برآوردهای «مدرسه امور عمومی و بینالملل واتسون» در دانشگاه براون نشان میدهد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از ۲۸ فوریه (۹ اسفند) تاکنون بیش از ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه اضافی انرژی به آمریکاییها تحمیل کرده است. این رقم تنها بخشی از هزینههای اقتصادی جنگ محسوب میشود؛ زیرا در کنار مخارج مستقیم نظامی، افزایش قیمت نفت و سوخت نیز بهصورت مستقیم در قالب تورم و رشد هزینههای زندگی بر دوش مصرفکنندگان آمریکایی قرار گرفته است.
«شمارشگر هزینههای انرژی جنگ علیه ایران» که توسط مدرسه واتسون دانشگاه براون طراحی شده، افزایش هزینههای ناشی از رشد قیمت انرژی را بهصورت لحظهای محاسبه میکند. بر اساس دادههای این سامانه، از زمان آغاز درگیریها تاکنون بیش از ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه مازاد در حوزه انرژی به اقتصاد آمریکا تحمیل شده است. این رقم نشان میدهد که حتی پیش از محاسبه کامل هزینههای نظامی و امنیتی، جنگ توانسته اثر محسوسی بر بازار انرژی و هزینههای اقتصادی در داخل آمریکا بگذارد.
جنگ و شوک انرژی؛ چگونه تنش ژئوپلیتیکی قیمتها را بالا میبرد
بازار جهانی نفت بهشدت نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیکی حساس است و هرگونه تنش در منطقه خلیج فارس میتواند انتظارات بازار را تغییر دهد. ایران در قلب یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان قرار دارد و هرگونه درگیری مرتبط با این کشور میتواند احتمال اختلال در عرضه نفت یا حملونقل دریایی را افزایش دهد. همین احتمال، حتی پیش از وقوع اختلال واقعی، باعث افزایش قیمتها در بازارهای جهانی میشود.
برای اقتصادی مانند آمریکا که هنوز بخش بزرگی از حملونقل و تولید آن به سوختهای فسیلی وابسته است، افزایش قیمت نفت بهسرعت به قیمت بنزین و گازوئیل منتقل میشود. افزایش قیمت سوخت نیز بهطور مستقیم هزینه حملونقل کالا، خدمات لجستیکی و تولید را بالا میبرد و در نهایت به شکل افزایش قیمت کالاها و خدمات در سبد مصرفی خانوارها ظاهر میشود.
به همین دلیل اقتصاددانان اغلب از شوکهای انرژی بهعنوان نوعی «مالیات غیرمستقیم» یاد میکنند؛ مالیاتی که دولت آن را تصویب نکرده اما مصرفکنندگان ناگزیر از پرداخت آن هستند. در چنین شرایطی، هزینه جنگ نه فقط در بودجه نظامی بلکه در قیمتهای روزمره اقتصاد نیز نمایان میشود.
فشار تورمی و چالش سیاستگذاری در اقتصاد آمریکا
افزایش قیمت انرژی در شرایطی رخ داده که اقتصاد آمریکا هنوز بهطور کامل از موجهای تورمی سالهای اخیر فاصله نگرفته است. بنابراین شوک جدید انرژی میتواند تلاشهای فدرالرزرو برای کنترل تورم را پیچیدهتر کند. افزایش قیمت نفت و سوخت بهطور معمول یکی از مهمترین محرکهای تورم در اقتصادهای بزرگ محسوب میشود، زیرا این افزایش به طیف گستردهای از کالاها و خدمات سرایت میکند.
در چنین شرایطی سیاستگذاران اقتصادی با یک معضل کلاسیک مواجه میشوند. اگر فدرالرزرو برای مهار تورم نرخ بهره را افزایش دهد، ممکن است رشد اقتصادی کند شود و فشار بر بازار کار و سرمایهگذاری افزایش یابد. در مقابل، اگر سیاستهای انقباضی کافی اعمال نشود، خطر تثبیت تورم بالا در اقتصاد وجود خواهد داشت.
از منظر سیاسی نیز قیمت انرژی در آمریکا اهمیت ویژهای دارد. قیمت بنزین یکی از شاخصهایی است که بهطور مستقیم بر احساس رفاه اقتصادی شهروندان اثر میگذارد و در بسیاری از دورههای انتخاباتی به موضوعی حساس تبدیل میشود. در نتیجه هرگونه افزایش قابلتوجه در قیمت سوخت میتواند پیامدهای سیاسی برای دولت مستقر به همراه داشته باشد.
شواهد تجربی؛ تجربه شوکهای نفتی چه میگوید؟
مطالعات اقتصادی نشان میدهد که شوکهای انرژی در گذشته نیز اثرات قابلتوجهی بر اقتصاد آمریکا داشتهاند. برای مثال در دهه ۱۹۷۰، افزایش شدید قیمت نفت به دنبال تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه باعث شکلگیری تورم بالا و رکود اقتصادی در بسیاری از اقتصادهای غربی شد. این تجربه تاریخی نشان داد که وابستگی اقتصادهای صنعتی به انرژی میتواند آنها را در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیر کند.
در سالهای اخیر نیز نمونههای مشابهی دیده شده است. پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، افزایش قیمت نفت و گاز در بازار جهانی باعث رشد هزینه انرژی در بسیاری از کشورهای غربی شد. گزارشهای «اداره اطلاعات انرژی آمریکا» (EIA) نشان میدهد که افزایش قیمت نفت معمولاً با فاصله کوتاهی به افزایش قیمت بنزین در بازار داخلی آمریکا منجر میشود.
همچنین مطالعات صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که افزایش پایدار قیمت نفت میتواند نرخ تورم در اقتصادهای واردکننده انرژی را بهطور قابلتوجهی بالا ببرد. حتی در کشوری مانند آمریکا که تولیدکننده بزرگ نفت نیز محسوب میشود، مصرف بالای انرژی باعث میشود افزایش قیمت جهانی نفت در نهایت فشار تورمی قابلتوجهی ایجاد کند.
جمعبندی
رقم ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه اضافی انرژی، تصویری از یکی از پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران است؛ جنگی که اثر آن تنها به میدانهای نظامی محدود نمیشود. افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند بازار انرژی را دچار نوسان کند و این نوسان در نهایت به اقتصاد داخلی کشورها منتقل شود. برای آمریکا نیز چنین وضعیتی به معنای افزایش هزینه سوخت، فشار تورمی و پیچیدهتر شدن تصمیمات سیاستگذاری اقتصادی است.
اگر این روند ادامه یابد، هزینههای اقتصادی جنگ ممکن است بهمراتب فراتر از برآوردهای اولیه برود. تجربههای تاریخی نشان میدهد که درگیریهای ژئوپلیتیکی طولانیمدت اغلب پیامدهایی پایدار برای اقتصاد جهانی و بهویژه بازار انرژی به همراه دارند؛ پیامدهایی که در نهایت در قالب افزایش هزینه زندگی برای مصرفکنندگان ظاهر میشود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟