دونالد ترامپ توافق همکاری هستهای غیرنظامی آمریکا و عربستان را به پیوستن ریاض به پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل مشروط کرده است؛ شرطی که نشان میدهد پرونده هستهای عربستان، فقط یک موضوع انرژی نیست، بلکه بخشی از بسته بزرگتر واشنگتن برای بازآرایی نظم سیاسی و اقتصادی خاورمیانه است.
در این بسته، همکاری هستهای، دسترسی به فناوری و سرمایه آمریکایی، اتصال به کریدورهای تجاری و به رسمیت شناختن اسرائیل کنار هم قرار گرفتهاند. اما عربستان همچنان میگوید بدون مسیر معتبر برای تشکیل کشور فلسطین، به پیمان ابراهیم نخواهد پیوست؛ موضعی که هزینه سیاسی و اقتصادی عادیسازی را برای ریاض بالا نگه داشته است.
شرط ترامپ برای عربستان در یک نگاه
| پرونده | خواسته آمریکا | محاسبه عربستان |
|---|---|---|
| همکاری هستهای غیرنظامی | ارائه فناوری و چارچوب همکاری با شرط عادیسازی | دریافت فناوری بدون پرداخت هزینه سیاسی سنگین در جهان عرب |
| پیمان ابراهیم | پیوستن ریاض و به رسمیت شناختن اسرائیل | مشروط کردن عادیسازی به مسیر تشکیل کشور فلسطین |
| کریدور آیمک | اتصال هند، خلیج فارس، عربستان و اروپا | استفاده از موقعیت جغرافیایی بدون گرفتار شدن در ریسک اسرائیل |
| سرمایه و فناوری | پیوند سرمایه خلیج فارس با فناوری اسرائیل و آمریکا | حفظ دسترسی به فناوری، اما با کنترل هزینه داخلی و منطقهای |
| مسئله فلسطین | عبور از مانع سیاسی عادیسازی | جلوگیری از پرداخت هزینه مشروعیتزدایی در افکار عمومی عربی و اسلامی |
پیمان ابراهیم؛ توافقی که بدون عربستان کامل نشد
پیمان ابراهیم در سپتامبر ۲۰۲۰ با عادیسازی روابط امارات و بحرین با اسرائیل آغاز شد. در همان سال، مراکش و سودان نیز به مسیر عادیسازی پیوستند؛ اما از آن زمان تاکنون، کشور عربی تعیینکنندهتری وارد این چارچوب نشده است.
اهمیت این توقف در آن است که پیمان ابراهیم قرار بود از چند توافق دوجانبه فراتر برود و به چارچوبی برای ادغام اقتصادی و امنیتی بخشی از جهان عرب با اسرائیل تبدیل شود. اما بدون عربستان، این پروژه از نظر جغرافیایی، مالی، انرژی و نمادین ناقص باقی مانده است.
مسیر گسترش پیمان ابراهیم از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶
جدول زیر نشان میدهد پیمان ابراهیم چگونه از توافقهای اولیه عادیسازی روابط به پروژههای اقتصادی، کریدوری و فناورانه گره خورد، اما پس از جنگ غزه و افزایش تنشهای منطقهای، در مرحله گسترش متوقف شد.
| سال | رویداد | کارکرد اقتصادی |
|---|---|---|
| اوت تا سپتامبر ۲۰۲۰ | عادیسازی روابط امارات و بحرین با اسرائیل | آغاز ادغام مالی، تجاری و سرمایهگذاری مشترک |
| اکتبر تا دسامبر ۲۰۲۰ | پیوستن سودان و مراکش به مسیر عادیسازی | مبادله عادیسازی با امتیازهای سیاسی و اقتصادی |
| ۲۰۲۱ | پروازهای مستقیم و گردشگری | کاهش هزینه مبادله و افزایش تردد تجاری و انسانی |
| ۲۰۲۲ | توافق مشارکت جامع اقتصادی امارات و اسرائیل | هدفگذاری برای گسترش تجارت دوجانبه |
| سپتامبر ۲۰۲۳ | رونمایی از کریدور هند، خاورمیانه و اروپا | تلاش برای بازآرایی مسیرهای تجاری جهان |
| اکتبر ۲۰۲۳ | جنگ غزه | توقف گسترش پیمان و جهش ریسک سیاسی |
| ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ | ادامه احتیاطآمیز همکاریها | کاهش سرعت بدون توقف کامل روابط اقتصادی |
| ۲۰۲۶ | شرطگذاری ترامپ بر عربستان | تبدیل همکاری هستهای به ابزار چانهزنی برای عادیسازی |
اقتصاد وعدهدادهشده؛ فناوری، سرمایه و کریدور آیمک
طراحان پیمان ابراهیم، این توافق را فقط بهعنوان یک سازوکار دیپلماتیک معرفی نکردند؛ بلکه آن را مقدمه ساخت یک نظم اقتصادی جدید در خاورمیانه دانستند. در این طراحی، سرمایه خلیج فارس، فناوری اسرائیل و حمایت سیاسی و امنیتی آمریکا قرار بود به هم متصل شوند.
پنج محور اصلی این طراحی شامل بازار فناوری، سرمایهگذاری صندوقهای ثروت خلیج فارس، همکاری انرژی، اتصال ریلی و بندری و کریدور هند، خاورمیانه و اروپا بود. در این میان، آیمک مهمترین ستون ژئواکونومیک پروژه محسوب میشد.
یادداشت تفاهم آیمک در سپتامبر ۲۰۲۳ در حاشیه نشست گروه بیست در دهلی نو میان هند، آمریکا، عربستان، امارات، اتحادیه اروپا، فرانسه، آلمان و ایتالیا امضا شد. هدف این کریدور، اتصال هند به خلیج فارس، عربستان، اردن، اسرائیل و سپس اروپا بود.

دریای سرخ چگونه وعده کریدورها را زیر سؤال برد؟
از اواخر ۲۰۲۳ و پس از جنگ غزه، حملات حوثیهای یمن به کشتیهای مرتبط با اسرائیل و حامیان آن در دریای سرخ و بابالمندب، هزینه تجارت جهانی را بالا برد. همین تحول نشان داد که مسیرهای تجاری در خاورمیانه فقط با نقشه کریدورها تعیین نمیشوند، بلکه به سطح تنشهای حلنشده سیاسی و نظامی وابستهاند.
پیامد مستقیم این وضعیت، سقوط شدید درآمد کانال سوئز بود. درآمد سالانه کانال سوئز از حدود ۱۰.۳ میلیارد دلار در ۲۰۲۳ به حدود ۴ میلیارد دلار در ۲۰۲۴ کاهش یافت؛ افتی که ناشی از تغییر مسیر کشتیها به جنوب آفریقا و پرهیز از دریای سرخ بود.
نمایش دادههای نمودار
| بازه | درآمد کانال سوئز (میلیارد دلار) |
|---|---|
| ۲۰۲۱–۲۰۲۲ | 7 |
| ۲۰۲۲–۲۰۲۳ | 9.4 |
| ۲۰۲۳–۲۰۲۴ | 10.3 |
| ۲۰۲۴–۲۰۲۵ | 0 |
همزمان، هزینه بیمه ریسک جنگ برای عبور از مسیرهای پرخطر دریای سرخ در دورههای اوج تنش تا نزدیک یک درصد ارزش کشتی افزایش یافت. مسیر جایگزین دماغه امیدنیک نیز زمان سفر را حدود ۱۰ روز یا بیشتر افزایش میدهد و هزینه سوخت و اجاره کشتی را بالا میبرد.
این تجربه برای آیمک پیام روشنی داشت: هیچ کریدور اقتصادی در خاورمیانه نمیتواند بدون حل مسئله امنیت منطقهای، به مسیر پایدار تجارت تبدیل شود. اگر بحران سیاسی حل نشود، ریل و بندر هم در اولین بحران به دارایی پرریسک تبدیل میشوند.
تجارت امارات و اسرائیل؛ رشد اولیه، اما نه جهش بزرگ
تجارت غیرنفتی امارات و اسرائیل پس از امضای پیمان ابراهیم رشد کرد، اما این رشد به جهش اقتصادی بزرگی که وعده داده میشد تبدیل نشد. آمارهای منتشرشده نشان میدهد تجارت دو طرف از حدود ۱.۲ میلیارد دلار در ۲۰۲۱ به بیش از ۳.۲ میلیارد دلار در ۲۰۲۴ رسید، اما در ۲۰۲۵ اندکی کاهش یافت.
این ارقام نشان میدهد پیمان ابراهیم توانست تجارت جدید ایجاد کند، اما نتوانست نظم اقتصادی منطقه را به شکلی بنیادین دگرگون کند. حتی در موفقترین نمونه، یعنی امارات، حجم تجارت با اسرائیل همچنان در مقایسه با کل تجارت خارجی امارات و اسرائیل محدود باقی ماند.
نمایش دادههای نمودار
| بازه | تجارت غیرنفتی امارات و اسرائیل (میلیارد دلار) |
|---|---|
| 2021 | 1.3 |
| 2022 | 2.49 |
| 2023 | 2.9 |
| 2024 | 3.25 |
| 2025 | 3.21 |
در بحرین، مراکش و سودان نیز دستاوردهای اقتصادی محدودتر بود. بحرین و اسرائیل در سطح چند ده میلیون دلار تجارت باقی ماندند، مراکش بیشتر از مسیر گردشگری و همکاریهای محدود سود برد، و سودان با وجود دریافت برخی امتیازهای مالی و سیاسی، نتوانست از مسیر عادیسازی به ثبات اقتصادی برسد.
این توزیع نامتوازن منافع، یکی از ضعفهای ساختاری پیمان ابراهیم است. اسرائیل از کاهش انزوای اقتصادی، دسترسی به سرمایه و بازارهای خلیج فارس سود برد؛ امارات جایگاه واسطه سرمایه و تجارت را تقویت کرد؛ اما اعضای کوچکتر، منافع محدودتری دریافت کردند و فلسطینیها اساساً در طراحی اقتصادی این نظم جدید جایی نداشتند.
چرا کلید پیمان ابراهیم در ریاض است؟
دلیل اصرار واشنگتن بر پیوستن عربستان، فقط نمادین نیست؛ اقتصادی و ژئواکونومیک است. عربستان بزرگترین اقتصاد جهان عرب، بزرگترین صادرکننده نفت و مالک یکی از بزرگترین صندوقهای ثروت ملی جهان است. صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت دارد و همین موضوع، ریاض را به بازیگر تعیینکننده سرمایهگذاری در منطقه تبدیل میکند.
از نظر جغرافیایی نیز عربستان حلقه گمشده کریدور آیمک است. بدون عبور مسیر ریلی، لجستیکی و انرژی از خاک عربستان، اتصال امارات و خلیج فارس به مدیترانه ناقص میماند و بخش مهمی از مزیت زمانی و هزینهای این کریدور از بین میرود.
نمایش دادههای نمودار
| بازه | تولید ناخالص داخلی (میلیارد دلار) |
|---|---|
| عربستان سعودی | 1100 |
| امارات | 550 |
| مراکش | 160 |
| بحرین | 46 |
| سودان | 35 |
به همین دلیل است که پروندههای مختلف، از همکاری هستهای غیرنظامی تا فناوری، سرمایهگذاری، مراکز داده، انرژی پاک و خطوط حملونقل، به عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل گره زده شدهاند. بدون ریاض، پیمان ابراهیم از نظر اقتصادی سقف کوتاهی دارد؛ با ریاض، به پروژهای برای بازطراحی منطقه تبدیل میشود.
چرا هزینه پیوستن عربستان در ۲۰۲۶ بالاتر از ۲۰۲۰ است؟
محاسبات عربستان در ۲۰۲۶ با سال ۲۰۲۰ تفاوت جدی دارد. پس از جنگ غزه، حملات دریای سرخ، جنگ ایران و آمریکا و افزایش ریسک انرژی، پیوند خوردن به یک نظم امنیتی نزدیک به اسرائیل دیگر فقط تصمیم دیپلماتیک نیست؛ میتواند هزینه اقتصادی، امنیتی و اجتماعی داشته باشد.
برای ریاض، عادیسازی بدون حل مسئله فلسطین میتواند واکنش افکار عمومی عربی و اسلامی را تشدید کند، ریسک حمله به زیرساختهای انرژی را بالا ببرد و تصویر عربستان بهعنوان رهبر جهان اسلام را تحت فشار قرار دهد.
از سوی دیگر، آمریکا تلاش میکند مشوقهای بزرگتری روی میز بگذارد: همکاری هستهای غیرنظامی، فناوری، سرمایه، امنیت و اتصال کریدوری. اما مسئله این است که هرچه بحرانهای منطقهای عمیقتر شده، هزینه سیاسی دریافت این مشوقها هم بالاتر رفته است.
جمعبندی؛ پیمان ابراهیم بدون فلسطین به ثبات اقتصادی نمیرسد
شرط ترامپ برای پیوند زدن توافق هستهای غیرنظامی عربستان به پیمان ابراهیم نشان میدهد این پیمان بیش از آنکه فقط پروژهای دیپلماتیک باشد، بستهای از امتیازهای اقتصادی، انرژی، فناوری و ژئواکونومیک در برابر عادیسازی روابط با اسرائیل است.
تجربه شش سال گذشته نشان داد پیمان ابراهیم توانست روابط تجاری جدیدی ایجاد کند، اما بدون عربستان به پروژهای فراگیر تبدیل نشد. آیمک نیز بدون ریاض ناقص است و بدون ثبات سیاسی منطقه، حتی بهترین نقشههای کریدوری هم در برابر جنگ، بیمه، بابالمندب و مسئله فلسطین آسیبپذیر میمانند.
برای عربستان، مسئله فقط گرفتن فناوری هستهای یا سرمایه آمریکایی نیست؛ مسئله این است که آیا هزینه عادیسازی با اسرائیل، در شرایط جنگی و بدون مسیر روشن برای کشور فلسطین، از منافع اقتصادی آن بیشتر خواهد شد یا نه. پاسخ فعلی ریاض روشن است: بدون فلسطین، پیمان ابراهیم هنوز معاملهای پرهزینه است.
سوالات متداول درباره شرط ترامپ برای پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم
ترامپ چه شرطی برای توافق هستهای با عربستان گذاشته است؟
ترامپ اعلام کرده همکاری هستهای غیرنظامی آمریکا با عربستان به پیوستن ریاض به پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل مشروط است.
موضع عربستان درباره پیوستن به پیمان ابراهیم چیست؟
عربستان اعلام کرده بدون مسیر معتبر و بازگشتناپذیر برای تشکیل کشور فلسطین، روابط خود با اسرائیل را عادیسازی نخواهد کرد.
چرا عربستان برای پیمان ابراهیم مهم است؟
عربستان بزرگترین اقتصاد جهان عرب، مالک صندوق ثروت ملی بزرگ و حلقه جغرافیایی کلیدی کریدور هند، خاورمیانه و اروپا است. بدون عربستان، پیمان ابراهیم از نظر اقتصادی و کریدوری ناقص میماند.
کریدور آیمک چه ارتباطی با پیمان ابراهیم دارد؟
آیمک قرار است هند، خلیج فارس، عربستان و اروپا را به هم متصل کند. پیوستن عربستان به چارچوب عادیسازی میتواند مسیر سیاسی و لجستیکی این کریدور را هموارتر کند.
آیا پیمان ابراهیم دستاورد اقتصادی بزرگی داشته است؟
این پیمان باعث رشد تجارت امارات و اسرائیل شد، اما در بحرین، مراکش و سودان نتایج محدودتری داشت و بدون عربستان به چارچوب اقتصادی فراگیر منطقه تبدیل نشد.
چرا مسئله فلسطین همچنان مانع اصلی است؟
چون بدون حل مسئله فلسطین، عادیسازی روابط با اسرائیل برای عربستان هزینه سیاسی، اجتماعی و منطقهای بالایی دارد و میتواند جایگاه ریاض در جهان عرب و اسلام را تحت فشار قرار دهد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟