در تازهترین تحول دیپلماسی اقتصادی، غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی، با سفر به کابل و دیدار با نورالدین عزیزی، سرپرست وزارت صنعت و تجارت افغانستان، بر تسهیل صادرات متقابل و ترانزیت کالا تأکید کرد. این سفر که با هدف آمادهسازی مقدمات هفتمین کمیسیون مشترک همکاریهای اقتصادی انجام شده، نشاندهندهی عزم دو کشور برای ارتقای سطح روابط تجاری فراتر از مرزهای کنونی است. با توجه به اینکه افغانستان در حال حاضر به عنوان پنجمین شریک تجاری ایران شناخته میشود و حجم مبادلات سالانه به ۲.۷ میلیارد دلار رسیده است، چشمانداز افزایش این رقم به ۱۰ میلیارد دلار در سه سال آینده، موضوعی است که توجه فعالان اقتصادی منطقه را به خود جلب کرده است.
در سایهی تنشهای اخیر در روابط تجاری پاکستان و افغانستان که منجر به کاهش ۹۳ درصدی ترانزیت از مسیر شرقی شده، جایگاه ایران به عنوان دروازهی اصلی تجاری افغانستان تقویت شده است. این موقعیت استراتژیک، فرصتی بینظیر برای ایران فراهم آورده تا با بهرهگیری از ظرفیتهای ترانزیتی و زیرساختهای بندری خود نظیر چابهار و بندرعباس، نقش محوریتری در زنجیرهی تأمین کالاهای اساسی و صنعتی این کشور همسایه ایفا کند.
چند مورد در رابطه با افقهای همکاری اقتصادی ایران و افغانستان (با رویکرد تحلیلی-اقتصادی):
بررسی ابعاد این سفر و اهداف اعلامشده، نشان از تحولات عمیق در الگوی تجارت منطقهای دارد. در ادامه، ۵ نکتهی کلیدی در این خصوص ارائه میشود:
- ۱. جهش هدفگذاری تجاری با پشتوانهی آماری: هدفگذاری افزایش مبادلات از ۲.۷ به ۱۰ میلیارد دلار، جهشی ۲۷۰ درصدی را نشان میدهد که مستلزم رفع موانع ساختاری متعدد است. با وجود آنکه ایران سهم ۲۱ درصدی از کل واردات ۱۰.۶ میلیارد دلاری افغانستان را در اختیار دارد، دستیابی به این هدف نیازمند افزایش عمق همکاریهای صنعتی و معدنی است.
- ۲. تغییرات ژئوپلیتیکی به نفع کریدور ایران: افول سهم پاکستان از ترانزیت افغانستان (کاهش ۹۳ درصدی) و ثبت رکورد ۳.۶ میلیارد دلاری تجارت دوجانبه، نشان از تغییر معادلات منطقهای دارد. این فضا، فرصتی برای احیای کریدورهای شرق به غرب از مسیر ایران و استفاده از ظرفیت بنادر جنوبی کشور فراهم کرده است.
- ۳. بازتعریف نقش بخش خصوصی در مناسبات رسمی: تأکید وزیر جهاد کشاورزی بر ارتباط مستقیم تجار و فعالان اقتصادی، نشان از عبور از دیپلماسی صرفاً دولتی دارد. دعوت از فعالان اقتصادی افغانستان برای بازدید از ظرفیتهای کشاورزی و صنعتی ایران، میتواند به شکلگیری زنجیرههای ارزش مشترک منجر شود.
- ۴. تمرکز بر زیرساختهای حملونقل و انرژی: در نشستهای انجامشده، موضوعاتی نظیر سرمایهگذاری در خطآهن خواف-هرات، آغاز جادهی فراه-میل۷۸ و ایجاد مناطق آزاد صنعتی مشترک در نقاط مرزی مطرح شده است. این پروژهها میتوانند هزینههای لجستیکی را کاهش داده و سرعت ترانزیت را افزایش دهند.
- ۵. ضرورت حل چالشهای عملیاتی: با وجود وعدههای کلان، فعالان اقتصادی بر موانعی نظیر تسهیل روادید، شفافیت مالی و رفع مشکلات گمرکی تأکید دارند. موفقیت این کمیسیون، به توانایی دو طرف در تبدیل توافقات کلی به برنامههای اجرایی و عملیاتی وابسته است.
آیا طلای سفید به مقصد میرسد؟
سفر اخیر مقامات ارشد اقتصادی ایران به کابل، نقطهعطفی در مناسبات تجاری دو کشور محسوب میشود که با هدف تحقق تجارت ۱۰ میلیارد دلاری و تثبیت جایگاه ایران به عنوان شریک تجاری اول افغانستان طراحی شده است. با این حال، تحقق این چشمانداز، منوط به عبور از موانع اجرایی و عملیاتیسازی زیرساختهای توافقشده است. آیندهی این همکاری نه تنها به ارادهی سیاسی دو طرف، بلکه به توانایی بخش خصوصی در پر کردن شکاف بین وعدهها و واقعیتهای میدانی وابسته خواهد بود؛ چالشی که هفتمین کمیسیون مشترک، آزمون مهمی برای اثبات کارآمدی آن خواهد بود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟