ایران با وجود تنها یک درصد از جمعیت جهان، ۷ درصد از ذخایر معدنی شناخته شده کره زمین را در اختیار دارد. رقمی که به تازگی از سوی معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت، ۸۰۰ میلیارد دلار ارزشگذاری شده است. این عدد زمانی اهمیت مضاعف مییابد که بدانیم بر اساس برخی برآوردها، تنها ۲ درصد از ظرفیتهای معدنی کشور تاکنون اکتشاف و شناسایی شده است و ارزش واقعی این ذخایر میتواند تا مرز هزار و ۴۰۰ میلیارد دلار نیز افزایش یابد .
با این حال، سهم بخش معدن در تولید ناخالص داخلی کشور به طرز ناامیدکنندهای کمتر از یک درصد است . این شکاف معنادار میان ظرفیتهای عظیم زیرزمینی و سهم ناچیز اقتصادی، سوالی اساسی را پیش روی کارشناسان قرار میدهد: چرا ایران با وجود رتبه پنجم جهانی در ذخایر معدنی، نتوانسته است از این موهبت خدادادی برای جهش اقتصادی و عبور از اقتصاد تکمحصولی نفتی بهره ببرد؟
چند مورد در رابطه با ظرفیتهای مغفول مانده معدنی ایران
پیش از واکاوی جزئیات، باید به این نکته کلیدی اشاره کرد که ذخیرهسازی ۸۱ نوع ماده معدنی و تولید سالانه ۷۰۰ تا ۷۵۰ میلیون تن ماده خام، ایران را به یکی از متنوعترین کشورهای معدنی جهان تبدیل کرده است. با این حال، خامفروشی و عدم فرآوری عمیق، مانع اصلی تحقق ارزش افزوده واقعی در این بخش به شمار میرود. در ادامه به پنج نکته کلیدی در این حوزه اشاره میشود:
۱. تنوع کمنظیر مواد معدنی؛ از گچ تا طلا
وجود ۸۱ نوع ماده معدنی اثباتشده در کشور، از سنگآهن و مس گرفته تا سرب و روی، پتانسیلی بینظیر برای ایجاد یک زنجیره ارزش چندلایه فراهم آورده است. ایران در برخی مواد مانند گچ و نمک در رتبههای اول تا دوم جهان قرار دارد و این تنوع، امنیت خاماولیه برای صنایع پاییندستی را تضمین میکند.
۲. رتبه پنجم جهانی؛ جایگاهی که نیازمند سرمایهگذاری است
با اینکه ایران از نظر حجم ذخایر در جایگاه پنجم جهان ایستاده، اما برای حفظ و ارتقای این جایگاه، به اکتشافات جدید و بهکارگیری فناوریهای نوین نیاز مبرم دارد. متاسفانه تاکنون تنها بخش کوچکی از مناطق امیدبخش کشور مورد بررسی دقیق زمینشناسی قرار گرفتهاند.
۳. طلا؛ گنجینهای که در اعماق خاک مانده است
ذخایر اثباتشده طلای ایران حدود ۳۰۰ تن برآورد میشود که در مناطقی مانند آذربایجانهای شرقی و غربی، خراسان و کردستان متمرکز است. با وجود این ظرفیت، استخراج سالانه تنها حدود ۱۰ تن است که در مقایسه با ذخایر موجود و پتانسیل بالای کشور، رقم بسیار ناچیزی به حساب میآید .
۴. خامفروشی، مانعی بر سر راه توسعه
با تولید سالانه نزدیک به ۷۵۰ میلیون تن ماده خام کانسنگ، متاسفانه عمده این محصولات بدون فرآوری کافی صادر یا مصرف میشوند. کارشناسان معتقدند در صورت تکمیل زنجیره فرآوری، ارزش افزوده حاصل از این بخش میتواند چندین برابر افزایش یابد و اشتغالزایی گستردهای ایجاد کند.
۵. چالش اکتشاف؛ تنها ۲ درصد از ظرفیتها شناسایی شده است
بر اساس اعلام رئیس سازمان زمینشناسی، تنها حدود ۲ درصد از ظرفیتهای معدنی کشور تاکنون اکتشاف و شناسایی شدهاند. این یعنی هزاران میلیارد دلار ثروت بالقوه همچنان در دل زمین پنهان مانده و نیازمند سرمایهگذاری و همکاری با بخش خصوصی داخلی و خارجی است.
آیا بخش معدن میتواند جایگزین نفت شود؟
پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه به حجم ذخایر بستگی داشته باشد، به عزم ملی و نگاه راهبردی به این بخش بازمیگردد. تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که رشد و توسعه پایدار در گرو عبور از خامفروشی و حرکت به سمت صنایع تبدیلی و تکمیل زنجیره ارزش است. با توجه به پتانسیل شناساییشده ۸۰۰ میلیارد دلاری و احتمال افزایش آن تا مرز ۱۴۰۰ میلیارد دلار، بخش معدن میتواند به عنوان موتور محرک اقتصاد غیرنفتی نقشآفرینی کند .
با این حال، تحقق این چشمانداز نیازمند سه اقدام اساسی است: نخست، سرمایهگذاری جدی در اکتشافات جدید با بهرهگیری از فناوریهای روز دنیا؛ دوم، حمایت از بخش خصوصی برای ورود به حوزه فرآوری و تکمیل زنجیره تولید؛ و سوم، تغییر نگرش از فروش ماده خام به تولید محصولات با ارزش افزوده بالا. در غیر این صورت، ایران همچنان با وجود این ثروت عظیم زیرزمینی، در جایگاه یک کشور خامفروش باقی خواهد ماند و سهم ناچیز یک درصدی از تولید ناخالص داخلی، بزرگترین نقصان اقتصادی این بخش خواهد بود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟