در حالیکه کشور با فشارهای گسترده و شرایط خاص مواجه است، روند برداشت گندم بدون وقفه ادامه دارد و صنایع وابسته به این محصول راهبردی، نقش کلیدی در حفظ امنیت غذایی و پایداری زنجیره تأمین ایفا میکنند.
گندم فراتر از یک محصول استراتژیک
رئیس مرکز توسعه مکانیزاسیون و صنایع کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی با تأکید بر اهمیت گندم، این محصول را نماد یک زنجیره پایدار دانست که از مزرعه آغاز شده و تا سفره خانوارها امتداد دارد. به گفته او، گندم نهتنها یک کالای اساسی، بلکه بخشی از امنیت، استقلال و معیشت کشور است.
برداشت بدون توقف در شرایط جنگی
کریم ذوالفقاری با اشاره به شرایط ویژه کشور اعلام کرد که با برنامهریزیهای انجامشده، برداشت گندم در سراسر کشور بدون وقفه در حال انجام است. این موضوع نشاندهنده آمادگی بخش کشاورزی برای مواجهه با بحرانهای گسترده است.
از صنایع تبدیلی تا نشاسته و خوراک دام برای زنجیره ارزش
به گفته این مقام مسئول، صنایع آرد و ماکارونی با تولید مستمر و ذخایر راهبردی، نقش مهمی در تأمین کالری پایدار برای مردم و نیروهای مسلح دارند. همچنین صنایع بیسکویت و کیک با تولید محصولات متنوع و قابل نگهداری، گزینهای قابل اتکا در شرایط بحرانی و مناطق دورافتاده محسوب میشوند.
ذوالفقاری تأکید کرد که صنایع نشاسته و گلوتن علاوه بر تأمین نیاز صنایع غذایی، در بخش دارویی و صنایع تخصصی نیز کاربرد دارند. از سوی دیگر، صنایع خوراک دام و طیور مبتنی بر گندم، نقش مهمی در پایداری زنجیره تأمین پروتئین کشور ایفا میکنند.
تداوم برداشت گندم اقتصادی است؟
تداوم برداشت گندم در شرایط بحرانی را باید یکی از مهمترین نشانههای تابآوری بخش کشاورزی ایران دانست؛ بخشی که حدود ۸ تا ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص میدهد و بهطور مستقیم با امنیت غذایی بیش از ۸۵ میلیون نفر جمعیت کشور در ارتباط است. گندم بهعنوان اصلیترین کالای اساسی، سالانه سهمی بیش از ۳۵ تا ۴۰ درصد از تأمین کالری مصرفی خانوارهای ایرانی را بر عهده دارد و هرگونه اختلال در تولید یا توزیع آن، میتواند تبعات اقتصادی و اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد.
بر اساس دادههای رسمی، تولید گندم ایران در سالهای اخیر در محدوده ۱۰ تا ۱۴ میلیون تن در نوسان بوده و مصرف سالانه کشور نیز حدود ۱۲ میلیون تن برآورد میشود. این ارقام نشان میدهد که حتی در شرایط خودکفایی نسبی، پایداری تولید و مدیریت ذخایر راهبردی از اهمیت حیاتی برخوردار است. در چنین بستری، ادامه بدون وقفه برداشت گندم در شرایط بحرانی، نهتنها به معنای حفظ جریان عرضه است، بلکه نقش مهمی در کنترل انتظارات تورمی در بازار کالاهای اساسی ایفا میکند.
چرا صنایع تبدیلی گندم برای اقتصاد مهم است؟
از منظر اقتصادی، صنایع تبدیلی گندم را میتوان حلقه واسطی دانست که ارزش افزوده این محصول را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد. بهعنوان نمونه، صنعت آرد سالانه بیش از ۱۰ میلیون تن گندم را فرآوری میکند و گردش مالی آن به چندین میلیارد دلار میرسد. همچنین صنایع ماکارونی، بیسکویت و کیک با تولید سالانه چند میلیون تن محصول، علاوه بر تأمین نیاز داخلی، سهمی در صادرات غیرنفتی کشور دارند. در سالهای اخیر، صادرات محصولات مبتنی بر گندم مانند ماکارونی به بیش از ۳۰۰ میلیون دلار در سال رسیده که نشاندهنده ظرفیت ارزآوری این زنجیره است.
نکته قابل توجه دیگر، نقش این صنایع در مدیریت بحران و کاهش هزینههای لجستیکی است. محصولات فرآوریشده مانند آرد و ماکارونی، به دلیل ماندگاری بالا و سهولت حملونقل، امکان ذخیرهسازی راهبردی و توزیع سریع را فراهم میکنند. این ویژگیها در شرایطی که زنجیره تأمین با اختلال مواجه میشود، اهمیت دوچندان پیدا میکند. بهطور متوسط، ضایعات گندم در صورت نگهداری نامناسب میتواند تا ۱۰ درصد افزایش یابد، در حالی که تبدیل آن به محصولات صنعتی این رقم را به حداقل میرساند.
کدام صنایع به گندم وابستگی دارند؟
در سطح کلانتر، صنایع وابسته به گندم نقش مهمی در تثبیت سایر بازارها نیز دارند. بهعنوان مثال، صنایع خوراک دام و طیور که بخشی از مواد اولیه خود را از فرآوردههای گندم تأمین میکنند، بهطور مستقیم بر قیمت گوشت و محصولات پروتئینی اثرگذار هستند. با توجه به اینکه سرانه مصرف پروتئین در ایران حدود ۳۰ تا ۳۵ کیلوگرم در سال است، هرگونه اختلال در این بخش میتواند به افزایش قابل توجه قیمتها و فشار بر خانوارها منجر شود.
از منظر اشتغال نیز، زنجیره گندم یکی از بزرگترین بخشهای اشتغالزا در اقتصاد ایران محسوب میشود. برآوردها نشان میدهد که بیش از ۴ میلیون نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در این زنجیره فعالیت دارند؛ از کشاورزان و کارگران فصلی گرفته تا فعالان صنایع تبدیلی، حملونقل و توزیع. بنابراین، پایداری این زنجیره نهتنها به معنای تأمین غذا، بلکه به معنای حفظ اشتغال و جلوگیری از شوکهای اقتصادی در بازار کار است.
در نهایت، آنچه در شرایط کنونی اهمیت ویژه دارد، هماهنگی میان اجزای مختلف این زنجیره است. تجربه نشان داده است که هرگونه ناهماهنگی میان تولید، ذخیرهسازی و توزیع میتواند منجر به افزایش قیمتها، شکلگیری بازارهای غیررسمی و کاهش رفاه مصرفکنندگان شود. از این رو، استمرار برداشت گندم و عملکرد هماهنگ صنایع تبدیلی را باید بهعنوان یک مزیت راهبردی در مدیریت اقتصاد بحران ارزیابی کرد؛ مزیتی که میتواند بهعنوان الگویی برای سایر بخشهای حیاتی اقتصاد کشور نیز مورد توجه قرار گیرد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟