چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

بهای سنگین انسداد هرمز برای امنیت غذایی جهان

بهای سنگین انسداد هرمز برای امنیت غذایی جهان

بحران هرمز بار دیگر نشان داد که هزینه جنگ‌افروزی و سیاست‌های تنش‌زای آمریکا تنها بر دوش طرف‌های مستقیم درگیری نمی‌افتد؛ این بار، مردم جهان هستند که بهای آن را با گرانی سوخت، افزایش قیمت غذا، کمبود کود و تهدید امنیت غذایی می‌پردازند. از مزارع شرق آفریقا تا سفره فقیرترین خانواده‌ها،…

- اندازه متن +

در روزهایی که نگاه سرمایه‌گذاران وال‌استریت و مقام‌های سیاسی جهان به صفحه‌های سرخ بازارهای مالی و تحولات پرشتاب خاورمیانه دوخته شده، در پس این هیاهو بحرانی عمیق‌تر و ماندگارتر در حال گسترش است؛ بحرانی که نه در تالارهای بورس، بلکه در مزارع شرق آفریقا و دشت‌های خشک خاورمیانه خود را نشان می‌دهد.

در این مناطق، کشاورزان با کمبود سوخت برای به حرکت درآوردن ماشین‌آلات و نبود کودهای شیمیایی ضروری روبه‌رو شده‌اند و توان ادامه تولید را از دست می‌دهند. هم‌زمان، برنامه جهانی غذا (WFP) نیز زیر فشار شدید مالی ناچار شده است برای نجات گروهی که در آستانه مرگ هستند، سهم غذایی گروهی دیگر را کاهش دهد؛ تصمیمی تلخ که معنایی جز انتخاب میان گرسنگی و گرسنگی بیشتر ندارد. از همین‌جا روشن می‌شود که تبعات بحران هرمز تنها به آب‌های خلیج فارس محدود نمی‌ماند، بلکه مستقیماً به قلب زنجیره تأمین جهانی و سفره خالی فقیرترین جوامع جهان اصابت می‌کند.

گزارش نهادهای معتبر بین‌المللی و ارزیابی تحلیلگران بازارهای کالایی نشان می‌دهد که اقتصاد جهانی اکنون با واقعیتی تلخ روبه‌روست. حتی اگر مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز فوراً و به‌طور کامل بازگشایی شوند، آثار این اختلال بر زنجیره تأمین کشاورزی و امنیت غذایی جهان تا ماه‌ها و حتی سال‌ها باقی خواهد ماند. به بیان دیگر، پایان جنگ با ایران لزوماً به معنای پایان پیامدهای آن نیست.

اختلال در شریان‌های کشاورزی جهان

تحلیلگران هشدار می‌دهند که انسداد تنگه هرمز را نباید صرفاً یک بحران انرژی یا حمل‌ونقل دریایی دانست. این رویداد در عمل ضربه‌ای مستقیم به زیرساخت امنیت غذایی جهان وارد کرده است. پیش از آغاز بحران، کشورهای حاشیه خلیج فارس حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد صادرات جهانی اوره، یکی از حیاتی‌ترین کودهای نیتروژنی در کشاورزی تجاری، را تأمین می‌کردند. اختلال در این مسیر راهبردی، قیمت این نهاده کلیدی را در بازارهای آتی به‌سرعت بالا برده و حاشیه سود اندک کشاورزان را در نقاط مختلف جهان از میان برده است.

داده‌های تازه سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) نشان می‌دهد که قیمت اوره در برزیل تا ۶۰ درصد و در ایالات متحده تا ۵۲ درصد افزایش یافته است. این روند هنوز متوقف نشده و برآوردهای تازه نیز از تداوم فشار تورمی بر نهاده‌های کشاورزی حکایت دارد. در نتیجه کشاورزی جهانی با شوکی روبه‌رو شده که اثر آن تنها در ارقام بازارها دیده نمی‌شود، بلکه مستقیماً بر میزان کشت، بهره‌وری زمین و حجم غذای در دسترس جهان اثر می‌گذارد.

کارل اسکائو، مدیر اجرایی موقت برنامه جهانی غذا، تأکید کرده است که جهش هم‌زمان قیمت سوخت و اختلال در تأمین کود از مسیر خلیج فارس به کشورهایی مانند سودان، هزینه عملیات بشردوستانه را به‌شکلی بی‌سابقه افزایش داده است. این فشار، از یک‌سو کشاورزان محلی را از خرید نهاده‌های ضروری ناتوان کرده و از سوی دیگر، تولید محصولاتی راهبردی مانند گندم، برنج و ذرت را در ماه‌های آینده در معرض کاهش جدی قرار داده است؛ کاهشی که می‌تواند به افت عرضه جهانی و تشدید پایدار تورم غذایی بینجامد.

وقتی شوک ژئوپلیتیک به سفره مردم می‌رسد

با تثبیت قیمت نفت در محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه و افزایش محسوس هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی، هشدارهای پیشین برنامه جهانی غذا اکنون به واقعیت تبدیل شده‌اند. تنها تا پایان ژوئن، ۴۵ میلیون نفر دیگر به جمعیت گرسنگان جهان افزوده شده‌اند. از نگاه این نهاد، میان قیمت انرژی و تورم مواد غذایی در اقتصادهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه، رابطه‌ای مستقیم و شدید وجود دارد؛ رابطه‌ای که اکنون خود را به خشن‌ترین شکل ممکن نشان می‌دهد.

ارزیابی‌های میدانی برنامه جهانی غذا نشان می‌دهد که تنها در سه اقتصاد بسیار آسیب‌پذیر، این بحران پیامدهایی ویرانگر بر جای گذاشته است: ۲.۵ میلیون نفر در سومالی، ۲.۳ میلیون نفر در افغانستان و ۱.۳ میلیون نفر در سریلانکا در تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای غذایی خود با بن‌بست روبه‌رو شده‌اند. این ارقام صرفاً آمار نیستند؛ هر کدام بیانگر خانواده‌هایی هستند که هزینه تنش‌های ژئوپلیتیک را با گرسنگی و حذف از چرخه حداقلی معیشت می‌پردازند.

ژان مارتن باوئر، مدیر بخش تحلیل امنیت غذایی WFP، هشدار می‌دهد که فقیرترین خانواده‌ها، حتی اگر هزاران کیلومتر از مرکز جغرافیایی بحران فاصله داشته باشند، در عمل سنگین‌ترین ضربه را از این شوک تورمی متحمل می‌شوند. به گفته او، آثار کامل این بحران هنوز به‌طور کامل در شاخص قیمت مصرف‌کننده منعکس نشده و فشار آن بر درآمدها، قیمت‌ها و امنیت غذایی تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت. این یعنی جهان هنوز تنها در ابتدای موج اصلی تبعات اقتصادی قرار دارد.

فروریختن چتر حمایتی در میانه طوفان تورمی

آنچه این بحران را خطرناک‌تر از بسیاری از شوک‌های ژئوپلیتیک پیشین می‌کند، هم‌زمانی آن با عقب‌نشینی کم‌سابقه حمایت‌های مالی بین‌المللی است. در شرایطی که تورم جهانی، هزینه‌های تأمین غذا و عملیات امدادی را افزایش داده، منابع حمایتی نه‌تنها بیشتر نشده‌اند، بلکه در بسیاری موارد کاهش هم یافته‌اند. به این ترتیب، درست در لحظه‌ای که آسیب‌پذیرترین جوامع به کمک بیشتری نیاز دارند، ظرفیت پاسخ‌گویی نهادهای بین‌المللی محدودتر شده است.

آمارها این عقب‌گرد را به‌روشنی نشان می‌دهند. سهم ایالات متحده به‌عنوان بزرگ‌ترین اهداکننده تاریخی برنامه جهانی غذا، از بیش از ۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۷۳۱ میلیون دلار در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. این در حالی است که برنامه جهانی غذا برای پاسخ‌گویی به نیازهای ۱۱۰ میلیون نفر در سال جاری به ۱۳ میلیارد دلار بودجه فوری نیاز دارد. در صورت تداوم این شکاف مالی، بیش از ۹ میلیون نفر دیگر نیز از چرخه حمایت‌های حیاتی کنار گذاشته خواهند شد. حاصل چنین وضعیتی نه فقط تشدید فقر، بلکه عمیق‌تر شدن ناامنی غذایی و بی‌ثباتی اقتصادی در کشورهای شکننده است.

اکنون فصل حساس کشت در شرق آفریقا آغاز شده است، اما کمبود شدید کود و سوخت، چشم‌انداز تولید را به‌شدت تیره کرده و خطر افت بازدهی زمین‌های کشاورزی و تشدید قحطی را در شش تا نه ماه آینده افزایش داده است. از دست رفتن حتی یک فصل کشت، فقط یک اختلال مقطعی نیست؛ چنین رخدادی به معنای وابستگی بیشتر به واردات، فشار سنگین‌تر بر منابع ارزی کشورهای آسیب‌پذیر و تعمیق هم‌زمان فقر، بدهی و تورم خواهد بود.

امروز دیگر روشن شده است که هزینه واقعی تشدید تنش و جنگ‌افروزی در خلیج فارس، تنها در نوسان‌های زودگذر بازار سهام، افزایش حق بیمه کشتیرانی یا رشد قیمت سوخت خلاصه نمی‌شود. بهای اصلی این بحران، در سفره‌های کوچک‌تر، در مزارع کم‌بازده‌تر، در زنجیره‌های تأمین ازهم‌گسیخته و در تورم ماندگار مواد غذایی خود را نشان می‌دهد؛ آن هم در کشورهایی که کمترین نقشی در شکل‌گیری این تنش‌ها نداشته‌اند.

در نهایت، آنچه امروز در بازار انرژی، زنجیره تأمین غذا و شاخص‌های تورمی جهان دیده می‌شود، صرفاً پیامد یک بحران منطقه‌ای نیست، بلکه نتیجه مستقیم سیاست‌های تنش‌زا و ماجراجویانه آمریکاست؛ سیاست‌هایی که با اصرار بر فشار و تقابل با ایران، هزینه این رویارویی را نه فقط به مردم منطقه، بلکه به کل اقتصاد جهانی تحمیل می‌کند. این فشار از سفره فقیرترین ملت‌ها تا بودجه دولت‌های شکننده، همه‌جا خود را نشان می‌دهد. به همین دلیل، بهای واقعی این مسیر را فقط طرف‌های درگیر نمی‌پردازند؛ میلیون‌ها انسان در سراسر جهان قربانی زیاده‌خواهی و جنگ‌افروزی قدرتی می‌شوند که منافع خود را بر ثبات منطقه‌ای، امنیت غذایی و آرامش اقتصاد جهانی ترجیح داده است.

درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما