چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

اگر هرمز بسته بماند، شرق آسیا کجا ضربه می‌خورد؟ از شوک انرژی تا رقابت تازه در مالاکا و تایوان

اگر هرمز بسته بماند، شرق آسیا کجا ضربه می‌خورد؟ از شوک انرژی تا رقابت تازه در مالاکا و تایوان

انسداد تنگه هرمز فقط صادرات نفت خلیج فارس را مختل نمی‌کند؛ این بحران می‌تواند امنیت انرژی شرق آسیا را متزلزل کرده و حساسیت ژاپن، چین و کره جنوبی را نسبت به تنگه‌های مالاکا و تایوان چند برابر کند.

- اندازه متن +

با انسداد تنگه هرمز، مسئله فقط کمبود نفت در خاورمیانه نیست. این اتفاق، برای شرق آسیا به‌معنای ورود به یک فاز جدید از نااطمینانی انرژی است؛ جایی که ژاپن، چین و کره جنوبی باید هم‌زمان درباره نفت، حمل‌ونقل، ذخایر راهبردی و امنیت مسیرهای جایگزین فکر کنند. تنگه هرمز در ۲۰۲۵ روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت را عبور داده و یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان باقی مانده است.

چرا هرمز برای شرق آسیا فقط یک آبراه دوردست نیست؟

برای شرق آسیا، هرمز یک مسئله حیاتی است، نه یک ریسک فرعی. ژاپن و کره جنوبی از جمله اقتصادهایی هستند که وابستگی بسیار بالایی به نفت خاورمیانه دارند و کره جنوبی حتی اعلام کرده در سال گذشته ۶۱ درصد نفت و ۵۴ درصد نفتای وارداتی‌اش از مسیر هرمز عبور کرده است. چین هم اگرچه در سال‌های اخیر به‌دنبال تنوع‌بخشی بوده، اما خودِ مقام‌های پکن در روزهای اخیر از ضرورت افزایش ذخایر و تنوع مسیرهای واردات انرژی سخن گفته‌اند؛ نشانه‌ای روشن از اینکه اختلال هرمز، برای پکن هم یک تهدید واقعی است.

انسداد هرمز چه ضربه‌ای به زنجیره تأمین انرژی می‌زند؟

مشکل اصلی اینجاست که انسداد هرمز فقط به افزایش قیمت نفت ختم نمی‌شود؛ بلکه امنیت عرضه را هم زیر سؤال می‌برد. آژانس بین‌المللی انرژی گفته ظرفیت جایگزین برای صادرات نفت از خلیج فارس فقط حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز است؛ یعنی فاصله‌ای بزرگ با حجمی که به‌طور معمول از هرمز عبور می‌کند. به بیان ساده، حتی اگر همه مسیرهای جایگزین فعال شوند، باز هم بخش بزرگی از نفتی که باید به آسیا برسد، به‌راحتی قابل جبران نیست.

چرا حالا مالاکا برای شرق آسیا مهم‌تر از قبل شده است؟

وقتی هرمز دچار اختلال می‌شود، فشار ژئوپلیتیکی فوراً به سمت مسیرهای بعدی حرکت می‌کند؛ و در این میان، مالاکا به مهم‌ترین گلوگاه بعدی برای شرق آسیا تبدیل می‌شود. برآوردها نشان می‌دهد در نیمه نخست ۲۰۲۵ حدود ۲۳.۲ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه مالاکا عبور کرده و این تنگه، در عمل مهم‌ترین مسیر اتصال اقیانوس هند به بازارهای شرق و جنوب شرق آسیاست. یعنی اگر هرمز نفت را نگه دارد، مالاکا به گره بعدی برای مدیریت باقی‌مانده جریان انرژی تبدیل می‌شود.

«معضل مالاکا» چرا دوباره جدی شده است؟

برای چین، این بحران فقط درباره هرمز نیست؛ درباره وابستگی تاریخی به مسیرهای آسیب‌پذیر دریایی هم هست. اصطلاح معضل مالاکا دقیقاً به همین نگرانی اشاره دارد: اینکه بخش بزرگی از انرژی چین باید از یک مسیر باریک و حساس عبور کند که در شرایط بحرانی، به نقطه فشار ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شود. وقتی هرمز دچار اختلال می‌شود، ارزش امنیتی مالاکا برای پکن چند برابر می‌شود، چون چین ناچار است بیش از گذشته روی حفظ مسیرهای باقی‌مانده حساب کند.

ژاپن در دوراهی دیپلماسی و امنیت چه می‌کند؟

ژاپن به‌طور سنتی تلاش کرده میان نیاز به امنیت انرژی و ملاحظات دیپلماتیک خود توازن برقرار کند. اما هرچه بحران هرمز طولانی‌تر شود، فشار داخلی بر توکیو برای ایفای نقش فعال‌تر بیشتر می‌شود. نمونه روشن این نگرانی را می‌توان در هشدارهای اخیر اروپا درباره سوخت جت و در تحلیل‌های آسیایی درباره امنیت عرضه دید: هرچه اختلال عرضه ادامه پیدا کند، کشورهایی مثل ژاپن باید تصمیم بگیرند که فقط ناظر باشند یا در حوزه امنیت دریایی، لجستیک و ذخیره‌سازی نقش پررنگ‌تری بپذیرند. این لزوماً به‌معنای ورود مستقیم نظامی نیست، اما به‌معنای امنیتی‌تر شدن سیاست انرژی ژاپن هست.

کره جنوبی چه درسی از بحران گرفته است؟

کره جنوبی از همین حالا واکنش عملی نشان داده است. سئول اعلام کرده ۲۷۳ میلیون بشکه نفت خام و ۲.۱ میلیون تن نفتا را از مسیرهایی خارج از هرمز تأمین کرده؛ حجمی که به گفته مقام‌های این کشور، بیش از سه ماه نیاز عادی نفت خام و یک ماه نیاز نفتا را پوشش می‌دهد. این واکنش نشان می‌دهد برای شرق آسیا، بحث فقط تحلیل ریسک نیست؛ دولت‌ها عملاً وارد فاز خرید امنیت انرژی شده‌اند.

آیا تایوان هم در این معادله فقط یک مسئله امنیتی-نظامی است؟

خیر. تنگه تایوان در این سناریو فقط یک پرونده نظامی یا سیاسی نیست؛ یک متغیر اقتصادی و لجستیکی هم هست. اگر هرمز و سپس مالاکا زیر فشار بروند، حساسیت بر تنگه تایوان بیشتر می‌شود، چون هر تنش جدید در آنجا می‌تواند هم‌زمان بر انرژی، تجارت و زنجیره تأمین شرق آسیا اثر بگذارد. یعنی شرق آسیا با یک بحران چندلایه روبه‌رو می‌شود: یک گلوگاه نفتی در غرب، یک گلوگاه ترانزیتی در جنوب، و یک گلوگاه امنیتی-تجاری در شرق.

آیا مسیرهای جایگزین واقعاً می‌توانند بحران را حل کنند؟

در کوتاه‌مدت، نه. آژانس بین‌المللی انرژی و داده‌های بازار نشان می‌دهد مسیرهای جایگزین و قراردادهای اضطراری می‌توانند بخشی از فشار را کم کنند، اما نمی‌توانند نقش هرمز را به‌طور کامل جبران کنند. حتی کره جنوبی که دست به خرید جایگزین زده، عملاً از ترکیبی از عربستان، عمان و قزاقستان استفاده کرده تا فقط بخشی از وابستگی خود را پوشش دهد. این یعنی جایگزین‌ها وجود دارند، اما ظرفیت و هزینه آن‌ها اجازه نمی‌دهد بحران به‌طور کامل خنثی شود.

جمع‌بندی

انسداد هرمز، برای شرق آسیا فقط یک شوک انرژی نیست؛ یک شوک امنیتی-راهبردی است که دولت‌ها را وادار می‌کند هم‌زمان درباره دیپلماسی، ذخایر راهبردی، امنیت دریایی و مسیرهای جایگزین تصمیم بگیرند. اگر بحران طولانی شود، رقابت و همکاری بر سر مالاکا و تایوان هم پررنگ‌تر می‌شود، چون شرق آسیا دیگر فقط نگران قیمت نفت نخواهد بود؛ نگران بقا و پایداری زنجیره تأمین خود خواهد شد. در این معنا، هرمز دیگر یک گلوگاه خاورمیانه‌ای نیست؛ متغیری مستقیم در امنیت اقتصادی شرق آسیاست.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما