گاز طبیعی به عنوان یکی از حیاتیترین حاملهای انرژی در اقتصاد ایران، نقشی دوگانه ایفا میکند. از یک سو خوراک اصلی صنایع پتروشیمی و نیروگاههای برق است و از سوی دیگر گرمابخش اصلی بخش خانگی در فصل سرد سال به شمار میرود. با این حال، دادههای عملیاتی زمستان ۱۴۰۴ نشاندهنده ناترازی بیسابقهای است.
مصرف بخش خانگی در روزهای اوج سرما به بیش از ۷۳۷ میلیون مترمکعب رسیده که معادل ۸۵ درصد کل گاز تحویلی به شبکه است. این رقم، ظرفیت تولید و تزریق شبکه را به حداکثر خود حدود ۸۸۶ میلیون مترمکعب نزدیک میکند و جایی برای تأمین خوراک صنایع و سوخت نیروگاهها باقی نمیگذارد. نتیجه این ناترازی، تعطیلی زمستانی صدها واحد صنعتی، خاموشیهای گسترده نیروگاهی و از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد ارزی است.
در این میان، پرسش کلیدی آن است که آیا افزایش تولید پاسخگوی این ناترازی است؟ تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که پاسخ خیر است. چراکه ظرفیت فعلی میدان پارس جنوبی تقریباً به اشباع رسیده. بنابراین تنها راهکار علمی و اقتصادی، مدیریت سمت تقاضا در بخش خانگی با استفاده از ابزارهای قیمتی، رفتاری و فناورانه است.
این یادداشت در پی آن است که چارچوبی عملیاتی و مبتنی بر دادهها برای کاهش مصرف گاز در فصل سرد ارائه دهد، بدون آنکه فشار رفاهی ناشی از شوک قیمتی به اقشار کم درآمد وارد شود. یافتههای حاضر میتواند راهنمای سیاستگذاری انرژی در زمستانهای پیشرو قرار گیرد.
در فصل سرد سال، الگوی مصرف گاز طبیعی در ایران دچار یک تغییر ساختاری شدید میشود.
دادههای عملیاتی زمستان ۱۴۰۴ نشان میدهد سهم بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء از حدود ۱۳ تا ۱۵ درصد در فصول گرم به بیش از ۶۶ تا ۸۵ درصد از کل تولید روزانه کشور جهش پیدا میکند.
این تغییر فصلی، شبکه گاز کشور را با کسری شدید عرضه معادل ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون مترمکعب در روز با احتساب نیاز بخش نیروگاهی مواجه میسازد.
هدف این یادداشت، ارائه چارچوبی علمی مبتنی بر اقتصاد رفتاری، قیمتگذاری پویا و مدیریت هوشمند بار برای کاهش مصرف در بخش پرمصرف خانگی بدون ایجاد شوک رفاهی شدید است.
دادههای حاصل از مصرف انرژی
بر اساس گزارش دیسپچینگ ملی گاز، در تاریخ بهمن ۱۴۰۴ مصرف بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء به ۷۳۷ میلیون مترمکعب رسید که معادل ۸۵ درصد از کل گاز تحویلی به شبکه بود.
این در حالی است که میدان پارس جنوبی بیش از ۷۵ درصد مصرف کشور با تمام توان خود یعنی به عبارتی روزانه بیش از ۶۰۰ میلیون مترمکعب در حال تزریق گاز شیرین به شبکه است.
تخصیص گاز به بخش خانگی به معنای محرومیت بخش صنایع بالادستی پتروشیمی است.
برآوردها نشان میدهد کمبود خوراک گاز در سال ۱۴۰۴ منجر به از دست رفتن ۱.۴ میلیارد دلار درآمد ارزی برای صنعت پتروشیمی شده است و پیشبینی میشود این رقم در سال ۱۴۰۵ از مرز ۱.۵ میلیارد دلار عبور کند.
این به معنای سوختن سرمایه ملی به جای گرمای اضافی در ساختمانهای بیبازده است.
چرا مصرف خانگی اینقدر بالاست؟
برخلاف بسیاری از کشورها که گاز عمدتاً صرف تولید برق میشود. در ایران گاز مستقیماً در موتورخانههای خانگی میسوزد. تحلیلها سه عامل ساختاری را نشان داده است.
میانگین بازدهی موتورخانههای قدیمی در ایران حدود ۵۵ تا ۶۵ درصد است در حالی که استاندارد جهانی بالای ۸۵ درصد است. این یعنی حدود یک سوم گاز مصرفی عملاً بدون تولید گرما به هدر میرود.
تعرفه پلکانی گاز اگرچه اصلاح شده اما کشش قیمتی تقاضا در کوتاهمدت پایین است. این عدد چیزی حدود ۰.۱- تا ۰.۲- است. افزایش دما به میزان ۱ درجه در منازل، مصرف انرژی را تا ۷ درصد افزایش میدهد و هیچ سیگنال قیمتی مؤثری در ساعات اوج برای جلوگیری از این کار وجود ندارد.
در بسیاری از اقشار متوسط، با اتمام پلههای اول ارزان، هزینه نهایی مصرف گاز چنان ناچیز است که انگیزهای برای بهینهسازی مانند عایقکاری یا تنظیم دما روی ۲۰ درجه وجود ندارد.
راهکارهای پیشنهادی مدیریت مصرف گاز
برای عبور از بحران زمستانی بدون تخریب زیرساختهای صنعتی، اتخاذ رویکرد مدیریت سمت تقاضا به جای مدیریت سمت عرضه ضروری است. راهکارها در سه افق زمانی تعریف میشوند.
به جای تعرفه صرفاً پلکانی ماهانه، سیستم هوشمند کنتورها باید امکان اعمال تعرفه بالاتر در ساعات اوج مصرف را فراهم کند. به طور مثال ۱۲ تا ۱۸ و ۱۹ تا ۲۳ میتوانند مناسب باشند.
این روش در کشورهای اروپایی باعث کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی پیک مصرف شده است.
اقتصاد رفتاری نشان میدهد که هنجارهای اجتماعی مؤثرتر از تهدید هستند. پیشنهاد میشود صورت حساب گاز مشترکان شامل سه اطلاعات باشد چیزی که در کشورهای اروپایی وجود دارد و جواب داده است.
مصرف من، میانگین مصرف همسایگان، مصرف خانوارهای کارآمد. تجربیات کالیفرنیا نشان داده این روش تغییر چارچوب بدون افزایش قیمت، مصرف را ۵ تا ۸ درصد کاهش داده است.
با قطع گاز صنایع جزء مثل نانواییها و کارگاهها، میتوان با فشار گاز کمتر به صنایع بزرگ بزرگ، فشار شبکه را کاهش داد. در زمستان ۱۴۰۴، سهم بخش نیروگاهی از گاز با محدودیت مواجه شد.
تمرکز بر تزریق نفت کوره و گازوئیل به نیروگاهها با اولویت نیروگاههای ساحلی باید از مهرماه برنامهریزی شود.
علاوه بر حجم مصرف مترمکعب، باید بر اساس حداکثر دبی نیز از مشترکین پر مصرف حق اشتراک اخذ شود. این کار جلوی روشن کردن همزمان پکیجهای نامتناسب را میگیرد.
وام اجباری بهینهسازی
بانکها موظف شوند به هر واحد مسکونی که فاقد استاندارد عایقکاری است، یک وام اجباری با کارمزد پایین ارائه دهند. بازپرداخت این وام از محل قبوض گاز کسر شود.
محاسبات نشان میدهد سرمایهگذاری ۴۰۰ دلاری در عایقکاری یک واحد ۱۰۰ متری، ظرف ۲ سال از محل کاهش قبض گاز بازگشت سرمایه دارد. این مورد بازگشت سرمایه 2 ساله را نشان میدهد.
ضرایب قیمتی گاز نسبت به برق و فرآوردههای نفتی باید بازبینی شود. در حال حاضر گاز ارزانترین حامل انرژی است که رفتارهای اسرافآمیز را تشویق میکند.
توصیه میشود قیمت پلههای پایانی مصرف پله ۴ به بالا به تدریج به ۹۰ درصد قیمت FOB خلیجفارس حدود ۵ تا ۷ سنت برسد.
ادامه وضعیت فعلی به معنای خاموشی زمستانی صنایع و خروج سرمایه از کشور است. رکورد ۸۸۶ میلیون مترمکعبی تولید گاز نشان میدهد دیگر ظرفیت افزایش عرضه وجود ندارد.
دولت باید سیاست قیمت ثابت را کنار گذاشته و به سمت تعرفه گذاری پویا و مبتنی بر زمان حرکت کند. هر یک درجه کاهش دمای تنظیم ترموستات منازل از ۲۴ درجه به ۲۱ درجه معادل تزریق یک فاز جدید پارس جنوبی به شبکه است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟