ظرفیت اقتصادی بندر بوشهر چیست؟
بندر بوشهر از قدیمیترین و فعالترین بنادر تجاری جنوب ایران است؛ بندری که در ساحل خلیج فارس قرار دارد و از نظر جغرافیایی به بازارهای قطر، کویت، بحرین، امارات و جنوب عراق نزدیک است. اهمیت بوشهر را باید در نقش میانی آن دید. این بندر نه اندازه بندر شهید رجایی را دارد، نه بیرون از هرمز مثل چابهار است، نه نقش نفتی خارگ و عسلویه را بازی میکند. اما دقیقاً به همین دلیل، کارکرد آن در اقتصاد جنگی متفاوت است: بندری متوسط، منعطف، نزدیک به بازارهای خلیج فارس و مناسب برای کالاهای عمومی، کانتینری، ترانزیتی و پشتیبانی منطقهای.
عدد اصلی بندر بوشهر، ظرفیت اسمی حدود ۷ میلیون تن تخلیه و بارگیری در سال است. این بندر با ۱۵ پست اسکله، در مقیاس بنادر جنوبی ایران ظرفیت قابل توجهی دارد، اما نباید بیش از اندازه بزرگنمایی شود. بوشهر جایگزین بندرعباس نیست؛ اما میتواند بخشی از فشار بنادر بزرگ را کم کند، بهویژه زمانی که تمرکز بیش از حد بار روی چند بندر اصلی کشور، خود تبدیل به ریسک میشود.
عملکرد سال ۱۴۰۳ نشان داد که بوشهر از ظرفیت بالقوه خود فاصله زیادی ندارد. تخلیه و بارگیری در این بندر برای نخستین بار از مرز ۶ میلیون تن گذشت و به حدود ۶.۵ میلیون تن رسید. این عدد مهم است، چون نشان میدهد اگر مسیر بار، تجهیزات، ترخیص و ناوگان درست مدیریت شود، میتواند در سطح عملیاتی جدیتری وارد زنجیره تجارت کشور شود.
نکته دوم، رشد ترانزیت و کانتینر است. در سال ۱۴۰۳، در بندر بوشهر حدود یک میلیون و ۱۵۰ هزار تن ترانزیت خارجی ثبت شد؛ عددی که برای این بندر رکورد محسوب میشود. در سطح بنادر استان نیز گزارشها از رشد ۴۰۰ درصدی ترانزیت و رشد ۱۹.۳ درصدی عملیات کانتینری خبر دادهاند. این مسئله برای اقتصاد جنگی مهم است؛ چون بندری که فقط کالای داخلی تخلیه و بارگیری کند، یک نقش دارد؛ اما بندری که بتواند کانتینر، ترانزیت، واردات خودرو، مواد معدنی و کالاهای عمومی را مدیریت کند، به ابزار انعطاف تجاری تبدیل میشود.
مزیت دیگر بوشهر، اتصال آن به منطقه ویژه اقتصادی و پروژه مجتمع بندری نگین است. فعال شدن مجتمع بندری نگین، بهرهبرداری از پایانه صادرات مواد معدنی، افزایش نقش بخش خصوصی در تجهیزات لجستیکی و برنامه ارتقای کانال دسترسی برای تردد کشتیهای بزرگتر، نشان میدهد بوشهر در حال حرکت از بندر سنتی به سمت بندر پشتیبان توسعه دریامحور است. البته این مسیر کامل نشده و همچنان به سرمایهگذاری، تجهیزات، پسکرانه، حمل جادهای و اتصال بهتر به شبکه توزیع کشور نیاز دارد.
از نظر نوع کالا، بوشهر برای کالاهای عمومی، کانتینرهای سبک و متوسط، مواد اولیه، مصالح، صادرات معدنی، واردات خودرو، کالاهای مصرفی و بخشی از تجارت با کشورهای حاشیه خلیج فارس مناسب است. همین تنوع، مزیت بوشهر است. بندری که به یک نوع کالا وابسته باشد، در جنگ شکنندهتر است. بوشهر میتواند چند کار را با هم انجام دهد: بخشی از واردات جنوب کشور، بخشی از صادرات غیرنفتی، بخشی از ترانزیت و بخشی از پشتیبانی استانهای جنوبی و مرکزی.
بوشهر در جنگ چه کاری میتواند برای ایران بکند؟
در جنگ، باید درباره بوشهر واقعبین بود. بوشهر بیرون از هرمز نیست. اگر مسیر ورود به خلیج فارس از بیرون دچار اختلال کامل شود، بوشهر مثل چابهار نمیتواند مستقیم از اقیانوس نفس بکشد. بنابراین نباید آن را «راه فرار از هرمز» معرفی کرد. نقش بوشهر چیز دیگری است. نقشی که میتوان در کاهش تمرکز، توزیع ریسک، حفظ تجارت خلیج فارس، پشتیبانی از بنادر انرژی و کمک به جریان کالاهای عمومی در جنوب کشور متصور شد.
اولین کار بوشهر، کاهش تمرکز بار از بندر شهید رجایی و سایر بنادر اصلی است. در جنگ، تمرکز لجستیکی خطرناک است. اگر بخش زیادی از واردات و صادرات کشور روی چند بندر محدود متمرکز شود، اختلال در همان نقاط میتواند کل شبکه را تحت فشار قرار دهد. بوشهر با ظرفیت ۷ میلیون تنی و تجربه عملکرد ۶.۵ میلیون تنی، میتواند بخشی از بارهای عمومی، کانتینری و غیرنفتی را جذب کند و اجازه ندهد همه فشار روی یک یا دو بندر اصلی بماند.
دومین کار، پشتیبانی از اقتصاد استان بوشهر و زنجیره انرژی جنوب است. بندر بوشهر در کنار خارگ، عسلویه، پارس جنوبی، نیروگاه، صنایع انرژی و مسیرهای صادراتی قرار دارد. بندر مذکور میتواند در پشتیبانی لجستیکی، انتقال تجهیزات، کالاهای عمومی، قطعات، مواد مصرفی و نیازهای غیرنفتی این زنجیره نقش داشته باشد. در جنگ، حفظ تولید انرژی به قطعه، غذا، نیروی انسانی، حملونقل، تعمیرات و کالاهای پشتیبان نیز نیاز دارد.
سومین کار، مدیریت کالاهای زمانحساس و سبکتر است. بوشهر نباید محل رسوب کالا شود. اگر قرار است در جنگ به اقتصاد کمک کند، باید برای آن «خط عملیاتی» تعریف شود: چه کالاهایی از بوشهر بیاید، چه کالاهایی از بوشهر صادر شود، چه بخشی از ترانزیت از این بندر عبور کند، کدام مسیر جادهای مقصد را پوشش دهد و چه نوع کشتیهایی با چه زمانبندی وارد بندر شوند. بندر بدون برنامه، در جنگ تبدیل به انبار میشود؛ بندر با برنامه، تبدیل به ابزار تابآوری میشود.
نوآوری سیاستی برای بوشهر، ساختن «میز تجارت خلیج فارس» است. این میز باید تجارت کوتاهبرد با قطر، کویت، بحرین، امارات و جنوب عراق را روزانه رصد کند؛ ظرفیت اسکله، گمرک، کانتینر، شناورهای کوچک، مسیرهای جادهای، صاحبان بار، نیاز استانهای جنوبی و ظرفیت صادراتی تولیدکنندگان داخلی را کنار هم بگذارد. بوشهر اگر جدا از بازار منطقهای دیده شود، ظرفیتش محدود میماند. اگر به شبکه تجارت خلیج فارس وصل شود، میتواند در روز جنگ بخشی از فشار را از اقتصاد بردارد.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟