ریسک منطقه، مسیرها را تغییر داده‌اند، عبور از سوئز/باب‌المندب را متوقف یا محدود کرده‌اند، و روی بار منطقه، «سورشارژ جنگ» گذاشته‌اند. این تصمیم‌ها فقط خبر لجستیک نیست؛ پیام قیمتی است: هزینه رساندن کالا (و از جمله انرژی) بالا می‌رود، زمان تحویل طولانی می‌شود، و بازار آتی نفت و فرآورده، ریسک را به قیمت تبدیل می‌کند.

چرا بازار احتمال نفت گران‌تر را جدی می‌گیرد

عامل اول، قفل شدن چند گلوگاه به شکل هم‌زمان است. اگر صرفاً هرمز ناآرام باشد، بخشی از جریان ممکن است با تغییر رفتار ناوگان یا استفاده از ظرفیت‌های محدود خط لوله دور زده شود؛ اما وقتی هم‌زمان در مسیر دریای سرخ/باب‌المندب نیز ریسک بالا برود و شرکت‌های بزرگ مسیر دماغه امیدنیک را جایگزین کنند، حق بیمه مسیر به یک پدیده پایدارتر تبدیل می‌شود. گزارش رویترز از تغییر مسیر شرکت‌های بزرگ دقیقاً همین تصویر چندگلوگاهی را نشان می‌دهد.

عامل دوم، فاصله بین توان تولید و توان عرضه‌رسانی است. در ادبیات بازار، همه از اسپیر کپَسیتی حرف می‌زنند؛ اما در شوک‌های خلیج فارس، مسئله این است که حتی اگر برخی تولیدکنندگان بتوانند بیشتر تولید کنند، آیا می‌توانند آن را به همان سرعت و همان امنیت به بازار برسانند؟ در گزارش رویترز درباره جهش نفت، اشاره شده که حتی با وجود تصمیم اوپک‌پلاس برای افزایش بسیار محدود (در حد چند صد هزار بشکه در روز)، این مقدار در سناریوی اختلال بزرگ در هرمز، به‌سادگی کافی نیست—چون اختلال می‌تواند چند میلیون بشکه در روز را تحت تأثیر قرار دهد.
به‌علاوه، خود اوپک‌پلاس در سطح رسمی تأکید کرده که در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ افزایش برنامه‌ریزی‌شده را متوقف/تعلیق کرده و «انعطاف» را حفظ می‌کند؛ یعنی سیاست عرضه هم در حالت احتیاطی است و بازار نمی‌تواند روی موج سریع عرضه حساب باز کند.

عامل سوم، ساختار بازار مالی نفت و واکنش سرمایه است. وقتی شوک ژئوپلتیک می‌آید، پرمیوم ریسک فقط در قیمت نقدی نمی‌نشیند؛ در اسپردها، در نوسان ضمنی، و در رفتار هجینگ پالایشگاه‌ها و خطوط کشتیرانی هم ظاهر می‌شود. در چنین وضعی، حتی اگر داده‌های بنیادین (مثل رشد ملایم تقاضا در ۲۰۲۶) چندان انفجاری نباشد، پولِ «ترس» می‌تواند قیمت را تا وقتی که وضوح سیاسی برگردد بالا نگه دارد. IEA از طرف بنیادین می‌گوید در ۲۰۲۶ عرضه رشد می‌کند و موجودی‌ها هم بالا رفته‌اند، اما هم‌زمان تصریح می‌کند بازار روی تحولات خلیج فارس «روی پنجه» ایستاده است.

عامل چهارم، اثر بازخوردی انرژی بر تورم و سیاست پولی است. وقتی نفت بالا می‌رود، فقط قبض بنزین گران نمی‌شود؛ نرخ تنزیل اقتصاد جهانی بالا می‌رود. تورم وارداتی بالا می‌آید، بانک‌های مرکزی دیرتر نرم می‌شوند، و ریسک رکودی تقاضا را تهدید می‌کند. این تهدید در حالت عادی باید نفت را پایین بیاورد، اما در شوک‌های مسیر، معمولاً ابتدا قیمت به سمت بالا شلیک می‌کند و بعد از چند ماه اگر رکود جهانی رخ داد، تقاضا واکنش می‌دهد. پس در افق کوتاه‌مدت، دست بالاتر با ریسک امنیتی است؛ در افق میان‌مدت، جنگ نفت با اقتصاد کلان شروع می‌شود. داده‌های EIA در STEO هم از سمت بنیادین می‌گوید در ۲۰۲۶ روند انباشت موجودی و رشد عرضه قابل توجه است—که به‌طور طبیعی «وزن کاهنده» روی قیمت دارد—اما این وزن، وقتی مسیر حمل‌ونقل پرریسک شود، با وزن افزاینده ریسک ژئوپلتیک خنثی یا حتی مغلوب می‌شود.

عامل پنجم، پراکندگی ریسک روی زیرساخت‌هایی چون بندرها، پایانه‌ها، خطوط لوله و میادین ساحلی است. درگیری در منطقه لزوماً به معنی از دست رفتن دائمی تولید نیست؛ اما همین که احتمال آسیب به پایانه‌های کلیدی یا وقفه‌های چندروزه/چندهفته‌ای جدی شود، قیمت با منطق بیمه‌ای بالا می‌رود. روایت امروز بازار هم نشان می‌دهد حتی «تهدیدِ اختلال»، بدون وقوع اختلال بزرگ، می‌تواند نفت را به مرزهای بالاتر هل بدهد.

پیش‌بینی مسیر محتمل قیمت نفت و سناریوی افزایش

پیش‌بینی در نفتِ غرب آسیا، پیش‌بینی قیمت تعادلی نیست؛ پیش‌بینی دامنه حرکتی قیمتی نفت است، چون متغیر اصلی، زمان و شدت تنش است.

پس سه سناریوی عملیاتی می‌شود ساخت:

سناریوی اول: ریسک کنترل‌شده، بدون انسداد پایدار مسیر

در این سناریو، تنش‌ها بالا می‌ماند اما عبور از هرمز به شکل کامل متوقف نمی‌شود؛ بازار حمل‌ونقل با کندی، اسکورت، و هزینه بیمه بالاتر کار می‌کند؛ بخشی از ناوگان منتظر می‌ماند و بخشی عبور می‌کند. در این حالت، پرمیوم ریسک در قیمت می‌نشیند اما با این قید که داده‌های بنیادین ۲۰۲۶—رشد عرضه و موجودی‌های بالا—اجازه جهش نامحدود نمی‌دهد. اینجا دامنه‌ای مثل ۸۵ تا ۹۵ دلار برای برنت در مقاطع اوج تنش معقول‌تر است، با نوسان‌های تیز روزانه. استدلالش این است که از یک طرف IEA و EIA از تصویر عرضه نسبتاً راحت‌تر در ۲۰۲۶ حرف می‌زنند، از طرف دیگر، بازار روی ریسک خلیج فارس قیمت می‌گذارد.

سناریوی دوم: اختلال جدی اما کوتاه‌مدت در هرمز/خلیج فارس

در این سناریو، برای چند روز تا چند هفته، عبور به شدت محدود می‌شود یا جریان چند میلیون بشکه‌ای مختل می‌گردد و سپس با میانجی‌گری/تغییر آرایش امنیتی، مسیر دوباره باز می‌شود. این سناریو همان چیزی است که تحلیل‌گران بازار امروز آن را محرک جهش به سمت ۱۰۰ دلار می‌دانند: شوک کوتاه اما بزرگ، به‌خصوص وقتی هم‌زمان شرکت‌های کشتیرانی سورشارژ جنگ بگذارند و مسیرهای جایگزین زمان‌بر شود. در این حالت، لمس ۱۰۰ دلار (یا حتی عبور کوتاه از آن) محتمل است، اما پایداری‌اش به طول اختلال وابسته است. همین خط را در گزارش رویترز امروز می‌بینیم که از جهش بزرگ و احتمال ۱۰۰ دلار در صورت تداوم اختلال صحبت می‌کند.

سناریوی سوم: اختلال پایدار و چندگلوگاهی در هرمز، دریای سرخ/باب‌المندب و ریسک زیرساخت

این سناریو، نفت گران را از یک جهش خبری به یک رژیم قیمتی تبدیل می‌کند. اگر ریسک به جایی برسد که ناوگان بزرگ مدت طولانی از منطقه دوری کند، بیمه‌های جنگی جهش کند، و پالایشگاه‌های آسیایی برای تامین خوراک به رقابت شدید بیفتند، آنگاه حتی موجودی‌های بالا هم فقط زمان می‌خرند، نه اینکه قیمت را پایین بیاورند. در این حالت، قیمت می‌تواند برای مدتی در بالای ۹۰ تثبیت شود و اوج‌های فراتر از ۱۰۰ هم تکرار شود. نکته مهم این است که اوپک‌پلاس اگرچه انعطاف دارد، اما افزایش تولید هم زمان می‌خواهد و هم لزوماً مشکل ارسال را حل نمی‌کند.

با توجه به نشانه‌های رفتاری بازار حمل‌ونقل (تغییر مسیر و اعمال سورشارژ جنگی) و شوک خبریِ تنش در خلیج فارس، سوگیری کوتاه‌مدت قیمت نفت در غرب آسیا به سمت افزایش است؛ نه به این دلیل که جهان ناگهان نفت کم آورده، بلکه چون بازار فهمیده ریسک تحویل از ریسک تولید جلو زده است. در چنین وضعی، حتی اگر در افق ۲۰۲۶ مازاد عرضه و انباشت موجودی وجود داشته باشد، پرمیوم ژئوپلتیکی می‌تواند چند ماه قیمت را بالاتر از سطحی نگه دارد که صرفاً با تراز عرضه–تقاضا توجیه می‌شد.

درباره نویسنده

محمود زارعی

محمود زارعی مدیر مسئول چارسو اقتصاد، دانش‌آموخته مدیریت رسانه است. از جمله علاقه‌مندی‌های پژوهشی ایشان، مطالعات تولید و مردمی‌سازی اقتصاد است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما