پل کروگمن، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، جملهای مشهور دارد که بارها در تحلیلهای رشد اقتصادی نقل شده است: «بهرهوری همهچیز نیست، اما در بلندمدت تقریباً همهچیز است.»
منظور او این است که کشورها ممکن است برای مدتی با افزایش سرمایهگذاری یا گسترش نیروی کار رشد کنند، اما در نهایت آنچه سطح رفاه و توان تولیدی اقتصاد را تعیین میکند، میزان بهرهوری است؛ یعنی اینکه یک اقتصاد تا چه اندازه میتواند از منابع موجود خود به شکل کارآمد استفاده کند.
این گزاره درباره اقتصاد ایران نیز تا حد زیادی مصداق دارد.
تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هر زمان که بهرهوری افزایش یافته، اقتصاد توانسته حتی در شرایط محدودیت منابع نیز رشد خود را حفظ کند؛ اما در دورههایی که بهرهوری کاهش یافته، اقتصاد با رکود و افت تولید مواجه شده است.
عبور تدریجی از دهه کمبهرهوری
اقتصاد ایران در دهه ۱۳۹۰ یکی از دشوارترین دورههای خود را پشت سر گذاشت؛ دورهای که در آن رشد اقتصادی با نوسانات شدید همراه بود و بهرهوری نیز روندی کاهشی داشت.
برآوردها نشان میدهد متوسط رشد بهرهوری کل عوامل تولید در این دهه حدود منفی ۰.۸ درصد بوده است؛ موضوعی که نشان میدهد بخش مهمی از ظرفیتهای تولیدی اقتصاد به شکل کارآمد مورد استفاده قرار نمیگرفت.
با این حال در سالهای ابتدایی دهه ۱۴۰۰ نشانههایی از تغییر این روند مشاهده شد.
آمارها نشان میدهد میانگین رشد اقتصادی ایران در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ حدود ۴ تا ۵ درصد بوده است و بخش قابل توجهی از این رشد از محل بهبود بهرهوری حاصل شده است.
در واقع برآوردها حاکی از آن است که حدود سهچهارم رشد اقتصادی این دوره از محل افزایش بهرهوری به دست آمده است.
اهمیت این تحول زمانی روشنتر میشود که آن را با روند بلندمدت اقتصاد ایران مقایسه کنیم. در دو دهه گذشته، سهم بهرهوری از رشد اقتصادی کشور به طور متوسط تنها حدود ۳۸ درصد بوده است.
بنابراین افزایش سهم بهرهوری در سالهای اخیر نشان میدهد که در شرایط محدودیت سرمایهگذاری، اقتصاد بیش از گذشته به بهبود بهرهوری برای حفظ رشد خود متکی شده است.
سالهای شوک اقتصادی و افت بهرهوری
برای درک بهتر این تغییرات، باید به سالهای پایانی دهه ۱۳۹۰ بازگشت. در سال ۱۳۹۶ اقتصاد ایران رشد ۲.۹ درصدی را تجربه کرد و بهرهوری نیز حدود ۰.۹ درصد افزایش یافت؛ نشانهای از وضعیت نسبتاً باثبات آن دوره.
اما در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ با تشدید تحریمها و نوسانات شدید ارزی، اقتصاد ایران وارد رکود شد.
در این دوره رشد اقتصادی به ترتیب ۴.۴- درصد و ۲.۱- درصد ثبت شد و بهرهوری نیز به شدت کاهش یافت و به منفی ۵.۱ درصد در سال ۱۳۹۷ و منفی ۲.۸ درصد در سال ۱۳۹۸ رسید.
این کاهش همزمان نشان میدهد که در آن سالها نهتنها تولید کاهش یافته، بلکه کارایی استفاده از منابع نیز افت کرده است.
بسیاری از بنگاهها با محدودیت در تأمین مواد اولیه و کاهش سطح فعالیت مواجه شدند و بخشی از ظرفیتهای تولیدی اقتصاد بلااستفاده ماند.
جهش بهرهوری پس از کرونا
سال ۱۳۹۹ را میتوان نقطه عطفی در روند بهرهوری اقتصاد ایران دانست.
در این سال، علیرغم شرایط دشوار ناشی از همهگیری کرونا و کاهش ۱.۸ درصدی رشد نیروی کار، بهرهوری افزایش چشمگیری را تجربه کرد و به ۶.۹ درصد رسید.
این افزایش بهرهوری نقش مهمی در ثبت رشد اقتصادی ۴.۹ درصدی در همان سال داشت. بخشی از این رشد ناشی از فعال شدن ظرفیتهای بلااستفاده اقتصاد و سازگاری تدریجی بنگاهها با شرایط جدید بود.
در سالهای بعد نیز روند بهرهوری مثبت باقی ماند. در ۱۴۰۰ رشد بهرهوری حدود ۳.۶ درصد، در ۱۴۰۱ حدود ۳.۸ درصد و در ۱۴۰۲ حدود ۳.۲ درصد گزارش شد.
همزمان اقتصاد ایران توانست رشد اقتصادی نسبتاً باثباتی در محدوده ۴ تا ۵ درصد را تجربه کند.
رکود سرمایهگذاری و افزایش اهمیت بهرهوری
یکی از ویژگیهای مهم اقتصاد ایران در این سالها، رکود سرمایهگذاری بوده است.
رشد سرمایه که در سال ۱۳۹۶ حدود ۰.۵ درصد بود، در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ وارد محدوده منفی شد و حتی در سال ۱۳۹۹ نیز حدود منفی ۰.۲ درصد ثبت شد.
پس از آن، اگرچه رشد سرمایه مثبت شد، اما همچنان در سطوح پایین باقی ماند و در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ عمدتاً بین ۰.۲ تا ۰.۵ درصد نوسان داشت.
این ارقام نشان میدهد که اقتصاد ایران در سالهای اخیر با محدودیت جدی در ایجاد ظرفیتهای تولیدی جدید مواجه بوده است.
در چنین شرایطی، بهرهوری اهمیت بیشتری پیدا میکند. زمانی که سرمایهگذاری گسترده امکانپذیر نیست، افزایش تولید تنها از طریق استفاده مؤثرتر از منابع موجود ممکن خواهد بود.
نشانههای کند شدن روند در سال ۱۴۰۳
با وجود روند مثبت بهرهوری در سالهای اخیر، آمارهای سال ۱۴۰۳ نشان میدهد که سرعت این روند تا حدی کاهش یافته است. در این سال رشد بهرهوری به حدود ۲.۱ درصد رسید و رشد اقتصادی نیز در حدود ۳.۱ درصد ثبت شد.
همزمان رشد سرمایه و نیروی کار هر دو در حدود ۰.۵ درصد گزارش شدهاند. این موضوع نشان میدهد که منابع جدیدی که به اقتصاد وارد میشوند همچنان محدود هستند و بخش مهمی از رشد اقتصادی همچنان به بهرهوری وابسته است.
مسیر پیشروی اقتصاد ایران
مرور عملکرد اقتصاد ایران در فاصله سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ نشان میدهد که بهرهوری عوامل تولید نقش مهمی در شکلگیری روند رشد اقتصادی داشته است.
در سالهایی که بهرهوری کاهش یافته، اقتصاد نیز با رکود روبهرو شده و در مقابل، بهبود بهرهوری توانسته به حفظ رشد اقتصادی کمک کند.
اگر اقتصاد ایران بخواهد به رشد پایدار دست پیدا کند، ارتقای بهرهوری باید به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شود.
در کنار آن، احیای روند سرمایهگذاری نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بدون افزایش سرمایهگذاری، ظرفیتهای تولیدی اقتصاد در بلندمدت محدود باقی خواهد ماند.
بهبود فضای کسبوکار، افزایش ثبات و پیشبینیپذیری سیاستهای اقتصادی، حمایت از نوآوری و فناوری، و تقویت مهارت نیروی انسانی از جمله اقداماتی هستند که میتوانند زمینه افزایش پایدار بهرهوری را فراهم کنند.
با توجه به تداوم رکود سرمایهگذاری و محدود بودن رشد منابع تولید، به نظر میرسد بهرهوری در سالهای پیشرو نیز یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده رشد اقتصادی ایران باقی بماند.
همانطور که پل کروگمن تأکید میکند، بهرهوری شاید در کوتاهمدت همهچیز نباشد، اما در بلندمدت تقریباً تعیینکننده همهچیز است.
تجربه اقتصاد ایران نیز نشان میدهد که بدون بهبود پایدار بهرهوری، دستیابی به رشد اقتصادی باثبات و بلندمدت چندان امکانپذیر نخواهد بود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟